ضمیمه 18 نامه ر. تقی به کمیسیون نظارت

«…. مثلا اگر،همانطورکه من مدعی هستم،سندی وجود داشته باشد که مطابق آن حکم شده باشد که باید با مواضع تقی درسایت مرزبندی شود وآن را به دیدگاه روانه ساخت، واین سند هم مبنای عمل قرارگرفته باشد وکلیه اعتراضات وتلاش ها حول ابطال آن-درچهارچوب سایت- نیزبی نتیجه بوده باشد،….»

درمورد اظهارنظر کمیسیون نظارت وپیگیری شکایات

ر.روبن درنامه ای به کمیسیون نظارت،با ارائه دلایل 6 گانه وبا متهم کردن من به نقض اساسنامه وترورشخصیت خواهان رسیدگی ونظراین کمیسیون گردید که نهایتا با انتشار پاسخ آن همراه گردید.
قبل ازهرپاسخی به این ادعا ها باید نگاهی به مسیرطی شده این بحران ومرحله ای که درآن قرارداریم بیاندازیم:
تاکنون این شکایت سه مرحله را طی کرده وهنوزهم نقطه پایانی خود درفازسوم را به فرجام خود نرسانده است
مرحله اول انتقادات و شکایات وارسال نامه های من نسبت به اعمال تبعیض و نارسائی های موجود درخودکمیسیون سایت وبویژه اعمال تبعیض دردرج مقالاتم به عنوان یک عضوبرابرحقوق بوده است.این شکایت ها واعتراض ها طی چندماه بابی اعتنائی و عدم دریافت پاسخ های لازم ،هم درحوزه دلایل مضمونی وهم درحوزه دلایل حقوقی صورت گرفت که طبعا درتناسب بااین بی اعتنائی واصراربرادامه آن رفته رفته لحن آن نامه ها هم تندوتندترگردید.دراین شکایت ها واعتراضات،مشخصا چندین مقاله ازجمله ارزیابی ازمقاله اعتراضات هفت تپه، گفتگوی عبدی با کارگران،تبعیض درمورد مقالات مربوط به بحران کمیته هم آهنگی، ونسبت به تصویب یک سند که درآن کلیه نوشته های من(ازاول تااکنون) به عنوان تبلیغ وترویج مواضع شخصی و خارج ازمواضع رسمی سازمان تلقی شده اند که مطابق این حکم،جای آنها درستون دیدگاه(خارج ازمواضع سازمان) قرارداشته و نیزاعتراض به سیاست یک بام ودوهوا دربرخورد با مقالات مشابه مطرح شده اند. درواکنش به بی اعتنائی نسبت به این اعتراضات درکمیسیون سایت من اعلام کردم تا زمان عدم بررسی این شکایات وپس گرفتن مصوبه فوق و رفع تبعیض درموردمقالاتم و تأمین برابرحقوقیم به مثابه یک عضو، به عنوان اعتراض به این رویه ازشرکت درجلسات سایت(ضمن انجام وظایف روتین ومحوله به خوددراین کمیسیون) وازارسال مقالاتم -که طبق مصوبه بالا قراربود خودسرانه جایشان دردیدگاه و بیرون ازستون مقالات سازمان باشند- خودداری خواهم کرد. اما درنزدر.روبن گوئی که اعمال تبعیض وصدورحکم وسلب حقوق یک عضوهیچ ربطی به نقض اساسنامه ندارد وهیچ «هتاکی وعنصرغیراخلاقی، وغیررفیقانه» ای هم درآن وجودندارد! اما اعتراض به سلب حقوق وتداوم آن وعدم ارسال مقاله تاحل این تبعیض ویا عدم شرکت درجلسه، درحکم نقض اساسنامه است و عملی «غیراخلاقی وهتاکی وترورشخصیت» محسوب می شود! اگرتمامی این گونه الفاظ را توصیفات وقیوداتی بدانیم که فی نفسه فاقد معنای مشخص اند،ولی همه آنها معنای واقعی خود را دررابطه باسلب حقوق پایه ای اعضاء بیان می کنند.
درهرحال مرحله اول بحران با بیرونی کردن نامه اعتراضی من دراین مقطع توسط خود وی،که نشان میداد هرگزقصد بررسی ورفع اعمال تبعیضات رواشده وحل وفصل بحران دراین مرحله ودرکمیسیون سایت را ندارد،وارد فازدوم خود گردید
فاز دوم با نوشتن نامه واعتراض من به کم ت.ت، با ضمیمه کردن اسناد مربوط به اعتراضاتم همراه بود.اما این مرحله نیزبا ارائه گزارش این کمیسیون که شامل دونظرودوقطعنامه اکثریت واقلیت درونی آن بود به پایان رسید. ازنظرمن بررسی شکایات مشخصم دراین کمیسیون ناقص ویک جانبه بود وبدترازآن شماری ازرفقای این کمیسیون که فی الواقع دربرخورد با این مساله درکسوت داورقرارداشتند، به جای بررسی شکایت من، ازهمان ابتداخود بعنوان یک طرف منازعه ودعوا ظاهرشدند.ومتأسفانه دردوراول گفتگو اززبان یکی ازشرکت کنندگان همین نشست، شنیدم که می گفت خود وی همان کار سایت را درنشریه هم انجام خواهدداد! اقدامی که دیدیم بلافاصله صورت گرفت وبه نوبه خودبرشدت بحران افزود و باوضوح بیشتری تبعیض بوجود آمده را درمقابل چشمان خوانندگان نشریه قرارداد. والبته تاکنون هم درخواست های مکررمن-بعنوان حق بدیهی واولیه هرعضو- برای ارائه دلیل مشخص برای قرارگرفتن مقاله هفت تپه، بعنوان مواضع بیرون ازسازمان دربرابرمطلب مشابه دیگری درهمین باب،بی پاسخ مانده است و امیدی هم به پاسخ مشخص-مگرکلی گوئی های معمول که درحکم فراافکنی است وربطی هم به داوری مشخص ندارد- ندارم.
بدیهی است که من پس ازچند اعتراض شفاهی وکتبی بدون پاسخ به این نحوه پیش برد داوری ودورزده شدن بررسی مشخص شکایاتم ،شرط حضوربعدی خود دراین نشست را پرداختن مشخص به اعتراضاتم عنوان کردم که متأسفانه پذیرفته نشد ومنجربه عدم شرکت من درنشست دوم آن گردید.
درهرصورت،آنچه که در این کمیسیون(توسط اکثریت آن) مورد بررسی قرارگرفت،نه بررسی تک تک موارد اعتراضی مشخص من وبهمراه دلایل مشخص، که اسناد ودرخواست آن ها را ازقبل به آنان ارسال کرده بودم،بلکه طرح مشتی مسائل کلی و خارج ازحوزه اعتراضات من،نظیرابرازنظرحول معنای ستون تربیون ویا طرح مواضع کلی سازمان درمورد تشکل های توده ای واتحادیه و….بود که ربطی به مواردشکایت مشخص من نداشتند.وبالاخره هم برای من روشن نشد که چرا مقاله گفتگوی عباس عبدی مورد تبعیض قرارگرفته است،به چه دلیل مشخص مقاله هفت تپه بیرون ازچهارچوب مواضع سازمان تلقی شده و تکلیف سند اکثریت تحریریه مبنی برصدورحکم کلی درمورد همه نوشته های من چیست ودلیل اعمال سیاست یک بام ودوهوا درگزینش مقالات مشابه،جملگی یا بی پاسخ ماندند ویا با کلی گوئی، موردبی اعتنائی قرارگرفتند. حاصل نهائی صدوردوقطعنامه بود که همه درجریان هستید.
بااین وجود باید اضافه کنم که اشکالات وتبعیض های رواشده درکمیسیون سایت چنان پردامنه وآشکاربود که حتا گزارش اکثریت این کمیسیون نیز نتوانست همه آنها را نادیده بگیرد. بطوریکه درقطعنامه اکثریت آن نیز ضمن انتقاد به شیوه من، بطورضمنی به وجود نوعی تبعیض دردرج مقالات وانتقاد شدید به عدم تشکیل نشست های سایت وصرفا مبتنی برمراسلات امیلی ونحوه کارآن،به ضرورت عدم دخالت مسؤل فنی سایت درحوزه اختیارات کمیسیون ونظائر آن تأکید شد و بالأخره خواهان گشوده شدن مباحثات حول تشکل های توده ای و ازجمله اتحادیه درسایت و قرارگرفتن آن دربالای صفحه سایت گردید(که به معنی لزوم قرارگرفتن مقالات همه اعضاء سازمان درباب این مساله با حقوق یکسان تحت عنوان مباحثه ودریک ستون بود).
بااین همه فاقد آن چنان صراحتی بود که بتواند حقوق ضایع شده مرا ابقاء کند وکمیسیون سایت را به رعایت مقررات قانونی و برابربرای همه اعضاء سازمان وادارکند.
اما درقطعنامه اقلیت ،ضمن انتقاد به شیوه برخورد من، آشکارا به تبعیض واعمال نظررواشده درمورد مقالات من اذعان شده بود.
معهذا باتوجه به عدم استیفای حقوق اردست رفته ام درسایت توسط کمیسیون ک.ت.ت، ورود به مرحله سوم یعنی طرح اعتراض من درک.م گریزناپذیرشده بود. چنانکه درجریان هستید،ک.م عملا آن را درچندین جلسه مورد بررسی قرارداد و درطی آن قطعنامه اقلیت را توسط اکثریت خود، درمورد تبعیض رواشده نسبت به مقاله های من مورد تأیید قراردارد.(البته ناگفته نماند که ک.م درهمان حال انتقاد قطعنامه درمورد شیوه برخورد مرانیزمورد تأیید قرارداده بود).بازهم لازم به توضیح است که ک.م دراین بررسی خود بهردلیلی ترجیح داد به جای بررسی نامه اعتراضی من خطاب به ک.م و بررسی تک تک موارد مشخص مطرح شده درآن، گزارش ک.ت.ت را به عنوان تنها سند مبنا مورد بررسی قراردهد وگرایش کلی وعمومی خود را نسبت به آن روشن کند. وباین ترتیب هنوزهم نامه من وبرخی موارد مطرح شده درآن (بجزمورد گفتگوی عباس عبدی که ک.م خواهان پاسخگوئی سایت وپیگیری ک.ت.ت در مورد آن شده است)و ازجمله سندی که حامل حکم کلی درمورد خارج شدن نوشته های تقی ازمواضع سازمان است، هم چنان تاکنون بدون بررسی مانده است.
درپی اعلام نظرک.م، ودرشرایطی که ک.م هنوزکلیه موارداعتراضی مرا پاسخ نداده بود ر.روبن نامه ای خطاب به ک.م نوشت وخواهان پاسخ به آن شد. ک.م نیزپاسخ خود به آن را دراولین فرصت ممکنه دردستورکارخود قرارداد ویک باردیگردیگرتأکید کرد که ضمن اعلام گرایش خود نسبت به قطعنامه اقلیت ک.ت.ت، وبادرنظرداشتن دوسند کنگره ومصوبه ک.م درمورد مبنای درج مقالات،نظرانتقادی خود را درمورد شیوه برخورد من نیزاعلام کرده است.البته ر.روبن چون هیچ اشکالی را درخود وشیوه کارش روانمی دارد وبرای آنکه دلیل قابل قبولی برای ارجاع شکایتش به کمیسیون نظارت فراهم سازد مدعی است که ک.م گویا هیچ انتقادی به شیوه های من نداشته است وحال آنکه میدانیم چنین نبوده است.چرا که، همانگونه که من درجلسات ک.م ناظرآن بودم و پروتکل های تنظیم شده نیز به روشنی آن را نشان میدهند، این ادعای اوواقعیت ندارد.
درهرحال تا این لحظه هنوزهم شکایت من مرحله سوم خود را به پایان نبرده است وبعنوان مثال درخواست پاسخ ازکمیسیون سایت درمورد مثلا برخورد با عباس عبدی و پیگیری آن توسط ک.ت.ت که درحال پیگیری است، نشاندهنده همین واقعیت است.
ازجانب دیگر برمبنای اساسنامه،شکایت ها واعتراض ها ابتدا باید ازمرحله طرح وبررسی آن توسط ارگان های اجرائی بگذرد تا نهایتا قابل طرح درنهاد کمیسیون نظارت وبررسی شکایات باشد وتاآنجا که به من مربوط بوده است ورود به مرحله چهارم یعنی فازشکایت به کمیسیون نظارت وطرح شکایت ازسوی من هنوزفرانرسیده بود.
ودرهمین جا لازم به تأکید است که با اعلام رویکرد ک.م درمورد تبعیض اعمال شده نسبت به مقالات من،مساله عدم ارسال مقالاتم به سایت ونشریه که به عنوان اعتراض به اعمال تبعیض وتداوم آن صورت گرفته بود،عملا منتفی و بلاموضوع می شود.
واما چندنکته درمورد نحوه برخورد کمیسیون نظارت ورسیدگی به شکایات:
البته دقت وتلاش رفقای این کمیسیون برای رعایت بی طرفی دراین منازعه برکسی پوشیده نیست.بااین وجود با انتشارنظراین کمیسیون،بنظرمیرسد ازدوجنبه این تلاش ها دچارآسیب شده باشند:
نخست آنکه وقتی یک نفرازکسی شکایت به ارگانی می برد،بدیهی است که شنیدن ویا مطالعه آخرین دفاعیات و ملاحظات طرف موردشکایت قرارگرفته نسبت به اتهامات وارده و موارد شکایت شده ازبدیهیات اولیه هردارسی وقضاوت محسوب می شود. گرچه روشن است که آنها همان نوشته های منتشرشده را کافی تلقی کرده و مبناقرارداده ان،ولی لازم بود که برای محکم کاری و اطمینان ازدریافت همه اسنادودفاعیه های لازم ازطرف دیگری که قراراست موردداوری قرارگیرد، ازاونیزمی خواستند که اگرمایل است شواهد ودلایل خود برای دفاع ازخود و رد اتهامات اقامه شده را تازمان تعیین شده ای به این کمیسیون ارائه دهد. بدیهی است که رعایت چنین شیوه ای می توانست نشانه ای ازرعایت منش بیطرفی ورسیدگی منصفانه باشد.
دومین نکته آنکه،کمیسیون با پذیرش جدائی شیوه ازمضمون منازعه وبحران بوجود آمده، وعدم ورود به قضاوت حول مصادیق مشخص ونه البته کلیات،به داوری حول صرف «شیوه» که طبعا می تواند کلی ویک جانبه باشد، پرداخته است. وحال آنکه شیوه ومضمون علیرغم تمایزنسبی اشان، جداهم ازهم نیستند وآن دو را نمی توان بطورمصنوعی جداکرد وسپس به داوری وقضاوت تنها دریک بعد آن پرداخت. مثلا اگر،همانطورکه من مدعی هستم،سندی وجود داشته باشد که مطابق آن حکم شده باشد که باید با مواضع تقی درسایت مرزبندی شود وآن را به دیدگاه روانه ساخت، واین سند هم مبنای عمل قرارگرفته باشد وکلیه اعتراضات وتلاش ها حول ابطال آن-درچهارچوب سایت- نیزبی نتیجه بوده باشد، واگرمن چنین رویکردی را بازگشت استالینیستی بدانم، بازهم ترورشخصیت محسوب می شود؟بازهم هتاکی تلقی میشود وبازهم غیرقابل قبول فرض می شود؟اگر بفرض دهان یک فردتوسط فرددیگری بسته شود،بازهم باو باید گفت که حق نداری فریاد بکشی؟
ر.روبن اعتراض من به تبعیض رواداشته شده ونقض حقوق قانونی ام را ترورو هتک حرمت فردی وشخصی واخلاقی میداند. البته برای من مفهوم دقیق این واژه ها درنزداو روشن نیست. ولی من درنوشته های خودم صراحتا تأکید کرده ام که مشکل شخصی با ر. روبن نداشته وبهیچ وچه قصد توهین و تحقیروی را نیز نداشته ام وندارم. مساله من اعمال این گونه تبعیض ها وسیاست یک بام دوهوا، مسخ ضوابط و بی اعتنائی کامل به اعتراضات من ونقض حقوق قانونی اعضاء سازمان است. من بااین رویکرد که قانون ونظرتشکیلات یعنی نظرمن سرستیز داشته ام.رفتاری که اجرای آن توسط هرکس را جلوه ای ازاستالینیسم می دانم -فرقی نمی کند این فرد خودم باشم یا هرکس دیگر- و وظیفه خود میدانم که برای خشکاندن چنین باتلاقی درهرحزب مدعی چپ، مبارزه کنم. ر.روبن بجای آنکه نشان دهد مثلا چرا این نوع تبعیض ها بزعم وی عین دموکراسی است ومقوله «سازمان» بدون آن بی معنا می شودواینکه چرا سلوک وی ربطی به استالینیسم ندارد ویا اگردارد چرا قابل دفاع است،آن را به حوزه توهین های شخصی واخلاقی کشانده وسعی می کند که بدان وسیله صورت مساله یعنی اصل تبعیض را کمرنگ ویا زائل کند.اوواکنش های مرا نقض مناسبات رفیقانه میداند اما نمی گوید پیش ازنقض آن توسط تقی ، این مناسبات توسط خود وی نقض شده است. وهمانطورکه من دریکی ازنوشته هایم اشاره کرده ام،اوپیشاپیش دراقداماتی کاملا روشن ومعنا دار،این سبو را برزمین افکنده وآن را شکسته است واصلا چیزی نمانده تا تقی آن را بشکند ویا نقض کند.درهرحال من یک باردیگرمی گویم غرضم مقابله با اعمال چنین تبعیضات وخشکاندن آنهاست.ومشکل من با ر.روبن نیزدرهمین رابطه بوده است و هیچ وقت هم منکرزحمات وتلاش های وی ویا نقاط قوت وی نشده ام.
البته غیراز»ترورشخصیت»، او دلایل دیگری را نیزاقامه می کند که نمی توانند دلایل موجهی برای ادعای اوباشند.مثلا شرکت نکردن درجلسه وعدم ارسال مقاله و…ونظایرآن درواکنش به بتعیض وفریادعلیه آن، ونیزسایرموارد که حتا آنگونه که وی فرمول بندی می کند اگربفرض هم واقعیت هم داشته باشند، منع اساسنامه ای ندارد که بتوان با لیست کردن آنها،علیه عضوی اقامه دعوا درحد ادعای نقض قواعد اساسنامه کرد. نقض اساسنامه را درهمان نقض حقوق پایه ای یک عضو می توان مشاهده کرد که این واکنش ها حول آن شکل گرفته ومعنا پیدامی کنند.
البته تأکیدبررعایت مناسبات رفیقانه توسط کمیسیون بطورکلی درست است وهمواره باید مورد تأکیدقرارگیرد و رعایت شود. اما حتماتصدیق می کنید که این یک امردوجانبه و متقابل است. اگروقتی یک طرف پیشاپیش با تصمیم به اعمال تبعیض درمورد رفیق دیگر وبستن زبان اووپایمال کردن حقوق پایه ای اش، آن رایکطرفه نقض کند و فرایند اعتراضات رفیقانه هم مؤثرواقع نشود،آیا بازهم می توان کنش معطوف به رفع تبعیض واقدام برای گشودن جلوی تنفس و برای ورود اکسیژن به ریه را به نقض مناسبات رفیقانه تعبیروتفسیرکرد؟ ازحق نباید گذاشت که کمیسیون مواردی از اعمال شیوه درطرف متقابل را نیز مورد انتقاد قرارداده است،اماسرچشمه اصلی این بحران را که همانا نقض حقوق پایه ای یک عضومی باشد وبقیه مسائل درتحلیل نهائی تابعی ازآن هستند و دررابطه با آن قابل فهم و بررسی ونقدهستند را مسکوت گذاشته است.
درهرحال خود جداکردن مطلق شیوه ومضمون مساله ای است که مورد منازعه دوطرف است. یک طرف تمامی تلاش خود را صرف آن کرده ومی کند که درپشت گردوخاک وانتقاد یک جانبه به شیوه، اصل اجحاف را پنهان سازد تابتواند با خیال راحت آن را ادامه دهد ودیگری سعی می کند که با طرح اصل موضوع شیوه برخورد را درارتباط با آن مورد بررسی قراردهد. بزعم من اگرخود فاجعه،یعنی رویداد اصلی درقالب مصادیق مشخص بررسی و روشن شود، آنگاه نوبت بررسی ونقد منصفانه»فاجعه بیان» وچندوچون واکنش های متقابل هم فرارمی رسد.والبته بررسی خود فاجعه نیزبسیارآسان بوده وبه باورمن امکان داوری درمورد آن دردسترس تک تک اعضای سازمان قراردارد:همه می توانند مثلا مقاله هفت تپه مرا مورد بررسی قراردهند وآن را با نوشته مشابه دیگر ورفتارمتفاوت با آن مقایسه کنند، ویا مقاله گفتگوی یک لیبرال(عباس عبدی)با کارگران شرکت واحد را بررسی کنند وخود به قضاوت به نشینند،ونیزآن سند حامل صدور حکم کذائی درموردنوشته های من ویا روال تاکنونی سایت در درج مقالات را با مراجعه به ستون آرشیو سایت و…. خودمورد قضاوت دهند و رأسا به داوری به نشینند که آیا تبعیض ها وبرخوردهای دوگانه دراین موارد وجود داشته است یانه؟ اگرچنین شود،بی شک وجود یک افکارعمومی فعال می تواند جلوی بسیاری ازاین گونه اجحافات را بگیرد وبه هیچ کس به خود مجال وسوسه تعدی به حقوق پایه ای یک عضو را ندهد.
*****
گرچه ارسال این نوشته-ویاسایر اسنادلازم- به کمیسیون نظارت وبررسی شکایات، منطقا می بایست قبل ازاعلام نظر این کمیسیون صورت می گرفت وابرازنظراین کمیسیون هم منطقا وبلحاظ حقوقی می بایستی پس ازچنین درخواستی ووصول آن وبررسی آن صورت می گرفت،با این وجود اکنون که نظراین کمیسیون انتشاربیرونی یافته است،صرفا جهت اطلاع این کمیسیون ازواکنش کسی که مورد قضاوت وداوری آن قرارگرفته است و برای درج دربولتن داخلی جهت اطلاع اعضاء سازمان ودرنظرگرفتن این تجربه برای آینده، به دبیرخانه ارسال می دارم.

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: