در باره حمله اسرائیل به نوار غزه و صدای سوم ! اکبر شالگونی

در باره حمله اسرائیل به نوار غزه و صدای سوم !
اکبر شالگونی
با تاملی در گفتگو های رفقای شرکت کننده در آخرین جلسه پالتاکی ، درمورد حمله اسرائیل به مردم فلسطین در نوار غزه ، به نظر میرسید در محکو میت بی قید و شرط حمله اسرائیل به نوار غزه تفاهم نسبی به وجود آمده ، ولی نوشته اخیر رـ تقی روزبه در این باره ، حاکی از اختلاف نظر به ظاهر جدی بین دو موضع گیری متفا وت است. رفقائی محکومیت بی قید و شرط حمله اسرائیل … را درصورتی اصولی می دانند که همراه با مرز بندی با بنیادگرائی وجنبش اسلامی باشد . رـ تقی روزبه عدم مرزبندی را ، نشانه بی هویتی می داند . رفیق مینویسد : » اساسا اعمال هویت یعنی مرزبندی وعدم اعمال هویت یعنی بی هویتی، و حاصلی هم جزنفی خود ومنحل شد نش درُکرکرکننده حاکم ندارد. »
رفقای عزیز به نظر من گفته رـتقی روزبه عموما در بسیاری موارد میتواند صادق باشد و بر همین اساس نیز سازمان ما بار ها مواضع خود را در مورد بنیاد گرائی و جنبش اسلامی تبیین کرده است ، ولی در مواردی تاکید بر اینچنین مرز بندی هائی اصولی ، میتواند خطا باشد و موضع ما را نا دقیق یا غیر شفاف کند . به نظر من مسائلی وجود دارند که ما باید یا بی قید و شرط از آنها دفاع کنیم یا بی قید و شرط آنها را محکوم کنیم . مثلا مساله » شکنجه » یا «اعدام » مهم نیست چه کسی شکنجه میشود ، چرا شکنجه می شود و … با ید بی قید و شرط کاربرد شکنجه محکوم شود ، در این مورد نمیتوان تاکتیکی بر خورد کرد ، نمی توان سیاسی کاری کرد . مورد دیگر یعنی بحث مورد مشخص
مساله » جنایت علیه بشریت » است . رفقای عزیز ی که حمله هوائی و زمینی ارتش اسرائیل به غزه را مصداق » جنایت علیه بشریت » می دانند باید بدون تردید ، بدون اما و اگر و بدون قید و شرط این جنایت را محکوم کنند .
رفقای عزیز ! حدود دو دهه پیش مشابه چنین جنایتی در ایران توسط جمهوری اسلامی بر علیه زندانیان سیاسی صورت گرفت . بعد از شکست عملیات نظامی ارتش مجاهد ین » فروغ جاودان ! » جمهوری اسلامی به همین بهانه در کمتر از دو ماه بیش از پنج هزار زندانی را بدار آویخت . آیا با توجه به تحلیل ما از ماهیت سازمان مجاهدین ، میبا یست همراه با محکوم کردن جنا یت جمهوری اسلامی با سازمان مجا هدین نیز مرزبندی میکردیم ؟ و در صورت عدم مرزبندی هم زمان ما ،هویت ما مخد وش یا آنطور که رـ تقی روزبه می نویسد بی هویت می شدیم ؟ چند سال پیش داریوش همایون در سالگرد کشتار زندانیان سیاسی ایران در تابستان 67 ضمن محکوم کردن جنایت جمهوری اسلامی مرزبندی خود را با زندانیان سیاسی نیز روشن کرده بود و نتیجه گرفته بود اگر چپها یا مجاهدین به پیروزی میرسیدند غالب و مغلو ب جایشان عوض میشد . در اینجا بحث من نظرات داریوش همایون نیست ولی آیا متدُ بر خورد داریوش همایون میتواند مورد تائید ما باشد؟ به نظر من کسب هویتی که نگاه گرم و ژرف انسانی ما را مکدر کند ، هویتی نیست که به ما تعلق داشته باشد . متاسفانه بر خلاف باور رـ تقی روزبه کرُ کرکننده ای مبنی بر اعتراض بی قید و شرط علیه جنایت علیه بشریت نه د ر دو دهه پیش وجود داشت نه اکنون وجود دارد . و این وظیفه ماست که به سهم خود در ایجاد چنین کرُی تلاش کنیم ، نمای د نیای کنونی بیش از اندازه غیر انسانی است ، گوئی وجدان بشری به خواب رفته است. به نظر می رسد تا ایجاد چنین کرُ کر کننده ای که بتواند تاثیر موثری در فضای کنونی بگذارد راه درازی در پیش است .
صدای سوم کدام است ؟
به نظر من فورمول از پیش تعیین شده ای به نام صدای سوم وجود ندارد . پس در هر موردی باید با ارزیابی روشنی از وضعیت مشخص و جاری موضع خود را تعیین کنیم . در مورد مشخص غزه ، به نظر من 1ـ برای اینکه حساب مردم فلسطین را از حساب حماس جدا کرد ، 2 ـ برای اینکه بتوان در صفی مستقل در کنار مردم فلسطین بود و از نفوذ حماس در بین آنها کاست ، باید بی قید و شرط از مردم فلسطین دفاع کرد و بی قید و شرط حمله اسرائیل را به عنوان جنایت علیه بشریت محکوم کرد . باید در ایجاد چنین کرُ کر کننده ای در سراسر دنیا تلاش کرد .
ولی گویا صدای سومی که رفقا می گویند چیز دیگری است ، اما من آن را در نیافته ام . برای شناخت این موضع من مقاله اخیر رـ تقی روزبه » کشتارمردم غزه تجسم جنون وبربریت! » را خواندم ولی موضع مشخص یا به عبارت دقیقتر تعیین صدای سوم مورد نظر رفیق و مورد اختلاف را در یافت نکردم . رفیق بعد از تحلیل حمله اسرائیل به غزه و تعیین اهداف آن در مورد حماس مینویسد : » بی شک آنها که برای آزادی و رهائی انسان وخود حکومتی آن مبارزه می کنند ، نمی توانند حتی برای یک لحظه هم بااین گونه برده سازی متعلق به عهد عتیق سرسازش داشته باشند.» و در ادامه می نویسد : هرگزنباید بین جنبش ویا سازمان های اسلامی وتوده های مردم علامت تساوی گذاشت.» بی شک در سازمان راه کارگر حتی یک نفر هم پیدا نمیشود خواستار اتحاد با حماس یا بنیادگرایان باشد یا با این گفته رـ تقی روزبه مخالفتی داشته باشد . علاوه بر آن گفتن این مسائل کلی را نمی توان به عنوان موضع مشخص در برابر مساله کنونی نوار غزه قلمدادکرد. رـ تقی روزبه مینویسد : » اگربفرض جنبش مستقل زنان وجود داشته باشد،چنین جنبشی نه هرگزفریب بنیادگرائی را خواهد خرد ونه بنیادگرائی هرگزقادراست خود را با این خواست ها هم آهنگ کند.» و همچنین برخی توصیه ها مبنی بر ایجاد صف مستقل و …
آیا با مثال آوردن اینکه » اگر به فرض جنبش مستقل … وجود داشته باشد … » یا توصیه های کلی که میتوانستیم سالها پیش هم به کار بریم و سال ها بعد نیز بنویسیم ، موضع مشخص یا صدای سوم را اعلام کرده ایم ؟ به نظر من پاسخ منفی است . مثلا در مورد ایران صدای سوم ازنظر سازمان ما، از یک طرف مخالفت قاطع با تحریم های اقتصادی وهر نوع مداخله قدرت های خارجی درتعیین سرنوشت مردم ایران ، واز طرف دیگر مبارزه هرچه گسترده تر مردمی ، برای براندازی جمهوری اسلامی ، اعلام شده است . آیا موضع صدای سوم رـ تقی روزبه یا رفقای دیگر در مساله کنونی در نوار غزه چنین است ؟ در انتخاباتی دموکراتیک در غزه مردم حماس را برگزیدند . اسرائیل در حالیکه بر سر مردم غزه بمب میریزد ، با لحن ظاهراً دلسوزانه ای میگوید ، مردم غزه سزاوارآن نیستند که رژیمی مانند طالبا ن بر آنها حکومت کند . صدای سوم رفقا چه می گوید؟ اتحادیه اروپا به همراه امریکا میگویند ، در صورتی به غزه کمک می کنند که بازسازی غزه از طریق عباس صورت گیرد ؟ رفقا به نام صدای سوم چه موضعی اتخاذ می کنند ؟
در پایان با اشاره به خواست رـ تقی روزبه مبنی بر ایجاد صف مستقل ، باید یاداوری کنم که هم اکنون نیز این صف مستقل در فلسطین اشغالی در کشور های عربی ، اروپا و امریکا موجود است . و این نیرو ها با هویت مستقل خود طی بیانیه ها ، تومار ها و آکسیونهای خیابانی ، موضع خود مبنی بر دفاع بی قید و شرط از مردم غزه و محکو میت بی قید و شرط حمله اسرائیل را ، اعلام کرده اند .
و نمونه هائی از این بیانیه ها در سایت راه کارگر نیز به چشم می خورد . نظر رفقا در باره موا ضع این نیرو ها چیست ؟ آیا مواضع آنها دال بر بی هویتی آنهاست؟ شاید منظور رـ تقی روزبه از کرُ کر کننده اشاره به مواضع این نیرو هاست ؟ ولی واقعیت این است که کرُ کر کننده را آنطرف راه انداخته است . یعنی دولت های امریکا و اروپائی به وسیله اکثریت بزرگ رسانه های بین المللی که در نفوذ آنهاست .
با درودهای رفیقانه اکبر ـ شالگونی 24.01.09

یک پاسخ to “در باره حمله اسرائیل به نوار غزه و صدای سوم ! اکبر شالگونی”

  1. نوشته های درونی در ارتباط با حمله اسرائیل به غزه به ترتیب زمان « اسناد بحران و انشعاب در "راه کارگر" Says:

    […] *در باره حمله اسرائیل به نوار غزه و صدای سوم ! اکبر شالگو… […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: