*”صدای سوم” در مقابل “تک صدائی اسرائیل” ! ارژنگ بامشاد

از الف ـ بامشاد
به کمیته مرکزی سازمان
برای انتشار در خبرنامه درونی
………………………………..
کمیته مرکزی سازمان در بیانیه 14 بهمن خود تحت عنوان » پیرامون تهاجم اسرائیل به غزه و پی آمدهای آن» تلاش کرده است مواضع خود در این نسل کشی را بیان کند. تمامی این بیانه از ابتدا بر این استوار شده که آن چه به «جنگ» غزه از سوی رسانه های امپریالیستی معروف شده است، چیزی جز یک نسل کشی تدارک دیده شده برای تنبیه مردم فلسطین و در هم شکستن اراده ی مقاومت آن ها نبوده است. که زمان آن هم به دقت و آگاهانه انتخاب شده است. اگر بخواهیم این استدالات بیانیه را به زبانی دیگرترجمه کنیم، در این جا از جنگی میان دو نیرو نمی توان سخن راند. بلکه تلاشی جنایت کارانه از سوی دولت اسرائیل و حامیان بین المللی اش برای نابودی یک و نیم میلیون فلسطینی محاصره شده در یک زندان بزرگ به نام غزه است که بیش از یک سال از تمامی امکانات داروئی وغذائی و برق و آب محروم بوده است. وقتی تمامی بیانیه بر این محور استوار شده و این جا و آن جا تلاش شده است که اوج قساوت و جنایت علیه خلق فلسطین نیز بیان شود، آوردن پاراگراف آخر عملأ بی معناست. آوردن پارگراف «صدای سوم»، در این بیانیه، تمامی استدلات بالائی را خنثی و نقض کرده است. در این جا می توان یا در کنار جنایت کاران ایستاد یا در کنار مردم بی دفاع فلسطینی. را ه سومی در میان نیست. نمی توان دفاع از قربانیان را به دفاع از «قربانیان خوب» و «قربانیان بد تقسیم کرد». زیرا صدای سوم، زمانی معناخواهد داشت که در مقابل دو صدای ارتجاعی دیگر باشد. آوردن این پاراگراف نچسب در پایان بیانیه جز برای آرامش بخشیدن به وجدان نگران و جریجه دار شده ای نیست که می ترسد تبلیغات چی های طرفدار اسرائیل و آمریکا، آدم را متهم به همسوئی با بنیادگرایان مرتجع و حامیان جنایت کار اسلامی شان در ایران کنند. این یعنی از ترس مرگ خودکشی کردن!
به نظر می رسد شأن نزول این بیانیه وبویژه پاراگراف «صدای سوم» بیش از آن که افکار عمومی باشد، یک مرزبندی درون تشکیلاتی است. اگر چنین باشد، آن گاه کمیته مرکزی سازمان به جای آن که عنصر وحدت بخش تشکیلات باشد، به عنصر دامن زننده اختلافات تبدیل خواهد شد. روشن است که کمیته مرکزی وقتی می بیند که بخش وسیعی از مسئولین تبلیغ و ترویج سازمان، در این مورد نظر دیگری دارند، می بایست بسیار هوشمندانه عمل کند. وقتی اکثریت بالای کمیته تبلیغ و ترویج سازمان، مسئول نشریه سازمان، مسئول فنی سایت و یکی از سردبیران آن، مسئول اعلامیه های روزآمد ، مسئول اعلامیه های دوره ای، با این موضع گیری مخالفند، درست تر این بود که تصویب اعلامیه با دقت بیشتر و پس از یک بحث پالتاکی عمومی صورت می گرفت. هر چند حق مسلم کمیته مرکزی که بدون توجه به این مخالفت ها، نظر خود را منتشر کند. اما وقتی کمیته مرکزی برای هر موضوع با ربط و بی ریطی جلسات پالتاکی را فرا می خواند، تعجیل در تصویب و انتشار این بیانیه، چه معنائی می تواند داشته باشد؟
با درودهای گرم
ارژنگ بامشاد
18 بهمن 1387 ـ 6 فوریه 2009

نظر شما در مورد این نوشته چیست؟

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی یکی از نمادها کلیک کنید:

نماد WordPress.com

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس گوگل

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. خروج /  تغییر حساب )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: