آدرس عوضی ! صادق افروز

تصویری که بنگاه های تبلیغاتی صهیونیستی و امپریالیستی از آنچه در غزه میگذرد ارائه می دهند تصویری غیر واقعی است . بر طبق این تصویر پردازی مونتاژ و نوع هالیوودی دوطرف متخاصم در حال در گیری هستند. از یکطرف ارتش اسرائیل با تانک هایش و سربازانش که کنار مرز سنگر گرفته اند و از سوی دیگر ارتش حمس با موشک ها و سربازانش. اگر صحنه خراب شدن یک خانه در غزه را نشان می دهند که بر اثر بمباران اسرائیلی ها ویران شده بلافاصله خبرنگار مضطرب شان را نشان می دهند که در یک شهرک اسرائیلی نزدیک مرز غزه پس از پخش آژیر خطر پناه گرفته و به سوراخ کوچکی که موشک فلسطینی ها در دیواری ایجاد کرده اشاره می کند . تجربه هالیوودی در صحنه پردازی بطور کامل بکار گرفته می شود تا یک نسل کشی بی رحمانه و یک فاجعه انسانی را که نتیجه سیاست صهیونیستی و امپریالیستی در خاورمیانه است جنگ متعادل دو طرف تخاصم جابزنند .
کارگردانان و سناریو نویسان چنین پروژه هایی می توانند هرچه بخواهند تولید کنند ولی واقعیت با آنچه این ها می گویند فاصله زیادی دارد .واقعیت امر این است که اصلا جنگی در کار نیست که در یک طرفش حمس باشد با تانک وتوپش و در طرف دیگر اسرائیل با امکانات نظامی اش . واقعیت این است که این منطقه کوچک با وسعت 360 کیلومتر مربع از یک طرف به دریای میترانه محدود است که آب هایش را ناوچه های اسرائیلی کنترل می کنند ، در یک محدوده باریک با مصر هم مرز است و بقیه اش هم مرز خاکی با اسرائیل است . تراکم 1.5 میلیون نفر فلسطینی در این منطقه ، غزه را به پر تراکم ترین منطقه جهان تبدیل کرده است . بیش از نیمی از این جمعیت 1.5 میلیون نفری را کودکان تشکیل می دهند . اسرائیل از آغاز یورش جدید خود که از 27 دسامبر 2008 آغاز شد با استفاده از پیشرفته ترین تجهیزات نظامی از آسمان و زمین مردم این منطقه را هدف گرفته است . آمار نشان میدهد که اکثر قربانیان کودکان فلسطینی بوده اند . برای اسرائیل بیمارستان و مدرسه و خیابان و ورزشگاه و ایستگاه پلیس فرق نمی کرده و اهداف نظامی بنا بر تعلق مذهبی و سیاسی انتخاب نشده اند . مکان های ویران شده دال بر صحت این نظریه است که اسرائیل در پی ویران کردن شهر نشینی و تمدن و مردم فلسطین است .

متاسفانه برخی از گروه ها و سازمان های سیاسی ایرانی هم اسیر این جوسازی شده ، برای خودشان در این وانفسای جنگ بین دو ارتجاع(اسرائیل – حمس) در جستجوی مکان مستقلی هستند .بگذارید از اول خیال مچگیران حرفه ای را راحت کنم . همان ها یی که مثل جن از بسم الله از واژه امپریالیسم و صهیونیسم می هراسند و پوپولیسم و اسلامی و ملی و سنتی را پشت سر هم قرقره می کنند تا امپریالیسم وصهیونیسم را تبرئه کنند . همه آنهایی که سعی میکنند با سریش نچسبی راه کارگر را – که سراسر عمر 30 ساله اش را صرف مبارزه با ارتجاع مذهبی (و نه فقط اسلامی!) وحاکمیت سرمایه کرده و بر خلاف جلال آل احمد و حزب کمونیست کارگری دنیا را به شرق و غرب تقسیم نکرده بلکه در مقابل امپریالیست ها سیاست آشتی ناپذیری داشته و در راستای وفاداری به سنت انترناسیونالیستی از مبارزه خلق های تحت ستم علیه یورش امپریالیستی صهیونیستی دفاع کرده- به ملی و مذهبی بچسبانند .برای راحت کردن خیال این جمع باید بگویم که حمس نه ساخته و پرداخته جمهوری اسلامی ، بلکه دست پخت خود صهیونیست هاست . مقالات بسیاری در مورد پیدایش حمس و نقش مخرب آن در ضربه به جنبش سکولار و چپ نوشته شده که برای جلوگیری از اطاله کلام از وارد شدن به آن پرهیز می کنم . کوتاه سخن در مورد حمس این است که ریشه های فکری این جریان در تماس با فعالین اخوان المسلمین که خود سابقه طولانی در همکاری با سرویس های مخفی-امنیتی انگلیس و امریکا داشته اند شکل گرفته است . همانگونه که امپریالیست ها موجب رشد مجاهدین افغان شدند تا به جان شوروی ها بیفتند و راه را برای قدرت گیری خمینی هموار کردند تا از شر چپ در ایران خلاص شوند به همان سیاق حمس را اسرائیلی ها تقویت کردند و رشد دادند تا جنبش سکولار و چپ فلسطینی ها به حاشیه رانده شود .
مقاله نویسان حزب کمونیست کارگری بیش از هر گروه دیگری در این سناریوی اسرائیل ساخته جنگ اسرائیل – حمس ! و آغاز جنگ ! بدلیل موشک پرانی حمس شرکت کرده و حتی بیش از سلطنت طلبان خجل یقه درانی می کنند . یکی از این مقاله نویسان چنین می نویسد :
چند روز قبل از آغاز این جنگ، موشک پرانی حمس به سمت شهر ها
شهرک های اسرائیلی آغاز شد . این موشک پرانی بر طبق گزارشات
به 80 موشک در روزمی رسید .(1)
در حالیکه 18 روز پس از گذشت این نسل کشی وحشیانه و قتل بیش از 1000 نفر فلسطینی که اکثرشان را کودکان تشکیل می دهند و بمباران مراکز سازمان ملل در غزه که حتی صدای دبیر کل بی بو و خاصیت سازمان ملل را هم درآورده است .مقاله نویس حککا همصدا با فاکس نیوز و دیگر سناریو نویسان صهیونیست و نه حتی سی ان ان و نه حتی الجزیره جنایت در حال وقوع را جنگ می نامد
و علت آغاز این جنگ ! را در موشک پرانی حمس ردیابی می کند . و بعد برای اینکه از تاریخ هم کمک گرفته باشد به جنگ ایران و عراق اشاره می کند .که هیچ شباهتی به وضعیت کنونی در غزه ندارد
اگرچه تلفات مردم اسرائیل با غزه قابل مقایسه نیست اما ماهیت جنگ
با مقدار تلفات تعیین نمی شود .در جنگ ایران و عراق هم سال های اول
جنگ ارتش عراق تلفات چندانی در مقایسه با کشتاری که می کرد نداشت
.اما کمونیست ها شکی نداشتند که آنرا جنگی ارتجاعی بخوانند . (2)
مواضع حککا در جریان یورش اسرائیل به غزه و همسویی و همصدایی با فاکس نیوز و بنگاه های تبلیغاتی اسراییلی آنقدر مفتضح بوده که صدای همقطاران خودشان را هم درآورده است . البته
این اولین بار نیست که مواضع سیاسی این حزب بقدری راست بوده که موجب اعتراض همراهان خودشان شده است . قبلا شاهد بودیم که تظاهرات و راه پیمایی های مشترک حککا با سلطنت طلبان در جنگ با ارتجاع سیاه در سالروز بهمن 57 با اعتراض همصف های خودشان روبرو شد . حالا این علی جوادی است که در اعتراض به سیاست های راست و پرو اسرائیلی این حزب به ریشه یابی علت این انحرافات می پردازد . انحرافاتی که منجر به انشعاب او و یارانش از این حزب شده است .به نظر جوادی تز های حمید تقوایی در مورد فلسطین به این راست روی منجر شده است . به گقته جوادی:
این تزها یکی از پایه های چرخش رهبری کنونی حزب کمونیست کارگری به سوی سیاستهای دست راستی بودند. حزب اکس مسلم کنونی نتیجه و محصول این چرخشهای سیاسی است.
تزهای حمید تقوایی از این قرار است: «امروز نميتوان بدون کوتاه کردن دست اسلام سياسی از سر مردم فلسطين و خاورميانه مساله فلسطين را به نفع مردم حل کرد …. امروز بطور مشخص راه حل مساله فلسطين از تعيين تکليف با اسلام سياسی در خود فلسطين ميگذرد. …. تا زمانيکه نيروهائی مثل حزب الله و حماس از هژمونی در جنبش فلسطين برخوردارند هدف تشکيل جامعه و دولت متساوى الحقوق در فلسطين تامين نخواهد شد(3)
این اولین بار نیست که ما حد اقل در جنبش انقلابی کشور خودمان با انحرافاتی روبرو می شویم که در پوشش چپ سعی در منحرف کردن اذهان فعالین سیاسی می نمایند .پس از کودتای آمریکای – انگلیسی 28 مرداد و جلوس مجدد پهلوی بر تخت سلطنت و ظهور مائوئیسم در سطح جهانی بعضی از گروه های سیاسی مثل سازمان انقلابی و توفان به جای برخورد به رژیم شاه و امپریالیست های حامی آن ، آنقدر بر طبل اشتباهات حزب توده در جریان کودتای آمریکایی می کوفتند که اگر یک خارجی در جمع اینان حضور می یافت و از مترجمی تقاضا می کرد برایش ترجمه کنند به این نتیجه می رسید که حزب توده عامل و بانی کودتای 28 مرداد بوده است . این درست که حزب توده از نیرو های بسیاری که داشت استفاده نکرد . درست که سازمان نظامی اش را با حدود 600 کادر ورزیده و فداکار دست بسته تحویل کودتاچیان داد . درست که اسیر تاکتیکهای بسیار ضعیف مصدق شد و به جای حضور در خیابان در خانه ماند و صحنه را برای قداره کشان و لمپن ها و قوادان و شعبان بی مخ و سرتیپ زاهدی و آیت الله کاشانی خالی گذاشت ، همه این ها درست ولی حزب توده که عامل کودتای 28 مرداد نبود . آدرس عوضی دادن و حزب توده را نشانه گرفتن تلاشی بود تا رژیم کو دتا نفسی بکشد و خود را مقابل اتحاد همبسته اپوزیسیون تنها احساس نکند .باز جهت اطلاع مچگیران حرفه ای که از مواضع من مطلع نیستند خاطر نشان کنیم که مبدا انحراف درون حزب کمونیست اتحاد شوروی نه ظهور خروشچفیسم در سال 1956 بلکه به سال 1924 پس از مرگ لنین و قدرت گیری جناح استالین- بوخارین و پذیرش تز سوسیالیسم در یک کشور برمیگردد که خود بحث مستقل و جداگانه ای را می طلبد .
باز اشاره به مثالی دیگردر رابطه با همین گروه های مائوئیست خالی از فایده نیست . گروه هایی مثل توفان و سازمان انقلابی و اتحادیه کمونیست ها بر تز سوسیال امپریالیست و خطرناک تر بودن سوسیال امپریالیسم نسبت به امپریالیسم آمریکا تاکید می کردند . آنها از کمونیست ایرانی که توسط بازجوی ایرانی تربیت شده سیا استنطاق می شد و روی آپولوی (4)ساخت اسرائیل به چهار میخ کشیده می شد می خواستند به جنگ سوسیال امپریالیسم روس برود . این سازمان ها جوانان بسیاری را به بیراهه کشاندندو رهبرانشان پس از پایان این ماموریت کثیف وسیاه لباس چپ را درآوردند و علنا در خدمت سازمان های امپریالیستی درآمدند . (5) در حالی که امپریالیسم آمریکا با بمب افکن های ب 52 روزانه با بمب های مختلف خانه و زندگی ویتنامی ها را به آتش می کشید آقایان سه جهانی هشدار می دادند که شاخ آفریقا را فراموش نکنید و در انگولا به کمک یونیتا بروید .
حالا که اوضاع عوض شده سوسیال امپریالیست آقایان دود شده و به هوا رفته ، ماموریت تاریخی این حضرات پایان یافته تلقی می شود ردای تازه ای برایشان سفارش داده شده تا در قامت استاد دانشگاه و متخصص برجسته مسائل ایران همان خط لجن پراکنی و دروغ و افترا وآدرس عوضی دادن را دنبال میکنند . (6)
امروزه این پرچم را و این رسالت را حزب کمونیست کارگری حمل می کند . با از هم فروپاشی اردوگاه شوروی و پایان جنگ سرد و حادثه 11 سپتامبر جانشین جدیدی برای سوسیال امپریالیسم روس ساخته و پرداخته شد . این جانشین چیزی جز لولوخرخره اسلام سیاسی و تروریسم اسلامی نبود . اگر دیروز هرگاه به جنایات امپریالیست آمریکا اشاره می شد پای سوسیال امپریالیسم روس را به میان می کشیدند امروز به کمک جریاناتی مثل حزب کمونیست کارگری، اسلام سیاسی و تروریسم اسلامی را مطرح می کنند . اما اگر کمونیست های ایرانی دیروز مقهور عرض اندام های آن موجودات ناقص الخلقه شدند امروز نیز برای این جوجه بچه ها تره خرد می کنند . جنبش انقلابی که از اواخر دهه 40 در واکنش به پاسیفیسم و رویزیونیسم حزب توده شکل گرفت علیرغم آنکه بخشی از آن از مائوئیسم تاثر می گرفت بخاطر سرشت انقلابی اش هیچگاه با امپریالیسم از در سازش درنیامد و تز سوسیال امپریالیسم و سه جهان را به بازی نگرفت و چنان حماسه هایی خلق کرد که برای نسل های بعد از خود همواره به عنوان سمبلی از صداقت انقلابی و سازش ناپذیری پرولتری باقی خواهد ماند . سنت لنینی و انقلابی و ادامه سازش ناپذیری انقلابیون دهه 40 ایجاب می کند تا درمقابل انحراف جدیدی که حزب کمونیست کارگری سعی در پیش برد آن دارد بایستیم و آنرا افشا کنیم .
در خاتمه به گیج سری بعضی از نیروهایی اشاره می کنم که بدلیل حضور اسلامی ها و حمسی ها از شرکت در تظاهرات ضد جنگ طفره می روند . احساسات این عده که با دیدن روسری فلان شرکت کننده در تظاهرات و یا پرچمی با شعار اسلامی و یا پرچم حمس و حزب الله ویا شعار الله اکبر فلان شرکت کننده جریحه دار شده و صحنه تظاهرات را ترک میکنند تصمیمی است که قبل از آنکه لنینی باشد ضد اسلامی است .جای تردید نیست جنایاتی که رژیم جمهوری اسلامی در کشتار انقلابیون ایرانی کرده و سیاست بورژوایی ضد کارگری که طی 30 سال گذشته دمار از کارگران ایرانی آورده در این تصمیم گیری ها موثر است . ولی آنچه به عنوان یک انقلابی باید در نظر داشت ترک نکردن صحنه و عدم واگذاری آن به جریان های ارتجاعی است . لنین در همین رابطه در مورد شرکت کمونیست ها در اتحادیه های ارتجاعی که رهبری اش دردست قشر فاسد اشرافی کارگری است وکمونیست های چپ آلمان از شرکت درآن ها امنتاع می کردند چنین می گوید :
ولی هر اندازه هم که چپ های آلمانی به خصلت انقلابی این تاکتیک مطمئن باشند
چنین تاکتیکی از بیخ وبن خطاست .و جز مشتی عبارات پوچ چیز دیگری در بر ندارد . (7)
و در همان بخش در جایی دیگر در رابطه با توصیف اشرافیت کارگری :

ولی در غرب منشویک های آنجا بسی استوار تر در سندیکا ها لانه کرده اند و قشری
از اشراف کارگری ، حرفه گر ، تنگ نظر ،خویشتن خواه ، خشکیده احساس ،سود جو
کاسب منش ، دارای روحیه امپریالیستی و خریده شده و فاسد بدست امپریالیسم پدید آمده
که به مراتب قوی تر از چنین قشری در کشور ماست (8)
و

کمونیست های آلمان که به سبب سرشت ارتجاعی و ضد انقلابی سران سندیکا ها چنین
نتیجه می گیرند که باید از سندیکا خارج شدو از فعالیت در آن سرباز زد و……..درست
همین نابخردی را نشان میدهند .(9)
و
سرباز زدن از فعالیت در سندیکاهای ارتجاعی معنایش این است که توده های کارگری
دارای رشد غیر کافی یا عقب مانده هم چنان زیر نفوذ رهبران مرتجع و عمال بورژوازی
و اشراف کارگری باقی بمانند. باید حتما در ان جا که توده هست فعالیت کرد. (10)

و حالا درمورد عدم شرکت در تظاهرات ضد اسرائیلی به بهانه حضور نیروهای ارتجاعی ما هم از شیوه برخورد لنین با چپ های مبتلا به بیماری کودکی استفاده می کنیم و می گوییم چه سیاست نابخردانه ای و چه سفاهتی . توده های عظیمی را که برای اعتراض به جنایات اسرائیلی ها به خیابان ها آمده اند تنها می گذارید تا نیروهای ارتجاعی تریبون ها را بدست بگیرند . باید توده ها را تنها نگذاشت باید تریبون ها را بدست گرفت . ناگفته نماند که استناد من به نوشته لنین در مورد شرکت یا عدم شرکت کمونیست ها در اتحادیه های ارتجاعی تنها به دلیل یاد آوری اتخاذ تاکتیک های درست در مقاطع حساس بود . ولی نکته بسیار جالب این است که همان جریاناتی که اتحادیه و سندیکا را نفی می کنند و سوسیالیسم را همین حالا می خواهند در موضع گیری در برابر یورش اسرائیل با حککا هم موضع می شوند .
پاورقی
1. محمد آسنگران . مقاله کشتار مردم فلسطین سایت حزب کمونیست کارگری
2. همان جا
3. علی جوادی . مقاله یک جو انسانیت .سایت علی جوادی
4. آپولو دستگاه شکنجه ساخت اسرائیل
5. بطور مثال می توان به عباس میلانی از اعضای سازمان انقلابی و محمد امینی از رهبران اتحادیه کمونیست ها اشاره کرد
6. عباس میلانی در امریکا درخدمت موسسات تحقیقاتی امپریالیستی است .
7. چپ روی در کمونیسم بیماری کودکی
8. همان جا
9. همان جا

یک پاسخ to “آدرس عوضی ! صادق افروز”

  1. نوشته های درونی در ارتباط با حمله اسرائیل به غزه به ترتیب زمان « اسناد بحران و انشعاب در "راه کارگر" Says:

    […] نوشته های درونی در ارتباط با حمله اسرائیل به غزه به ترتیب زمان By جنبش خرداد *آدرس عوضی : صادق افروز […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: