ضمیمه 5 . منصور نجفی

از منصور نجفی
با درودهای صمیمانه به ر.تقی عزیز! 23  ژوئن 2008
پس از ارسال نامه ذیل:

بادرود!
لطف کنید دلایل خویش رابرای قراردادن مقاله من درستون دیدگاه بنویسید وبرایم امیل کنید. بعدازاین تاحل نشدن این مشکل،لطفا ازهیچ مقاله من،تحت هیچ عنوانی درنشریه استفاده نکنید.
تقی 2008-06-16

در نامۀ مفصل دیگری نیز تحت عنوان » به کمیته ترویج وتبلیغ درمورد شرکت درجلسه » ( به تاریخ 17 ژوئن 2008) نوشته اید که : [ نشریه به مسولیت ر.منصور نیز به ُکربحران پیوست!].
…….. ر.منصور،همانطورکه خود درنشست قبلی تهدید کرده بود، با طبقه بندی کردن دلبخواهانه وغیرمسولانه وخودسرانه مقاله من(که یک مقاله معمولی مثل همه مقالات تاکنونیم بود وناظربرارزیابی ازمبارزات کارگران هفت تپه ) وقراردادن آن درمقوله خارج ازمواضع تشکیلاتی وگنجاندن آن درمقوله دیدگاه….] ( تاکید ها از من است.).
احتمالاَ منظور شما جلسه 12 ژوئن ک.ت.ت2008 است. در حالی که نشریه 335 در روز 11 ژوئن صفحه بندی و ارسال شده بود. ( نه بعد از جلسه 12 ژوئن2008 ک.ت.ت!) . ضمن اصلاح این مورد، مایلم که خاطر نشان نمایم من در آن جلسه منطقاَ نمیتوانسته ام تصمیمی را که قبلاَ به مورد اجرا گذاشته شده بود، بعنوان تهدیدی که در آینده عملی خواهد شد، به شما ابلاغ نمایم. حتی بخاطر دارم که از آنجا که شما درج مقاله فوق الدکر را نوعاَ توطئه شخص ر.روبن میدانستید، ر.ب – جهت جلوگیری از این سوًتفاهم – اطلاع داد که نشریه نیز آن مقاله را با کُد * دیدگاه * منتشر نموده است. این نکات را جهت رفع سوً تفاهم احتمالی خاطر نشان نمودم.
ر.تقی عزیز!
شما در همین نامه ادامه داده اید که :

* -[ آیا پائین کشیدن این چنینی مقالات روزبه دراین نشریه شمارا وعامل آن را به یاد پائین کشیدن تابلوها درتجربه اردوگاهی وکمیسرها ومأموران برگمارده شده پولیت بوروی آن نمی اندازد؟!.].
آیا بنظر شما این نوع برخورد ، از فرهنگ کمونیستی نشاًت گرفته است؟ چگونه بخودتان اجازه میدهید که رفیقتان را در لفافه»ماًمور برگمارده » بنامید؟ و یا این درک را الغاء نمائید؟
اگر من نیز به اشتباه، مقابله به مثل میکردم، و شما را در در همین سطح مورد خطاب قرار میدادم، آیا خوشحال میشدید؟ ما را چه میشود؟

* – ادامه داده اید که کسی نیست که از منصور بپرسد چرا مقاله روزبه : [ ناگهان بنابه فرموده ، هم چون الگوی اردوگاهی، یک شبه به پائین کشیده می شود ] ( تاکیدها از من است.).
در سطور پائین تر ادامه میدهید که : [ ازاین رفیق میخواهم که خود را آماده دفاع ازاقدام یکه تازانه خویش کرده و دلایل خویش را دردفاع ازعمکردخود دربرابریک مجمع عمومی ودرطی مناظره رفیقانه(اگراین پیشنهاد توسط سایت پذیرفته شود) بازگوکند. ]. ( تاکید ها از من است.).

رفیق عزیزم! آیا در تفکر شما مسئول نشریه، خود شعور و قضاوت مستقل ندارد؟ اگر در افکار شما دلائل مسئول نشریه سازمان، در رابطه با قرار دادن مقاله شما در زیر کُد * دیدگاه * مهم بود، در جلسه کمیته تبلیغ و ترویج (12 ژوئن 2008) که من و شما هم در آن شرکت داشتیم، میتوانستید، از من سئوال نمائید. بویژه که در آن جلسه اعلام نمودم که در صورتی که وقتم اجازه دهد، در این مورد توضیح خواهم داد. چرا بخودتان اجازه میدهید که نظر مرا، بنابه فرموده، قلمداد کنید؟ آیا در سازمان ما ( که شما نیز یکی از فعالان و صاحب نظران آن هستید) چنین تفکر و روشی حاکم است؟
– از یک طرف – از نظر شما – تصمیم من در رابطه با قرار دادن مقاله شما در زیر کُد * دیدگاه *، حاصل یک توطئه است، که در این توطئه نیز نقش من «ماًمور برگمارده» الغاً میشود. از طرف دیگر این تصمیم من یک » اقدام یکه تازانه» است؟ یعنی عملی که در پیروی از منویات دیگران انجام نشده است. و یا آنکه هیچ کدام از اینها! دیگران » کُر بحران» به راه انداخته اند و من نیز به آنها «پیوسته» ام؟ تصدیق کنید که این اظهار نظرهای متناقص میتواند درکِ عمق نظرشما را مُشکل نماید. قضاوت در این مورد را بخود شما واگذار میکنم.
– در همینجا شما پیشنهاد «مناظره رفیقانه» ای را مطرح نموده اید. لطف دارید. اول اتهامات و مواردی تحقیر آمیز را در نامه های متعدد و در دهها صفحه «بارِ» رفقایتان ( از جمله من) مینمائید. گاهاَ بابت پیش قضاوتی و اتهاماتی که ارائه داده اید هم عذرخواهی میکنید. نظیر ادعای «توطئه» دور زدن شما و عدم ارسال ایمیل جمعی کمیسیون سایت به شما.( که این عذر خواهی، بعنوان یک انتقاد از خود، نکته مثبت و نشانه تلاش شما در جهت رفیقانه است)، حتی در مواردی پیشنهادات و اظهار نظرها و تهدیدهای متناقصی هم ارائه میدهید، اما، در وسط «دعوائی» که خودتان براه انداخته اید، میخواهید مناظره نمائید!. ( از نظر من اشکالی ندارد، زیرا شماعزیز من هستید.).
سئوال اول من اینست که چرا اکنون که میخواهید با من مناظره نمائید، اجازه مناظره با من را از کمیسیون سایت طلب مینمائید؟ آیا همچنان مرا از «مأموران برگمارده شده پولیت بوروی» میدانید و پولیت بوروی مورد خطاب شما، کمیسیون سایت است؟
سئوال دیگر من اینست که مگر شما نمیدانید که کمیسیون سایت و نشریه سازمان از زیر ساخت های ک.ت.ت(کمیسیون تبلیغ و ترویج) هستند؟ و اگر در باور شما برای «مناظره رفیقانه» با من ( آنهم درون سازمانی) از جائی باید کسب اجازه نمود، «منطقاَ» آن مرجع َ ک.ت.ت است.
بعلاوه شما که مرا کمابیش، هرچه میل تان بوده است، خطاب نمودید. از جمله الغاً نمودید (به نوعی مدعی شدید ) که ؛ پس از آنکه ر.روبن مقاله شما را در سایت در زیر کُد *دیدگاه* منتشر نمود،» نشریه به مسولیت ر.منصور نیز به ُکربحران پیوست»، و وارد مقولاتی نظیر «مأموران برگمارده» شدید! لذا نمیبایست منطقاَ اجازه مناظره با من را نیز از ر.روبن طلب نمائید؟ و اصولاَ از کی رسم شده است که «عامران» را رها، و عاملان را به » مناظره » دعوت نمایند.
ر.تقی عزیز، پیگیر، پُر کار و مبارزم!
برای رفع هرگونه سوًتفاهم اطلاع میدهم که شخص اینجانب ( تا آنجا که بضاعتم اجازه دهد!) تا حدودی! استقلال دارم. برای تبادل نظر، رفعِ سوًتفاهم و توضیح نظرم، شما میتوانید مستقیماَ ( و بدون تحقیر رفقایمان- از جمله خود من) بخودم مراجعه نمائید.
ضمناَ جهت آنکه باورتان شود که من از استقلال فکری هم برخوردارم، یادآوری مینمایم که در نوامبر سال 2007 در رابطه با اعلام یک موضع از جانب شما در مقاله » جنبش دانشجوئی و بحران بلوغ! » ، با ارسال نامه ای علاوه بر توضیحاتی، متذکر شده بودم که آن موضع منطبق بر اساسنامه سازمان ما نیست. لذا مطرح نمودم که به نظر من آن مقاله را در نشریه مبایست ، با کُد » دیدگاه » مشخص نمایم. شما،اما پاسخ داده اید که نظر شما » براساس مصوبات تاکنونی سازمان» است.
در نامه بعدی تقاضا نمودم «توضیح دهی که این مصوبات در چه زمان و در کدام رابطه به تصویب رسیده است.».
راستش تا کنون پس از گذشت 9 ماه، تقاضای من همچنان بی پاسخ مانده است و از شما هیچ کدام از مصوبات مورد اشاره را دریافت ننموده ام. اما همچنان که در گزارش مسئول نشریه در ماه ژوئن 2008 آمده است، تلاش بر این بوده است که با «سعه صدر» به مشکلات برخورد شود. امیدوارم که این یادآوری، دریافت شما از شیوه کار مرا تغییر داده باشد.

* – نامه 17 ژوئن شما به ک.ت.ت، چنین ادامه یافته است؛ «حذف وسانسور مقالات من یک رویه وبخشی ازیک پروژه حذف است» ( تاکید ها از من است.). به تصور من توضیحات فوق الذکر قاعدتاَ میبایست روشن نموده باشد که این سوًتفاهم شما، منطبق بر واقعیات نیست.
بنظر من، توضیحات رفقا شهاب( عضو کمیسیون سایت )، امیر(عضو کمیسیون سایت )، ر.مریم( عضو و مسئول کمیسیون سایت )، ر.روبن ( عضو کمیسیون سایت ) و رفقای کمیته تبلیغ و ترویج نیز تاکنون بصراحت روشن نموده است که نوع برخورد غیردوستانه شما قابل انتقاد است و هیچ کس در سازمان ما مدافع «پروژه حذف» شما و هیچ رفیق دیگری نیست.
شما رفیق عزیزی هستید که مبارزات پیگیرتان برعلیه رژیم جمهوری اسلامی، سرمایه داری و دفاع مستمرتان از آزادی و سوسیالیسم، در نظر من ( و ما) جایگاه ارجمندی در قلب ام ( و قلب مان ) بوجود آورده است. اما بپذیرید که اینجا و آنجا نظراتمان میتوانند متفاوت باشد. اگر این تفاوت ها مربوط به مواضع و نظرات سازمان باشد، آنگاه میبایست ضوابط و مصوبات سازمان را ملاک قرار دهیم. و از ارائه اتهامات و القاب توهین آمیز به یکدیگر بپرهیزیم.
لذا،زمانی که در صفحه دوم نامه 17 ژوئن 2008 شما، به اتهام سانسور مقاله مورد بحث و طرح معضل سانسوردر ج.ا.ا برخورد کردم، از این همه » خود گویم و خود خندم….» و » بر خود لرزیدم!
اولاَ در سایت سازمان، مقاله شما سانسور نشده است. بلکه بعوضِِ ستون وسط سایت، در بخش * دیدگاه * درج شده. در نشریه نیز در صفحه اول نشریه، تیتر آن ( همانند همه مقالات دیگر نشریه ) با حروف درشت درج شده و خود مقاله نیز در صفحات 6 و 7 منتشر شده است. البته بنابر تشخیص مسئول نشریه، با کُد *دیدگاه*.
این دیگر چه ربطی به سانسور و «صحرای کربلای ج.ا.ا» دارد. به نظر من درک ارائه شده شمااز سانسور یک خلط مبحث بوده و وارد نمودن » صحرای کربلای ج.ا.ا » نیز، در رابطه با یک بی معرفتی غیر قابل انتظار است!
* – قبلاَ هم عرض کرده ام که مایل نیستم که برای ارائه پاسخ، به هر سطحی وارد شوم. بویژه که در اینجا احترام عمیق من به شما، توان پاسخگوئی در مواردی را از من گرفته است. لذا مایل نیستم که در رابطه با موارد ذیل، پاسخی ارائه دهم:
«چپدن هیزم تردراجاق بحران » ، » استانداردهای ………..و غرض ورزانه » ، «سانسورفاجعه نیست،بلکه افشاء آن و بیان ماهیت طبقاتی وتبعات ضدانسانی وسلطه طلبانه آن واشاره به قرابت آن با آزمونهای رسواشده اردوگاهی وخصلت پیش تمرینی آن ها خطرناک است.» ، » من گفته ام که برخورد با اتحادیه ها ی رفرمیستی( که آنها به دفاع ازآن برخواسته اند )» ، » شاهد تشدید تخاصم بیشتر وحتا مصنوعی دراین حوزه هاهستیم؟ ………… » ، » آیا نشاندهنده نوعی فراافکنی نیست؟ «، » آیا نشاندهنده ماهیت فرقه گرایانه این گونه برخوردها وبستن راه دیالوگ وارتقاء اندیشه ها برای کشف حقیقت را به نمایش نمی گذارد؟. » ( تاکید ها از من است.).

* – نامه به ک.ت.ت با این جمله به پایان میرسد :
» درهرحال باتوجه به مجموعه تحولات فوق وبدلیل وتجربه منفی پیشبرد این مساله درمحدوده نهادهای بسته ومحدود،من فقط تشکیل مجامع عمومی،مداخله هرچه بیشتربدنه سازمان و طرح بحث درون تشکیلاتی را تنها شیوه درست ومؤثر برون رفت از بحران می دانم. » ( تاکید ها از من است.).
به بیان دیگر اعلام نموده اید که از این پس در جهت » پیشبرد این مساله ..» ( یعنی طرح اعتراضات و رسیدگی به حقوقی که از نظر شما، پایمال شده است.) این «مساله» را در جلسات کمیسیون سایت، کمیته تبلیغ و ترویج ، کمیسیون رسیدگی به شکایات و کمیته مرکزی مطرح و مورد بحث وتبادل نظر قرار نخواهید داد.
تا آنجا که اطلاع دارم، شما پس از ارسال نامه 17 ژوئن به ک.ت.ت ، و بدون آنکه منتظر پاسخ و تصمیم ک.ت.ت باشید، تقاضای طرح این «مساله» و رسیدگی به آن را به کمیته مرکزی ارائه نموده اید.
من ضمن ابراز خوشحالی از اینکه از تصمیم های اولیه ( تهدید، تعجیل و دور زدن ارگانهای مسئول ) فاصله گرفته اید، از درایت شما مبنی بر عدول از آن تصمیم ها و تقاضا از ک.م جهت طرح موضوع در آن ارگان استقبال میکنم و تبریک میگویم. بنظر من از اینکه بتدریج نشانه هائی از عدم تمایل به تعجل ( که در این مورد بنوعی روابط سازمانی ما را نیز «زیر» میگرفت) مشاهده میشود، صمیمانه ازشما سپاسگزارم.
امیدوارم که با شرکت در جلسات کمیسیون سایت، و با شرکت در مباحث بحث و تبادل نظر در مورد ضوابط کار سایت ( که ک.ت.ت در تصمیم گری های خویش به آنها اشاره و به کمیسیون سایت پیشنهاد نموده است) نیز، به خلاقیت و عمق این مباحث یاری رسانید.

* – در خاتمه در پاسخ به نامه کوتاه مورخ 16 ژوئن 2008 شما مبنی بر » دلایل خویش رابرای قراردادن مقاله من درستون دیدگاه بنویسید وبرایم امیل کنید. » ، یادآوری میکنم که از آنجا که توضیحات مربوطه را قبلاَ به ک.ت.ت ارائه داده ام و به تصویب ک.ت.ت نیز رسیده و منطبق بر نظر اکثریت اعضاً ک.ت.ت نیز میباشد ( جهت جلوگیری از طولانی شدن این نامه.) در آخرین پروتکل ک.ت.ت ملاحظه نمائید. جهت سهولت کار، پروتکل مذکور و آخرین گزارش مسئول نشریه را به ضمیمه ارسال مینمایم.
ر.تقی عزیز!
علت تاخیر در پاسخ به نامه شما- صادقانه خدمتت عرض میکنم – این بود که :
1 – امیدوار بودم که هم بخودت وهم به آنانی که پرخاش جویانه برخورد میکردی، فرصت بیشتری بدهی که مساًله را در فضائی بدوراز تنش و با منطق تاکنونیِ حاکم بر روابط ما، بر مبنای ضوابط و قواعد تاکنونی سازمان (رسیدگی در کمیسیون سایت – ک.ت.ت – ک.م – کمیسیون رسیدگی به شکایات و …) مورد بررسی قرار دهند. به بیان دیگر با «قدمهای سنجیده» و عکس العمل های رفیقانه تر.
2 – مایل نبودم که متاًثر از فضای متشنج ایجاد شده، خود من نیز «عنان از کف» داده ناخواسته بشیوۀ متقابل توسل جویم. والاَ خودت نیز میدانی که تا کنون، نامه هیچ رفیقی را بدون پاسخ نگذاشته ام.
لذا با توجه به دو مورد فوق الذکر، پوزش مرا در ارسال پاسخ با چندین روز تاًخیر، بپذیر.
با درودهای رفیقانه : منصور

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: