نامه سرگشاده ، یک اولتیماتوم جنگی

14 – درست یک روز بعد از انتشار گزارش یاد شده ، نامه سرگشاده ای با امضای عده ای از رفقا منتشر می شود. این نامه به معنای واقعی کلمه یک اولتیماتوم جنگی است که امکان هر نوع گفتگوی رفیقانه را از بین می برد. چیزی که علاوه بر لحن بسیار تند و افتراهای طرح شده در این نامه ، تعجب مخاطبان آن را بر می انگیزاند ، زمان انتشار آن است. به زودی معلوم می شود که تهیه کنندگان آن برای تدارک کارشان و یار گیری های لازم از مدتها قبل لااقل بیش از یک ماه جلسات مشترک اینترنتی می گذاشته اند که هم زمان بوده با زمانی که ر. الف مشغول پرونده سازی برای چند تن از اعضای کمیسیون سایت بوده است. و معلوم می شود او که از امضاء کنندگان نامه سرگشاده هم هست ، تلاش می کرده که گزارش حتماً قبل از انتشار نامه سرگشاده منتشر شود. او آن قدر عجله داشته که حتی منتظر تمام شدن نوشته ر. «ح- الف «( ضمیمه 30 ) عضو دیگر کمیسیون حقیقت یاب که مخالف گزارش بوده ، نمی ماند. لازم به یادآوری است که تاریخ امضای گزارش ۹ آوریل است و تاریخ ارسال نظر ر.»ح » ۱۲ آوریل ۲۰۰۹ ! ر. ش ( که بعد از پی بردن به ساختگی بودن حادثه ای که ر. الف آن را به مبنای همه نتیجه گیری های اش تبدیل کرده ، نه تنها موافقت اش با گزارش را پس گرفت ، بلکه به عنوان انتقاد از خود ، حتی از عضویت کمیسیون نظارت مرکزی نیز استعفاء داد ) با انگشت گذاشتن روی همین عجله او چنین نوشت: » … بعد از پخش گزارش مواردی اتفاق افتاد که من متوجه شدم ناپختگی کرده ام . یکی از آن موارد اصرار زیاد رفیق الف برای ارائه گزارش قبل از نامه سر گشاده بود که من در جریان این نامه نبودم » ( ضمیمه 31 ).
۱۵ – اما نامه سرگشاده ای( ضمیمه 32 ). که در ۱۲ آوریل ۲۰۰۹ توسط ر. حسین نقی پور برای انتشار و جمع آوری امضاهای بیشتر به دبیرخانه ازسال شد چه می گوید؟ نگاهی به نکات اصلی آن می تواند فضای مخربی را که این نامه در روابط تشکیلاتی به وجود آورد ، نشان بدهد:
*امضاء کنندگان نامه از «فضای مسموم چند ماهه اخیر» شِکوه می کنند که «نفس کشیدن را بر اعضای سازمان سخت کرده است… و در فضای سنگین و کشنده اکثریت اعضای سازمان خاموش شده اند…» و می گویند «پیش از آن که همه مان در این فضا خفه شویم ، باید سکوت را شکست. نه تنها نباید به این فضا تن در داد که باید محکم جلو آن ایستاد».
تا آنجا که می دانیم ، بعد از کنگره سیزدهم نه فضای مسمومی وجود داشت و نه اصطکاک نظر تندی میان اعضای سازمان. بنابراین ، اگر منظور از «چند ماه اخیر» دوره بعد از کنگره باشد ، معلوم نیست رفقا در باره چه چیزی صحبت می کنند. کافی است یادآوری کنیم که فقط از سپتامبر ۲٠٠۷ تا پایان مارس ۲٠٠۸ ، پانزده جلسه عمومی بحث درون سازمانی داشتیم که در آنها اعضاء سازمان نقطه نظرات خود را در باره طیف وسیعی از موضوعات مورد بحث ابراز کردند. (برای فهرستی از این جلسات مباحثات درون سازمانی مراجعه کنید به ضمیمه 33)
ولی اگر منظور فضای مسموم دوره قبل از کنگره باشد ، اولاً عبارت «چند ماه اخیر» برای آن نادرست است و ثانیاً کنگره سیزدهم ایجاد کنندگان آن را معرفی کرده بود.
*نامه سرگشاده بی آن که مستقیماً از کسی اسم ببرد ، از دست «شماری اندک» شکوه می کند که نه تنها با زبان تحقیر و توهین و بی حرمتی با دیگران سخن می گویند ، بلکه مسؤول «همه چیزهای بد ، همه چیزهای غیرکمونیستی ، همه چیزهای غیر انسانی و غیر رفیقانه» اند.
این شیوه اتهام زنی بی دلیل درست همان «تخریب شخصیت ، هتاکی و افترا» است که کنگره سیزدهم آن را محکوم نموده و غیر قابل تحمل نامیده بود.
*نامه سرگشاده از وجود یک «رهبری در سایه» صحبت می کند ، در حالی که کنگره سیزدهم چنین اتهامی را رد کرده و محکوم دانسته بود.
*نامه سرگشاده علی رغم این که می پذیرد که بحث در باره ستون دیدگاه در درون سازمان ادامه دارد ، اما اعلام می کند که «مقوله دیدگاه در این چندماه مشکل ساز و انرژی سوز شده است» و فرصت به دست کسانی داده که در باره انطباق یا ناهمخوانی نوشته های مختلف با خط سازمان داوری کنند. و بنابراین خواهان حذف آن می شود. واقعیت اما این است در طی 9 ماه پس از کنگره سیزدهم تنها یک نوشته از اعضای سازمان توسط کمیسیون سایت به عنوان دیدگاه طبقه بندی شده است و باصطلاح مشکل سازی و انرژی سوزی ادعا شده در نامه بی پایه بوده است.
*ضمیمه 34).
در اینجا اولاً معلوم می شود که «فضای مسموم چند ماه اخیر» که نفس کشیدن را بر اعضای سازمان سخت کرده» قاعدتاً باید با «این چند ماه» که «مقوله دیدگاه … مشکل ساز و انرژی سوز شده» یکی باشد و کسانی که با زبان تحقیر و توهین و بی حرمتی با دیگران سخن می گویند ، همان مدافعان وجود ستون دیدگاه باشند.
ثانیاً روشن است که این یک اتهام بی پایه است ، زیرا همان طور که گفته شد ، از پایان کنگره تا انتشار نامه سرگشاده ، هرچند بحث هایی در باره ستون دیدگاه جریان داشت ، ولی اصطکاک نظر تندی میان مدافعان و مخالفان ستون دیدگاه صورت نگرفت. ثالثاً روشن است که نویسندگان نامه ، با نادیده گرفتن کامل مصوبات کنگره سیزدهم ، همان اتهامات ر.تقی در دوره قبل از کنگره را ، با جسارت و شدت بیشتری بر همان آدم های مورد نظر او ، وارد می کنند. و بالاخره ، روشن است که نویسندگان نامه می کوشند بحثی را که به اعتراف خودشان «در درون سازمان به درستی ادامه دارد» ، با فضا سازی و ارعاب مخالفان نظری شان ، یک جانبه قطع کنند.
*نامه سرگشاده به صراحت خواهان تبدیل سازمان به یک تشکیلات چند تاکتیکی است: » اندیشیدن و راه گشائی کردن برای رسیدن به افق آرمانی ما اگر لازمه اش شنا کردن در مسیرهای مختلف یا بیان و اتخاذ تاکتیک های متفاوت است، این در نباید برروی هیچ رفیقی بسته بماند و امری انحصاری نیست.»
رفقای امضاء کننده نامه بعداً در اعلامیه شان مدعی شدند که مخالفان نامه سرگشاده از «ابهام هایی در فرمولبندی … در مورد اتخاذ تاکتیک» که در نامه وجود دارد ، «سوء استفاده» کردند. اما آیا کسی که سواد خواندن و نوشتن فارسی داشته باشد ، می تواند از جملات بالا جز آنچه ما می فهمیم ، چیز دیگری بفهمد؟ گذشته از این ، «ابهام در فرمولبندی» در نامه ای که به صورت جمعی تهیه شده و اگر نه همه امضاء کنندگان نامه ، دست کم نویسندگان آن ، بیش از یک ماه در باره مضامین بیان شده در آن بحث کرده اند ، چقدر می تواند پذیرفتنی باشد؟
بدین ترتیب ، حتی اگر مسئله دیدگاه و تشکیلات چند تاکتیکی را کنار بگذاریم ، بازهم تردیدی نمی توان داشت که نامه سرگشاده همه اتهاماتی را که کنگره سیزدهم مردود شمرده بود ، دو باره در سطحی وسیع تر و با خشونت قلم بیشتری متوجه بخشی از اعضای سازمان کرد.

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: