رفقائی که در مقطع انشعاب به هیچ یک از دو طرف نپیوستند !

۱۷ – در پایان ، برای دادن تصویری درست از انشعاب در راه کارگر ، لازم به یادآوری است که بعضی از اعضای سازمان به هیچ یک از دو طرف اختلاف نپیوستند. در اینجا نمونه ای از موضع گیری های دو نفر از این رفقا را به دست می دهیم : دو نوشته از رفیق اردشیر مهرداد و دو نوشته از رفیق شهاب برهان و نیز پاسخ ر. اکبر شالگونی به نامه اول رفیق شهاب برهان ( ضمیمه 41 ).
ر. اردشیر یادآوری می کند که هر انشعابی را به طور اصولی نادرست نمی داند ، ولی با این انشعاب مخالف است زیرا نامه ای که زمینه انشعاب را فراهم آورده «نه بیان یک گسست از برنامه ی سازمان است و نه بگونه ای روشن و شفاف بازتاب یک اختلاف اساسنامه ای». اما حقیقت این است که نامه سرگشاده اولاً با اولتیماتومی که در حمایت از تشکیلات چند تاکتیکی و حذف ستون دیدگاه میدهد ، راه گسست در هر دو زمینه را هموار می کند ؛ ثانیاً و مهم تر از همه ، با وارد کردن اتهاماتی سنگین علیه عده ای از اعضای سازمان ، واقعاً زمین سوخته ای در مناسبات اعضاء به وجود می آورد. با این همه ، به نظر ما هم انشعاب اجتناب ناپذیر نبود و می شد با پاسخ به سؤال ساده و کاملاً برحق معترضان نامه سرگشاده جلو آن را گرفت. فراموش نباید کرد که معترضان اصلاً نمی خواستند امضاء کنندگان نامه اتهامات مطرح شده را پس بگیرند ، بلکه فقط می خواستند موارد اتهام و اسامی متهمان به روشنی طرح شود تا امکان رسیدگی به درستی و نادرستی آنها فراهم گردد. فراموش نباید کرد که آنها سه ماه تمام این سؤال ساده را تکرار کردند و جوابی نشنیدند. آیا توقع پاسخ به این سؤال حق طبیعی آنها نبود؟
اما رفیق شهاب برهان هر چند یکی از رفقایی است که به هیچ یک از دو طرف نپیوست ، ولی با قطعی شدن جدایی عملاً به هم سویی با مدافعان نامه سرگشاده گرائید و به دفاع از آنها برخاست. این تغییر موضع را با مقایسه دو نامه او به روشنی می توان مشاهده کرد. نامه اول او دو طرف اختلاف را به دو نیمه قایق اره شده ای تشبیه می کند که دیگر قایق نیست ، اما نامه دوم بیان گر امید او است به یکی از نیمه های قایق اره شده و لعن و نفرین اش به نیمه دیگر. متأسفانه برخورد های ر. شهاب در دوره تقریباً یک ساله ای که در فاصله شروع بحران سایت تا قطعی شدن انشعاب سپری شد ، نشان دهنده مسئولیت شناسی او در قبال سرنوشت سازمانی که از شقه شدنش می نالد ، نیست. او که خود یکی از اعضای کمیسیون سایت بود ، خود بهتر از دیگران می داند که بحران چطور و توسط چه کسانی شروع شد. او که در آستانه انشعاب ، دیگران را به رفتن به کنگره دعوت می کرد ، فراموش کرده بود هنگامی که همه برای حل و فصل اصولی اختلاف به کنگره (سیزدهم ) رفتند ، او غایب بود و تا لحظه ای که نزدیک به یک سال بعد انشعاب قطعی می شد ، همچنان غایب ماند. انصافاً او حق دارد از شقه شدن «قایق» بنالد ، اما اگر نگاهی به نوشته های خودش در واکنش به فحشنامه رفیق تقی بیندازد و قطع نامه خودش را در باره ادبیات سازمانی دوباره مرور بکند و آنها را با نامه اش به کنگره رفقای مدافع نامه سرگشاده مقایسه کند ، بهتر از دیگران خواهد دید که چرا «قایق» شقه شد!

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: