نشست های معترضان به نامه سرگشاده تا قطعیت یافتن جدایی

از انتشار نامه سرگشاده تا قطعیت یافتن جدایی حدود سه ماه طول کشید و در تمام این مدت خواست ساده و برحق معترضان به نامه سرگشاده برای مشخص شدن اتهامات مطرح شده در آن نامه بی جواب ماند. چرا؟ جواب کاملاً روشن است: اتهامات مطرح شده مطلقاً بی پایه بودند. برای روشن شدن این حقیقت ، اشاره مختصری به مهم ترین نکات استدلال های دو طرفِ مناقشه و چگونگی برخورد آنها با مسأله ضروری است:
*معترضان به نامه سرگشاده قبل از تصمیم به جدایی هفت جلسه عمومی برگزار کردند که تاریخ و زمان برگزاری همه آنها برای اطلاع اعضای سازمان ، چند روز قبل از تشکیل جلسه اعلام می شد و همه آنها می توانستند در جلسات شرکت و صحبت کنند. همچنین جمع بندی بحث های هر جلسه همراه با تعداد آرای موافق ، مخالف و ممتنع ، به اطلاع اعضای سازمان می رسید (ضمیمه 37) . اما امضاء کنندگان نامه و حامیان آنها جز یک مورد همه جلسات شان را بدون جمع بندی روشن و رأی گیری به پایان می بردند ، تا بتوانند از پاسخ مشخص به سؤالات و درخواست های طرف مقابل طفره بروند.
*اگر امضاء کنندگان نامه سرگشاده به لحاظ اخلاقی موظف بودند به سؤالات معترضان پاسخ بدهند ، کمیته مرکزی علاوه بر آن ، به لحاظ اساسنامه ای نیز موظف به پاسخ گویی بود. اساسنامه سازمان می گوید هر عضو سازمان حق دارد «پرسش ها ، نظرات ، انتقادات و پیشنهادهای خود را با ارگان های بالاتر و از جمله کمیته مرکزی سازمان در میان بگذارد و خواهان پاسخ باشد». اما متأسفانه کمیته مرکزی نه تنها نوشته های فردی بسیاری از معترضان نامه سرگشاده را بی جواب گذاشت ، بلکه به پرسش های مکرر نشست های آنها که بیش از نیمی از اعضای سازمان را تشکیل می دادند نیز بی اعتنا ماند. و این جز زیر پا گذاشتن اساسنامه سازمان معنای دیگری نداشت. البته کمیته مرکزی چند قطعنامه در باره معترضان صادر کرد که در آنها اولاً از پاسخ به سؤالات مرکزی آنها ( در باره موارد مشخص اتهامات بیان شده در نامه و اسامی متهمان ) خبری نبود ، ثانیاً حتی نشست های عمومی معترضان به بهانه ایجاد «هئیت موقت ارتباطات» از سوی کمیته مرکزی از 28 مه به بعد غیر قانونی اعلام می شود ( نگاه کنید به مصوبه کمیته مرکزی 28 مه 2008 ضمیمه 38 ). کمیته مرکزی حتی حاضر نشد به سؤال مشخص یکی از اعضای خود در این باره پاسخ بدهد. ر. رحیم در نامه ای به کمیته مرکزی که اکثریت اعضای آن از امضاء کنندگان نامه سرگشاده بودند ، پرسید: اگر در تشکیلات آن فضای زورگویی و خفقانی که در نامه سرگشاده توصیف شده وجود داشت ، چرا آنها چند روز پیش از آن ، در گزارشی از عملکرد دوره ای نهادهای مختلف ، چیزی نگفتند و پیشرفت کارها رامثبت ارزیابی کردند؟ ( ضمیمه 39 ).
*یکی از بهانه های کمیته مرکزی برای فرار از پاسخگویی این بود که چهار عضو آن » به صفت فردی» نامه را امضاء کرده اند. این استدلال غیر قابل دفاع تر و بدتر از ادعاهای مطرح شده در نامه سرگشاده بود: زیرا اولاً این سؤال را پیش می آورد که اگر اکثریت اعضای کمیته مرکزی شاهد فضای زورگویی و خفقانی بودند که با آه و ناله تمام در آن نامه توصیف شده ، چرا برای مقابله با آن اقدامی نمی کردند؟ آنها که اکثریت اعضای کمیته مرکزی را تشکیل می دادند ، آیا نمی توانستند در مقابل آن «شمار اندک» زورگویانی که چنان مصیبتی را در «چند ماه» قبل از انتشار نامه سرگشاده بر سازمان تحمیل کرده بودند ، بیایستند؟ آیا کمیته مرکزی نمی توانست همه آن «افراد و نهادهای غیر منتخب» را که نامه سرگشاده از دست شان می نالد ، از مسئولیت های شان برکنار کند؟ می دانیم که کمیته مرکزی قانوناً حق داشت همه آنها را برکنار کند ، زیرا همان طور که خودِ نویسندگان نامه سرگشاده اعتراف می کنند ، آنها فقط «کارگزاران مرکزیت» بودند و نه چیزی بیش از آن. یا آیا لااقل کمیته مرکزی قبلاً نمی توانست به آنها هشدار بدهد که از اعمال «غیر کمونیستی» ، «غیر انسانی» و «غیررفیقانه» شان دست بردارند؟ ثانیاً امضای نامه ای «به صفت فردی» ، عضویت آن فرد را در کمیته مرکزی و بنابراین حقوق و وظایف ناشی از آن را از بین نمی برد. «صفت فردی» به معنای «مسأله خصوصی» نیست و مسائل مطرح شده در نامه سرگشاده نیز به هیچ وجه خصوصی نبودند ، بلکه با سرنوشت کل تشکیلات ارتباط داشتند. بعلاوه ، حتی اگر امضاء کردن نامه را «مسئله خصوصی» امضاء کنندگان آن بدانیم ، باز نمی توانیم منکر این حقیقت باشیم که با انتشار آن نامه بحرانی واقعاً عمومی در سازمان به وجود آمده بود. آیا اکثریت اعضای کمیته مرکزی ، به عنوان عضو این کمیته ، حق داشتند همچنان با آن بحران واقعاً عمومی «به صفت فردی» برخورد کنند و نه به عنوان اعضای «مدیریت قانونی سازمان»؟ متأسفانه اکثریت اعضای کمیته مرکزی با بحران نیز «به صفت فردی» و کاملاً غیرمسئولانه برخورد کردند: آنها کمیته مرکزی را از وظایفش جدا کرده و به آلتِ دست آموز نویسندگان نامه سرگشاده تبدیل کردند. آنها حتی بعد از خود داری ر. رحیم از شرکت در جلسات کمیته مرکزی ، ر. «س» را که عضو مشاور بود ، به جای او نشاندند تا اکثریت شان را در کمیته مرکزی محکم تر کنند و تلاش های اعضای دیگر را برای فعال کردن کمیته مرکزی خنثی نمایند. در حالی که ر. رحیم از عضویت کمیته مرکزی استعفاء نداده بود وفقط به عنوان اعتراض به نقض اساسنامه از طرف کمیته مرکزی در بی اعتنایی به سؤالات معترضان نامه سرگشاده ، در جلسات آن شرکت نمی کرد. آنها هنوز هم طوری از تقابل کمیته مرکزی با معترضان نامه سرگشاده سخن می گویند که گویی کمیته مرکزی حق داشت همه وظایف اساسنامه ای خودش را نادیده بگیرد و بیش از نیمی از اعضای سازمان نمی توانستند برای مقابله با هتاکی ها و بی قانونی ها از حقوق اساسنامه ای خود استفاده کنند.
*از حق نباید گذشت که کمیته مرکزی به معترضان نامه سرگشاده پیشنهاد کرد که اگر کمیته مرکزی موجود را قبول ندارند ، می توانند کمیته مرکزی موقتی انتخاب کنند و کنگره فوق العاده سازمان را فرا بخوانند. اما معترضان این پیشنهاد را نپذیرفتند. زیرا اولاً برگزاری کنگره فوق العاده ، بدون روشن شدن اتهامات مطرح شده در نامه سرگشاده ، جز چرخیدن در یک دور باطل معنای دیگری نمی توانست داشته باشد. نامه سرگشاده با نقض کامل مصوبات کنگره سیزدهم ، با همان اتهامات و ادعاهای ر. تقی ما را به بحرانی کشانده بود که آشکارا عمیق تر از بحران پیش از کنگره بود. اگر قرار باشد مصوبات کنگره ها فقط در روی کاغذ بمانند ، آیا رفتن به کنگره ای دیگر بحران را عمیق تر و زخم های ایجاد شده را چرکین تر نمی کرد؟ ثانیاً معترضان نامه سرگشاده اصلاً در پی برانداختن کمیته مرکزی موجود نبودند و حتی قانونیت آن را زیر سؤال نبرده بودند ، بلکه از آن می خواستند به وظایف قانونی اش در قبال سازمان عمل کند که متأسفانه نکرد.
*مدافعان نامه سرگشاده در نوشته های بعدی شان گفته اند که معترضان اعلام کردند که حذف ستون دیدگاه را حتی اگر اکثریت هم بیاورد ، نخواهند پذیرفت. این حقیقت است ، اما نه همه حقیقت. ما پیش از انتشار نامه سرگشاده چنین حرفی نزده بودیم و اگر نامه سرگشاده انتشار نمی یافت ، شاید بازهم این حرف نمی زدیم و نمی توانستیم بزنیم. به این دلیل ساده که جمع معترضان به نامه سرگشاده بعد از انتشار آن نامه به وجود آمد. وقتی نویسندگان نامه بعد از طرح آن اتهامات بی پایه و دادن اولتیماتوم های شداد و غلاظ ، خواهان حذف کامل ستون دیدگاه می شدند ( کاری که پیش تر حتی ر. تقی هم ظاهراً از طرح آن اجتناب کرده بود ) ، تردیدی نمی ماند که آنها می خواهند با ایجاد فضای ارعاب ، بحثی را که به اعتراف خودشان » به درستی در سازمان ادامه» داشت ، قطع کنند و ما را به دست شستن از باورهای اصولی مان وادارند. بنابراین ، تن دادن به زورگویی آنها دیگر حتی با توسل به مصلحت گرایی هم غیر قابل توجیه بود.
*اکثریت امضاء کنندگان نامه سرگشاده در صحبت های خصوصی و حتی عمومی می گفتند فقط برای تنش زدایی در روابط سازمانی نامه را امضاء کرده اند و موارد مشخص و افراد مشخصی مورد نظرشان نبوده است. ولی چند نفر از آنها سعی کردند شواهدی برای ادعاهای شان بیاورند. اما گفته ها و نوشته های آنها بدتر از کلی گویی و مبهم گویی نامه سرگشاده بود. این شواهدِ بیان شده روشن تر از کلی گویی های دیگران ، بی پایگی اتهامات مطرح شده را به نمایش گذاشت. یکی از افرادی که سعی کرد در باره آن اتهامات مشخص تر صحبت کند ( و به این خاطر باید از او سپاس گزار باشیم ) ر. حسن حسام بود که از نویسندگان و مبتکران اصلی نامه سرگشاده محسوب می شد. او در نوشته آخر خود به موارد و افرادی اشاره کرد تا اثبات کند که اتهامات و ادعاهای نامه سرگشاده بی پایه نیست ( ضمیمه 40 ). اما نوشته های او نشان داد که او جز تسویه حساب شخصی با رفقایی که از آنها دلخوری هایی دارد ، به چیز دیگری فکر نمی کند. در این نوشته ها می توان دید که اولاً نویسنده برای رسیدن به مقصود حتی از تخریب شخصیت و پرونده سازی برای دیگران روی گردان نیست. ثانیاً مراجعه به موارد یاد شده این سؤال را پیش می آورد که این موارد ( حتی به فرض درست بودن ) چه ربطی به فضای زورگویی و خفقانی دارد که در نامه سرگشاده از آن صحبت می شود؟ ادعای نویسنده به این می ماند که کسی را صرفاً به دلیل سوء پیشینه ، فاعل هر جنایتی که اتفاق می افتد ، بدانیم. ثالثاً حتی اگر این افراد را بسیار بدتر و شریرتر از آن بدانیم که ر. حسن توصیف می کند، باز این سؤال پیش می آید که آنها در «چند ماه اخیر» یاد شده در نامه سرگشاده چه سمتی در سازمان داشته اند که می توانسته اند آن فضای مخوف یاد شده در نامه سرگشاده را به وجود آورند؟

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: