ضمیمه 20 . گزارش سایت

آخرین گزارش کمیسیون سایت قبل از کنگره سیزدهم به کمیسیون تبلیغ و ترویج

از : کمسیون سایت

به : به ک.ت.ت

تاریخ : ٢٣/۷/۲۰۰۸

با گرمترین درود ها

نامه شما به کمسیون سایت را دریافت داشتیم . در مورد آنچه که رفقا رسول آرام و وریا بامداد در نامه خود به تشکیلات متوجه عملکرد کمسیون سایت نموده اند موارد زیر را جهت روشن شدن موضوع به اطلاع شما می رسانیم.

ما پیشتر طی نامه خود به شما در تاریخ ٠ ٢ ژوئن ٨ ٠ ٠ ٢ یادآورشده ایم : » … کمیسیون سایت ادعای اعمال سانسور در سایت را قویا رد می کند. …. کمیسیون سایت مدعی نیست که … امکان هیچ خطائی از طرف هیچ یک از اعضای تحریریه نبوده است.. «!

– در موارد نه چندان کم رفقای فنی سایت در هنگام روزآمد کردن سایت مطالب رفقای دیگر را که قبلا» در سایت گذاشته شده بود پاک کرده اند و بدین ترتیب ناگهان مقاله‌ای در سایت ظاهر و سپس ناپدید شده است و یا از بالا به پائین رفته و یا از نوار مقالات و دیدگاههای صفحه اول مطالب قبلی پاک شده است.

­- سایت کنونی ما فاقد سیستم اتوماتیک آرشیو سازی بوده و بنابراین مطالب گوناگون باید به طور جداگانه آرشیو شود. بخاطر فشار کار، و نیز کاهش مداوم نیروی فنی، کار آرشیو سازی به حداقل کاهش یافته و در دوره هائی اصولا» انجام نشده است. بویژه هیچکدام از رفقای فنی ما … قادر به آرشیو کردن مقالات و دیدگاهها در آرشیو ثابت مقالات و دیدگاهها‌ ( که در سمت راست سایت زیر نشریه راه کارگر قرار دارد) نیستند.

– نامه ر. رسول در باره عدم درج مقاله او تحت عنوان » هلال شیعه…»!

– رفیق رسول در بولتن داخلی مطرح کرده است که مقاله ای به نام : (هلال شیعه امپراطوری خون و..) به سایت ارسال کرده اما مقاله مزبور در سایت درج نشده است. تاریخی که در پای این نوشته وجود دارد مربوط به ٢٠ ماه پیش می‌شود. ما تأکید داریم مقاله «هلال شیعه» ازنظرتحریریه سایت هیچ اشکالی برای درج درستون مقالات ندارد .

– بر اساس آرشیو های موجود – همانطور که دربالا اشاره کردیم ناقص است- از ر.رسول از ژوئن ٢٠٠٥ بعد حدود ٤٨ مطلب در ستون مقالات درج شده است که هر ٤٨ مقاله اکنون در آرشیو ثابت مقالات و نیز نوار مقالات صفحه اول سایت سازمان موجود است.

– در یک مورد یکی از نوشته‌های ر. رسول در ستون دیدگاهها قرار گرفت که بخاطر همان اختلالات نام برده شده در بالا ، مطالب ایشان اکنون نه در نوار «دیدگاه‌ها» دیده می شود و نه در آرشیو ثابت دیدگاه‌ها.

– پس از جای گرفتن مقاله مورد اشاره ر. رسول در ستون دیدگاهها او اعلام کرد که دیگر مقالات خود را در اختیار سایت سازمان قرار نداده وبه سایت های دیگر خواهد فرستاد. پس از آن تعدادی از مقالات ر. رسول و از جمله مقاله » هلال شیعه» در سایت‌های دیگر درج شده است. این احتمال وجود دارد که مقاله » هلال شیعه» نیز در شمار همین مقالات باشد.

با توجه به موارد بالا و سپری شدن ٢٠ ماه، قضاوت درباره این که مقاله » هلال شیعه» اصولا» به دست ما رسیده یا نه و یا در شمار مقالاتی است که نصب ولی آرشیو نشده برای ما قابل تحقیق نیست. هئیت تحریریه سایت در طی بیست ماه گذشته هیچ نامه ای دال بر حذف این مقاله از ر. رسول دریافت نکرده است.

ر. وریا بامداد

بر مبنای آرشیو موجود سایت، از ر. رویا مجموعا» هشت مقاله در سایت سازمان درج شده است. از این هشت مقاله پنج مقاله در دوره قبل از مسئولیت هیئت تحریریه جدید در سایت نصب شده است. (دو مقاله در ستون مقالات و سه مقاله در ستون دیدگاه‌ها). آدرس این مقالات به شرح زیر است و از بخش قرمز شده تاریخ نصب مقاله روشن می شود که مربوط به دوره هئیت تحریریه جدید نبوده است.

‌‌‌‌‌‌‌ http://www.rahekargar.net/maghalat/200601/20060124-amrikaye-latin-wa-omidhaye-now.htm

http://www.rahekargar.net/didgahha/200603/20060310-02-didgahha.htm

http://www.rahekargar.net/didgahha/200602/20060219-01-didgahha.htm

http://www.rahekargar.net/didgahha/200602/20060219-02-didgahha.htm

http://www.rahekargar.net/didgahha/200512/20051209-National.htm

در دوره جدید، سه نوشته از ر. وریا بامداد در سایت درج شده است. از این سه مطلب دو مطلب در بخش مقالات قرار گرفته است( بحران اتمی، جنگ یا سازش و جنگ لبنان) و یک مقاله نیز در ارتباط با فدرالیسم در بخش دیدگاهها قرار گرفته که علت رفتن به دیدگاه تصمیم کمیته مرکزی بوده است( گذاشتن همه مقالات مربوط به بحث فدرالیسم در دیدگاهها).

هئیت تحریریه سایت از ر. وریا بامدادنیز هیچ نامه اعتراضی دال بر عدم درج مقالات وی دریافت نکرده است. در نامه ایشان نیز به هیچ مقاله مشخص، تاریخ نگاشتن مقاله و تاریخ ارسال به سایت ذکری به عمل نیامده است.

اگر اشکالی در درج مقالات واصله از سوی رفقا در سایت سازمان به وجود بیاید زمانی می‌توان در باره علل مشخص آن تحقیق کرد که از سوی رفیق ارسال کننده واکنش و پیگیری به موقع صورت گرفته باشد.اگر جواب کمیسیون سایت برای رفقا قانع کننده نباشد آنها می‌توانند اعتراض خود را از طریق ارگانهای ذیصلاح سازمانی پیگیری کنند.

نکته پایانی، رفیق مسدول کمیته تبلیغ وترویج در نامه خود ، در رابطه با مقاله رفیق تقی روزبه پیرامون مصاحبه عباس عبدی با ابراهیم مددی و … و نقد رفیق تقی روزبه به این گفتگو و چگونگی نصب آن در سایت نیز پرسش نموده و نظر ما را جویا شده اند.

این موضوع توسط مسئول هماهنگی کمسیون سایت دنبال شده و پاسخ رفیق روبن این بوده است که سردبیر آنروز رفیق مریم بوده و ایشان در تیتر بندی مقالات، این مطلب رفیق تقی را در کاتگوری مطالب کارگری جا داده و رفیق روبن نیز آنرا عینا در همان نوار مربوط به مطالب کارگری نصب کرده و بدین ترتیب در اساس حذفی در کار نبوده است و رفیق روبن بر مبنای تشخیص سردبیر روز عمل کرده است . این هم لینک همان مقاله :

http://www.rahekargar.net/kargari/20080516-01-kargari.htm

در پایان کمیسیون سایت تاسف خود را از شیوه برخورد غیررفیقانه رفقا رسول و وریا بامداداعلام می‌کند . این رفقا بجای طرح به موقع اعتراض و پیگیری تشکیلاتی اعتراض خود مجموعه ای از اتهامات را بدون دلائل مستند و قابل تحقیق به هئیت تحریریه سایت وارد کرده اند.

با بهترین درودهای رفیقانه

از طرف هئیت تحریریه سایت سازمان

مریم،

با درود

من دونکته دارم که می توانید درصورت عدم موافقت به عنوان نظرخودم درذیل نامه اضافه کنید:

الف –با سه خط پایانی نوشته مخالفم و خواهان حذف آن هستم.

ب-درمورد مساله عبدی:

اولا مساله وسؤال اصلی آنست که چرا دربالای صفحه سایت مثل روال بقیه مطالب نیامده است.

دوما مگریک سردبیرمی تواند به تنهائی رول درج مقالات را تغیریدهد.چرا به اعتراضات وتذکرات من دراین مورد-درهمان زمان – بی توجهی شده وخطای انجام شده اصلاح نشده است. ضمن آنکه ر.مریم درامیل خود گفته است که درستون کارگری باشد ومطلقا نشانی ازاینکه آن را ازبالا حذف کنید درامیل او دیده نمیشود. او فقط آن را مناسب ستون کارگری دیده است که من ازاین بابت اصلا مساله ای نداشته وندارم. تقی 2008-07-23

با سلام

لازم است یادآوری کنم که من این مقاله را به بخش کارگری فرستاده بودم و اگر این نادرست بوده مسئولیت من است و ربطی به رفیق روبن ندارد.بنابراین مقاله در بالای صفحه نیامده بود که بعدا به پایین انتقال داده شود .

مریم ٢٤ /٧ / ٢۰۰٨

بعدالتحریر:

امیلی که آن هنگام ر.مریم به اعضای کمیسیون سایت زد خطاب به ر. روبن چنین بود که وی مطلب عبدی را دربخش کارگری قرارداده است، وخودت هرطورمناسب میدانی عمل کن.

تااینجا برای من دراین که درستون کارگری ویا مقاله قراربگیرد مساله ای نبوده است. سوال ازاین به بعد است که چرا مطابق روال معمولی نوشته های رفقای سازمان وازجمله خودمن،حال چه کارگری باشد وچه سیاسی درقسمت بالای سایت قرارنگرفت(آنچه را که من تبعیض می خوانم دقیقا دراین جانهفته است). این پاسخ هم چنان به شیوه تا کنونی اصراردارد همانطور که به نوشته ها ونامه های من جواب نمی دادند ویا جواب سربالا میدادند،حالا هم به در خواست ک.م وک.ت.ت جواب سربالابدهند. اینکه کی تصمیم گرفته کجا بگذاردمساله اصلی نیست.مساله برسرآنست که اولا ر.مریم حال که مسئولیت آن را می پذیرد بگوید به چه دلیل وبا استناد به کدام دلیل این نوشته را ازحقوق برابربا سایراعضاء محروم کرده و ثانیا چرا ر.مریم با دورزدن تحریریه این کار را کرده و چرا به نامه های من و حتا نظرات برخی دیگرازرفقای تحریریه دراین رابطه بی اعتنائی کرده است؟ پذیرش مسئولیت تنها بخشی ازمساله است که هنوزدرستی ونادرستی تصمیم را بیان نمی کند.لطفا بگوئیدبه چه دلیل این کارصورت گرفته است؟ تقی 2008-07-24

گزارش مسئول فنی!

٢٩ ژوئیه ٢٠٠٧

رفقای عزیز کمیسیون سایت!

من گزارش خودم را به عنوان مسئول فنی در ارتباط با نصب مقاله عبدی نوشته ر. تقی در ستون کارگری بدون نصب بالای سایت را برایتان ارسال می کنم.

نگاهی کوتاه به سابقه مسئله و نحوه کار مسئول فنی سایت

در سایت قرار بر این است که سردبیر روز مطالب انتخابی را از طریق ای-میل به مسئول فنی سایت ارسال کند. من به عنوان مسئول فنی سایت مطالب برای نصب در سایت را از طریق سردبیر روز دریافت می کنم. مقاله نقد عیدی در روز کاری ر. مریم و با کدبندی ستون کارگری به من ارسال شد.من نیز بر مبنای انتخاب ر. مریم مقاله را در بخش کارگری بدون آن که به طور اتوماتیک در بالا قرار دهم. که در پائین توضح داده خواهد شد.

پس از چند روز من ای میل زیر را از ر. تقی دریافت کردم:

» یک سوال ازرفیق روبن:

پس ازچندروزبامشاهده درج مطالب درسایت،مشاهده کردم که مقاله من درمورد افشاء گفتگوهای یک لیبرال با دوکارگردرلیست مقالات بالای سایت غایب است!. دلیل چنین حذفی چیست؟ آیا سیاست حذف مقالات من به یک رویه پایدارتبدیل شده است؟ دیگرآن که کدام نهاد چنین اختیاراتی را به مسئول فنی سایت داده است که دست به چنین خودسری هائی بزند؟ ودیگراینکه برپایه کدامین مواضع واصول اقدام به ممیزی می شود؟این سوال راهم بعنوان یک عضو سازمان وهم بعنوان عضو تحریریه سایت به عمل آورده ام. » ( پایان ای- میل ر. تقی)

این نوع برخوردهای توهین آمیز ر. تقی به رفقای فنی بی سابقه نبوده است. من در نامه مورخ ١٣ ژوئن ٢٠٠٧ خود به کمیسیون سایت نوشتم:»

١٣ ژوئن ٢٠٠٧

به رفقای سایت !

رفقای عزیز من دیروز با ر. ح( از مسئولین فنی سایت) صحبت کردم و از او پرسیدم که علت ظاهر شدن و بعد غایب شدن مقاله ر. روبن چیست؟ او توضح داد که ابتدا مقاله را در سایت درج کرده است و بعد از آن تیترهای ر. امیر را دریافت کرد است و چون در تیترها مقاله ر. تقی در بخش مقالات بوده است آن را از بالای صحفه حذف و در قسمت مقالات قرار داده است.

من به رفیق یادآوری کردم که کدبندی مقالات در ردیف بالا قرار می گیرد و نوار مقالات که قبلا» از آن جا مقالات به آرشیو می رفت به خاطر حجم و فشار کار آکنون دیگر مورد استفاده قرار نمی گیرد. این هم از حذف شدن مقاله !

همانطور که گفتم شایسته خودم نمی دانم که به فحاشی‌های ر. تقی علیه من و رفقای فنی سایت پاسخ دهم…

روبن »

من به نامه ر. تقی پاسخ ندادم زیرا همانطور که از نامه من مشاهده می کنید من به طور کتبی به شما گفته بودم که به نامه‌های توهین‌آمیز و خارج از نزاکت وی پاسخ نخواهم داد.

اما در مودر بالا نرفتن مقاله !

بر اساس روال کاری نصب مطالب در سایت اعلامیه‌های سازمان و مقالات( حتی اگر توسط غیر عضو نوشته شده باشد) به طور اتوماتیک در راس سایت جای می‌گیرند. مطالب دیگر( نظیر مطالب کارگری، اخبار، اطلاعیه‌های گوناگون …) هیچ کدام به طور اتوماتیک در راس سایت جای نمی گیرند مگرآن که سردبیر روز همراه با ای- میل خود یادداشتی برای بالا بردن مطالب مزبور ارسال کند. اگر چنین دستورالعملی از سوی سردبیر روز وجود نداشته باشد مسئول فنی سایت موظف نیست که مطالب را در راس سایت قرار دهد. و همچنین این اولین مورد ی بود که نوشته یک عضو توسط سردبیر روز در مقوله کارگری قرار گرفته و سردبیر نیز هیچ یادداشی مبنی برقرار دادن این مقاله در راس سایت همراه ای-میل ارسال نکرده بود. از سوی دیگر آئین نامه ای نیز در سایت وجود نداشت که بنا بر آن نوشته هر عضو صرفنظر از این که در کدام مقوله قرار گرفته باشد بدون گزین سردبیری به طور اتوماتیک در راس سایت قرار داده شود. با توجه به این دلائل من مقاله عبدی را در ستون کارگری نصب کردم بدون آن که به طور اتوماتیک به بالای سایت ببرم.

روبن

*************************************************************************

هئیت تحریریه سایت پس از بررسی زیر نویش ها به جواب خود درباره پاسخ به سئوال رفیق مسئول کمیسیون تبلیغ و ترویج را به شرح تکمیل می کند:

» از آن جا که مقاله عبدی توسط ر.مریم در کاتگوری کارگری طبقه بندی شده بود و بنابراین از نظر سردبیر روز ( ر.مریم) در چهارچوب مواضع سازمان قرار داشته است لذا ر. روبن به عنوان مسئول فنی باید همزمان با نصب مقاله در ستون کارگری آن را در بالای سایت نیز قرار می داد.

برای جلوگیری از هر گونه ابهام و صرفنظر از این که در آینده مسدول فنی عضو هیئت تحریریه سایت باشد و یا نه هئیت تحریریه سایت مقرر میکند، که بجز ستون دیدگاها و مباحثات، کلیه مقالات اعضای سازمان صرفنظر از آن که در کدام کاتگوری سایت طبقه بندی می‌شود باید توسط مسئول فنی همزمان در راس سایت نیز قرار داده شود.

علت تاخیر کمیسیون در بررسی مسئله این است که پس از اعتراض ر. تقی ر.مریم تلاش کرد تا جلسه تحریریه تشکیل شده و از جمله این مسئله را بررسی کند. اما به خاطر اشتغالات رفقا امکان تشکیل جلسه میسر نشده و از آن پس نیز مصادف شد با خروج ر.تقی کمیسیون سایت در اولین جلسه خود به اتهامات وارد شده به کمیسیون( سانسور…) پاسخ داد بدون آن که وارد بررسی موارد مشخص شود. کمیسیون در گزارش خود به کمیته تبلیغ و ترویج اعلام کرد که منکر امکان خطا در گزین ها نبوده و حاضر است اگر شکایت مشخصی شود موارد را به طور مشخص مورد بررسی قرار دهد.

کمیسوین تبلیغ و ترویج در عین حال نظر کمیسیون سایت را در باره مقاله عبدی خواسته است. کمیسون سایت پس از بررسی مجدد این مقاله با اکثریت آراء بر آن است که این مقاله باید در ستون دیدگاه جای می گرفت. بخاطر کمبود وقت ما جواب خود را ن به کمیته تبلیغ و ترویج و ر. تقی همزمان می فرستیم. »

با بهترین درودها

روبن

از نظر من این مقاله نه در مقوله کارگری( چون مقوله کارگری به معنای قرار داشتن یک مقاله در چهارچوب مواضع سازمان است) بلکه باید در ستون دیدگاهه جای گیرد.

دلیلم به قرار زیر است:

در این مقاله ر. تقی با صراحت تشکل مستقل کارگری را مشروط به اهداف سوسیالیستی می کند. در حالی که سازمان ما سالهاست که به طور منظم چنین مشروط کردنی را رد کرده است. آخرین مورد تاکید بر چنین رد کردنی قطعنامه کنگره دوازدهم است که در این مورد صراحت دارد. بنابراین چنین مقاله ای نباید در ستون کارگری درج می شد بلکه جای آن در ستون دیدگاهها بود.

مریم

من وقتی مقاله عبدی نوشته رفیق تقی را در کاتگوری کارگری قرار دادم متوجه بودم که این مقاله با نظر سازمان نمی خواند. ولی از آن جا که قبلا» به خاطر قرار دادن مقاله ای دیگر از رفیق تقی در دیدگاه تشنج‌هائی به وجود آمده بود، برای اجتناب از تکرار آن تشنج ها و اعصاب خردکنی ها به خیال خودم راه چاره را در آن دیدم که مقاله را به کارگری بفرستم که نه در دیدگاه بیاید و نه در کاتگوری مقالات و بالای سایت. اما این کار توانست تنها دو هفته دعوائی که بعدا» شروع شد عقب بیاندازد. و حالا فکر می کنم که این کار اشتباه بود و باید این مقاله در دیدگاه می آمد.

ر. شهاب

ر. شهاب مطرح کرده است که در جریان مقاله عبدی نبوده و به عنوان مطلع نمی تواند چیزی بگوید.

امیر

نظرم ، حو ل مقاله عبدی :

من در مرحله شکایت اولیه ر- تقی ، برداشتم را به خود ایشان نوشتم که با شما همنظرم که نمی باید مقاله حذف می شد . بعدا از جانب رفقا مریم و روبن دمطلع شدم و جواب گرفتم که حذفی در کار نبوده بلکه به انتخاب رفیق مسئول آن روز ( ر- مریم ) برای ستون کارگری تیر بندی شد و در ستون کارگری آمده است . لینک آنرا نیز دریافت داشتم .

این مقاله علیرغم اینکه به روز بوده و پاسخ به موقع رفیق تقی به عبدی را با خود داشت . حال که مقاله را با دقت خواندم ، بر آنم که جای آن نیز در ستون دیدگاه است . چرایی آنرا بر پایه دلایل قید شده در خود مقاله و ما به ازاء های سیاست های کارگری تاکنونی سازمان ما، از جنس مقالات دیدگاه می بینم و جا داشت که در مضمون همین اختلافات موجود و ارائه الطریق برای برون رفت آن در ستون دیدگاه جا می گرفت تا در ستون کارگری ….

قربان شما – امیر

30 ژوئیه 2008

ضمیمه ها ! ( از گزارش سیاسی گنگره دوازدهم سازمان)!

»

با در نظر گرفتن تحولات یاد شده، کنگره دوازدهم سازمان کارگران انقلابی ایران ( راه کارگر ) ضمن تأیید سیاست های مصوب کنگره های دهم و یازدهم سازمان ، بار دیگر بر نکات زیر تأکید میورزد :

ضرورت تلاش برای گسترش و هم گرایی جنبش های اجتماعی مترقی. نیاز به یک جنبش توده ای – تاریخی ِبرخاسته از خواست ها و نیازهای اکثریت قاطع مردم ایران ، حیاتی ترین نیازجامعه ماست. جنبشی که با مشارکت فعال اکثریت عظیم مردم پا بگیرد و با برخورداری از افق های گسترده تاریخی ، به راستی در خدمت اکثریت عظیم مردم باشد. بدون چنین جنبشی ، حتی اگر سرنگونی جمهوری اسلامی هم شدنی باشد ، دستیابی به آزادی و برابری و حاکمیت مردم ناشدنی خواهد ماند. جنبش های اجتماعی موجود با همه ضعف ها و محدودیت های قابل فهم ِ کنونی شان ، حالت جنینی آن جنبش بزرگ را نمایندگی میکنند. بنابراین چگونگی گسترش و بالندگی آنها برای کل مبارزات مردمی سرنوشت ساز است. به نظر ما ، در مرحله کنونی گسترش این جنبش ها توجه به چند نکته ضروری است: یک – هم گرایی این جنبش ها اکنون عمدتاً با نیروی نفی پیش رانده میشود. یعنی تا حدود زیادی فشار و سرکوب حکومت است که فعالان آنها را به نزدیکی با هم دیگر وامیدارد. این کاملاً طبیعی است. در یک کشور استبداد زده ، قبل از هر چیز خودِ استبداد است که همه را به هم نزدیک میکند. اما اگر به فراتر از نفی استبداد بیندیشیم در مییابیم که بیش از این به هم گرایی نیاز داریم. اگر حقیقت دارد که مثلاً اکثریت زنان ( به طور مستقیم یا غیر مستقیم ) خود کارگرند ، یا حدود نیمی از کارگران از ملیت های زیر ستم هستند ، پس سطح بالاتری از هم آهنگی ضد استبدادی ضرورت دارد. زیرا جنبش کارگری در صورتی میتواند جنبش همه کارگران باشد که تا حدود زیادی زنانه بشود یا با ملیت های زیر ستم عمیقاً در آمیزد و بالعکس ، جنبش زنان در صورتی میتواند واقعاً نیرومند بشود که تا حدود زیادی کارگری بشود. دو – هیچ یک از این جنبش ها زیر مجموعه دیگری نیستند و هر یک از آنها ناظر به رابطه اجتماعی خاصی هستند و بنابراین ، با منطق و پویایی خاص خودشان حرکت میکنند. بدون توجه به این نکته ، هم آهنگی عمقی میان جنبش ها ناممکن خواهد شد. فقط با پذیرش ضرورت و اهمیت وجودی هر یک از این جنبش ها از طرف جنبش های دیگر ا ست که هم آهنگی میان آن ها امکان پذیر میگردد. سه – هم گرایی عمقی تر میان جنبش های اجتماعی مختلف به اشتراک در افق های گسترده اجتماعی و تاریخی نیاز دارد. مثلاً کارگرانی که به فراتر از افق های سرمایه داری فکر نمیکنند ، طبیعی است که نه تنها به هم آهنگی عمقی با جنبش های مترقی دیگر فکر نکنند ، بلکه حتی به اتحاد کل کارگران نیز نیازی احساس نکنند یا صرفاً با دید ابزاری به آن بیندیشند. یا آنهایی که برای آزادی و برابری همه افراد انسانی مبارزه میکنند ، آیا میتوانند مثلاً به فاجعه زیست محیطی ، یا سرنوشت میلیون ها انسان قربانی مواد مخدر ( آن هم در کشوری که پایتخت اش یکی از آلوده ترین شهرهای جهان محسوب میشود ، حکومت اش دست یابی به انرژی هسته ای را مترادف حاکمیت ملی جا میزند ، و به لحاظ داشتن بالاترین شمار معتادان به مواد مخدر نسبت به کل جمعیت ، در صدر جدول جهانی است ) بی اعتناء باشند؟ فراموش نکنیم که در ایران بدون جنبش های نیرومندی برای دفاع از محیط زیست و برای دفاع از قربانیان مواد مخدر و به طور کلی برای دفاع از حرمت انسان و پیروزی منافع انسان بر منافع سرمایه ، جنبش های موفق کارگری و زنان و غیره نخواهیم داشت. چهار – برخورد ابزاری با جنبش های اجتماعی به گسترش این جنبش ها وهم آهنگی میان آنها آسیب میزند. جنبش های اجتماعی هر چند برای تقویت جنبش سیاسی ضد استبدادی بسیار حیاتی هستند ، ولی وسیله ای در خدمت آن نیستند. تردیدی نیست که در یک جامعه گرفتار استبداد ، هر حرکتی ، میل به سیاسی شدن دارد. در واقع ، خود استبداد است که معمولاً با ترس از هر نوع فضای عمومی ، نا خواسته ، هر حرکتی را به سرعت به ضدیت آشکار با حکومت سوق میدهد. اما درست به دلیل وجود استبداد ، آهنگ نا مناسبِ سیاسی شدن هر حرکتی ، احتمال سرکوب آن را نیز افزایش میدهد. در شرایط کنونی ایران عامل دیگری نیز براین رابطه افزوده شده است. امریکا و متحدان آن برای پیش بردِ استراتژی خودشان ، به گسترش هر چه بیشتر و هرچه سریع تر شورش های ضد حکومتی نیاز دارند و به همین دلیل میکوشند با نفوذ در جنبش های اجتماعی و دستکاری آنها در جهت مقاصد خودشان و بی توجه به سرنوشت فعالان اجتماعی وسیاسی ، آنها را به درگیری های سیاسی زود رس ( که غالباً هم بی ثمر هستند ) بکشانند. در واقع ، آنها حتی تشدید سرکوب رژیم را برای هدف های خود مفید میدانند. زیرا از این طریق بهتر میتوانند برآن فشار بیاورند. بنابراین مهم است که فعالان اجتماعی وسیاسی تصور روشنی از رابطه میان آهنگ گسترش دامنه جنبش های اجتماعی و آهنگ و میزان سیاسی شدن آنها داشته باشند. اگر دومی شتابان تر از اولی پیش برود ، با رشد منفی جنبش ها روبرو خواهیم شد. و این نه تنها از عمق اجتماعی جنبش ها میکاهد ، بلکه عضله سیاسی آنها برای مقابله با رژیم را هم ضعیف تر میکند. البته خطر دیگری هم وجود دارد: در یک جامعه استبداد زده فرار از رویارویی با حکومت یا بی اعتنایی به واقعیت های سیاسی نیز جلو گسترش جنبش های اجتماعی را میگیرد. مثلاً جنبش زنان ایران هرکاری بکند ، محکوم به رویارویی با قدرت سیاسی است ؛ مگر این که به سرنوشت هولناکِ تن دادن به » فمینیسم اسلامی » گردن بگذارد. یا جنبش کارگری معطوف به سازمانیابی مستقل ، محکوم به سیاسی شدن است ، زیرا هر چند ممکن است جمهوری اسلامی در یکی – دو مورد تشکل کارگری مستقل را تحمل کند ، ولی با عمومیت یافتن آن حتماً به مقابله برخواهد خاست. بنابراین ، مسلم است که جنبش های اجتماعی هرچه سریع تر باید سیاسی بشوند ، اما مشروط به این که به اثرات آن در پایه خود بی تفاوت نباشند. پنج – ارزیابی و جمع بندی انتقادی از مبارزات جاری و نیز کارآیی و حوزه کاربرد اشکال و تاکتیک های آنها از ضرورت های گسترش و هم گرایی جنبش های اجتماعی است. مثلاً کمپین جمع آوری » یک میلیون امضاء » که از طرف فعالان جنبش زنان آغاز شده ( مخصوصاً با تأکید بر » اول بحث ، بعد امضاء » ) حرکت مبتکرانه ای است که میتواند هم دامنه جنبش زنان را گسترده تر سازد و هم در بعضی مبارزات دیگر کاربرد بسیار ثمر بخشی داشته باشد. یا حرکت بزرگ معلمان که علی رغم همه بگیر و ببند ها ، ظرفیت کارکنان آموزش و پرورش را برای هم آهنگی سراسری به نمایش گذاشت ، ضرورت توجه به اهمیت این بخش از نیروی کار را در سازمانیابی عمومی طبقه کارگر و رابطه آنها را با بخش های دیگر طبقه به وظیفه عاجل همه فعالان اجتماعی و سیاسی تبدیل کرد. نمونه بسیار آموزنده دیگر تجربه » شورای همکاری تشکل ها و فعالین کارگری » است که چندی پیش برای برگزاری مستقل مراسم روز جهانی کارگر ایجاد شد و نمودار امید بخشی است از همکاری ثمر بخش فعالان کارگری گرایش های مختلف. این تجربه نشان میدهد که گرایش های گوناگون فعالان کارگری علی رغم اختلافات موجود در میان خودشان و فراتر از آن ، با پذیرش و احترام به این تفاوت ها و اختلافات،میتوانند جبهه مشترکی در برابر جمهوری اسلامی و سرمایه به وجود بیاورند. و از جمله همین ضرورت ها ، یافتن راه های استفاده بهینه از امکانات ارتباطی موجود در خدمت گسترش و هم گرایی جنبش های مستقل مردمی است. هم اکنون دسترسی بخش قابل توجهی از مردم به اینترنت و رسانه های ماهواره ای و تلفن همراه ، امکانات ارتباطی وسیعی برای پراکندن فوری خبرها و تماس گیری های گسترده به وجود آورده است که با استفاده سازمانیافته از آنها میتوان شبکه ازتباطات واقعاً سراسری میان فعالان جنبش های اجتماعی و سیاسی به وجود آورد و به نوعی » سازمان های مجازی » برای راه اندازی اقدامات همزمان موجودیت بخشید. شش – اهمیت حیاتی مبارزه برای مسائل معیشتی مردم. جمهوری اسلامی همیشه کوشیده است مبارزات مردم علیه تاریک اندیشی حاکم را از مبارزات آنها برای مشکلات معیشی شان جدا نگهدارد. و متأسفانه ضعف چپ در دو دهه گذشته و بی اعتنایی عملی بخش بزرگی از مخالفان رژیم به شرایط معیشتی فلاکت بار اکثریت بزرگ مردم ، نیز به تداوم این جدایی و بنابراین ، تداوم موجودیت جمهوری اسلامی کمک کرده است. حقیقت این است که پیکار عمومی ضد استبدادی ، و فراتر از آن ، پیکار برای آزادی و برابری و تأسیس یک دموکراسی مشارکتی پایدار ، بدون هم آهنگی و حتی درهم آمیختگی مبارزات معطوف به روشنگری و برابری اجتماعی و مبارزات معطوف به بهبود شرایط معیشتی و مادی اکثریت قاطع جمعیت کشور ، هرگز نخواهد توانست به جایی برسد. حالا که رژیم سرکوب فرهنگی و مدنی را تشدید کرده ، توجه به هم آهنگی میان این دو شاخه اصلی مبارزات مردم ، یک ضرورت عاجل و حیاتی است. به عبارت دیگر ، بهترین راه درهم شکستن تعرض کنونی رژیم ، روی آوردن به آتشبار توده ای مبارزات روزمره ده ها میلیونی معطوف به بهبود شرایط معیشتی مردم است. اما ستون اصلی پیش برنده مبارزات معیشتی مردم ( نه فقط امروز ، بلکه همیشه و همه جا ) جنبش کارگری است. بنابراین ، سراسری شدن حرکت معطوف به ایجاد تشکل های مستقل کارگری که اکنون شاهدِ آغاز امید بخش آن هستیم ، از اهمیت فوق العاده زیادی برخوردار است. در حال حاضر مبارزات کارگری ما غالباً خصلت دفاعی دارند ، یعنی عمدتاً برای دفع تعرض سرمایه و مقابله با بدتر نشدن شرایط کار و زندگی کارگران صورت میگیرند و نه بهبود آن. حرکت معطوف به تشکل مستقل کارگری در صورتی میتواند این وضع را عوض کند که با شتاب کافی سراسری بشود. دیگر کافی نیست که در محدوده این یا آن واحد اقتصادی ِ حتی کاملاً بزرگ ، تشکل مستقل کارگری ایجاد شود ، بلکه لازم است که اولاً این تشکل ها در تمام این یا آن شاخه اقتصاد گسترش یابند و با هم دیگر متحد و مرتبط شوند. ثانیاً ارتباط فعالی میان تشکل های مستقل شاخه های مختلف اقتصاد ایجاد شود تا امکان همبستگی سازمان یافته برای طرح مسائل عمومی کارگران به وجود بیاید. ثالثاً از طرف همه تشکل های مستقل و همه فعالان کارگری ، مبارزه مشترکی برای دفاع از حقوق کارگران واحدهای اقتصادی کوچک ( که حالا رسماً از شمول قانون کار بیرون گذاشته شده و به دست قانون جنگل سپرده شده اند ) و بیمه های اجتماعی کلیدی برای عموم کارگران و بیکاران راه اندازی شود. در هر حال فراموش نباید بکنیم که اکثریت بزرگ کارگران و زحمتکشان در متن مبارزه برای مسائل بی واسطه معیشتی شان است که افق های گسترده اجتماعی و تاریخی را کشف میکنند.هفت –….

به نقل از قطعنامه کنگره دوازدهم

http://www.rahekargar.net/congress/congress12/congress12-sanade-syasi.htm

مبارزه علیه بهره کشی یا برای بهبود بهره وری؟

نگاهی به گفتگوی دوتن ازفعالین سندیکای شرکت واحد وعباس عبدی*

تقی روزبه taghi_roozbeh@yahoo.com

دراین گفتگو تأکید فعالین کارگری اساسا بر»تشکل مستقل کارگری» است، بدون توجه به هدف ضداستثماری آن،وتأکیدعباس عبدی نیزاساسا برشفاف ساختن جهت گیری وماهیت هدف مورد نظرخود است تا تشکل.درنزد او روشن کردن هدف وجهت گیری اهمیت بیشتری نسبت به خود تشکل دارد: وقتی هدف ازمبارزه علیه استثمارسرمایه داری به مبارزه علیه نارسائی های نظام سرمایه ودرشرایط اخص ما علیه پائین بودن بهره وری ونوع ساختاراقتصادی،به مثابه منشأ درجه اول همه مشکلات تقلیل پیداکند،هدفی که اودراین گفتگودنبال می کند،آن گاه شعار تشکل مستقل کارگری امر قابل تحملی می شودوحتا به عنوان نیاز ضروری برای مقابله با پائین بودن بهره وری-بخوانید تشدید نرخ استثمار کارگران- ونیز بعنوان مؤتلفی درمبارزه علیه جناح رقیب،موردتصدیق هم قرارمی گیرد.درواقع جدائی تشکل ازمضمون وهدف های راهبردی همواره زمینه رخنه بورژوازی درمیان کارگران را فراهم آورده است.کارگران اگرازهمان اول بپذیرند که مبارزه آن ها درچهارچوب مبارزه برای بهبوددستمزدوشرایط بردگی کارصورت می گیرد،درواقع بردگی مزدی خود را پذیرفته اند، امری که خود درتحلیل نهائی نشأت گرفته ازتصدیق نظم موجود واز تقسیم جامعه به جامعه مدنی ودولت سیاسی وقراردادن عرصه اقتصاد ومالکیت درزمره قلمروخصوصی وجامعه باصطلاح مدنی است.

ازسوی دیگرچنان که می دانیم مدت هاست که سؤالاتی هم چون معنا وماهیت تشکل های کارگری،رابطه آن با مبارزه ضدسرمایه داری واین که آیا دفاع از شعارتشکل مستقل- بطورعام-فارغ ازماهیت واهدافش واین که درخدمت کدامین هدف وجهت گیری باشد،به تنهائی می تواند تضمین کننده منافع طبقه کارگر باشدیا آن که بدلیل خصلت عام ومسکوت ماندن رابطه اش با هدف می تواند مورد بهره برداری بورژوازی قراربگیرد،ازجمله مسائل وچالش هائی هستند که دربین فعالان کارگری مطرح شده اند وتاکنون نیز هزاران صفحه مطلب حول آن ها به نگارش درآمده است. درکناراین مباحثات،خیره شده به واقعیت مبارزه طبقاتی هم اکنون جاری،گاهی بیش ازده ها مطلب می تواند روشنائی لازم را به بسیاری ازابهامات موجود وکمک به برطرف ساختن آن ها بیافکند.درواقع مبارزه نظری همواره باید بتواند معنا ومبنای وجودی خود را درپهنه مبارزات هم اکنون موجود نشان داده وبیان انکشاف و اوضاع واحوال آن باشد وگرنه هنوزاسیرگرداب بحث های تجریدی و فرقه ای بوده ومباحثات خصلت آئینی واسکولاستیک پیدا خواهندکرد.

نگاه به گفتگوی عباس عبدی با ابراهیم مددی وداود رضوی ازفعالان سندیکائی شرکت واحدازهمین منظریعنی بررسی جایگاه سیاست درمبارزات جاری-طبقاتی ومیزان صحت وسقم خودبسندگی مفاهیم مطرح شده دربالا دارای اهمیت است:

این گفتگوکه توسط دانش آموختگان تحکیم وحدت وبا واسطه گری آن ها ترتیب داده شده است،قبل ازهرچیزپوست اندازی وماهیت عملکرداین تشکل دانشجوئی را درروند تبدیل شدن به تشکل هم طراز با لیبرالیسم به نمایش می گذارد.دراینجا دیگرحتا ادای سوسیال دموکراسی بی رمق ِادعائی ی هم به چشم نمی خورد.وهمین مسأله افشاء هرچه بیشترمواضع این جریان درفازجدید دگردیسی خود به مثابه تسمه نقاله لبیرال ها را درراستای انزوای نئولیبرالیسم وطنی، به مثابه یکی ازعرصه های مهم مبارزه طبقاتی-سیاسی برای نیروهای چپ ومدافعان برپاکردن جامعه عاری ازشکاف واستثمارطبقاتی خاطرنشان می سازد.

دیگرآن که،این گونه تلاش ها ازیکسو نشاندهده اهمیت روزافزون جنبش کارگران و زحمتکشان است که دیگرحتا لیبرال ها نیز نمی توانند آن را نادیده بگیرند وبدیهی است برای کنترل وسمت وسوداد به آن.

سه دیگر آن که گفتگوی عباس عبدی نشان می دهد که او بعنوان نماینده هوشیارلیبرال ها هدف وجهت گیری مشخصی برای قالب گیری جنبش طبقه کارگررا دنبال می کند. آن ها برای نیل به این هدف خود بویژه آن بخش ها وعناصری ازجنبش طبقه کارگر را مطمح نظرخویش قرارمی دهند که حامل زمینه های مناسبی برای اعمال چنین نفوذی هستند.

هدف اصلی عبدی دراین گفتگو،جا انداختن این ایده واهی درمیان کارگران است که گویا علت اصلی همه دشواری ها ومصائب طبقه کارگرقبل ازهرچیزبه نحوه ساخت اقتصادی کشورمربوط می شود که موجب پائین بودن بهره وری ولاجرم منشأ هرگونه فقروفلاکت کارگران است.گوئی که افزایش بهره وری نه به معنای تشدید استثماروشکاف طبقاتی بیشتر بلکه به معنای تخصیص ارزش افزوده جدید به کارگران است!بزعم او افزایش بهره وری،هدف مشترک ومحورهمکاری ومبارزه مشترک کارگران وکارفرمایان را تشکیل می دهد و بهمین دلیل این سؤال کاملااندیشیده شده لیبرال ها را دربرابر ابراهیم مددی قرارمی دهد:

«علت پایین بودن دستمزد را چگونه تحلیل می‌كنید. آیا كارفرما در حال استثمار كارگر است یا این كه خیر. البته بسیاری معتقد به این تحلیل هستند كه ساخت اقتصادی ما موجب بهره‌وری پایین است و این همه‌چیز را پایین می‌آورد.از حقوق كارگر تا سود كارخانه و… تحت تاثیر همین مسئله هستند. به نظر شما كدام یك از این 2 عامل،مسئله مهم‌تری تلقی می‌شود؛دستمزد پایین یا ساخت اقتصاد و نظام بهره‌وری در ایران؟».

مراد عبدی ازنظام بهره وری و ساخت اقتصادی، دولتی بودن اقتصاد، سوبسید ها و بیمه ها،وقانون کاری است که فاقد جاذبه وانگیزه های لازم برای ترغیب کارفرمایان است.

البته اگرادعای داشتن درد ومشکلات مشترک جابیفتد،آنگاه مبارزه مشترک علیه پائین بودن بهره وری مضمون عینی مناسبی برای همکاری طبقاتی-همکاری کارگران با دوشندگان خود فراهم می کند وآن را جایگزین بالندگی مبارزه طبقاتی می کند.روشن است که کرخت کردن حس مبارزه طبقاتی وادغام وآمیختن آن درمطالبات و»مبارزات بورژوازی لیبرال»،هدف اصلی عبدی و بورژوالیبرالهای حامی وی است.

دراین گفتگو متاسفانه ابراهیم مددی وداوودرضوی بجای دفاع ازمنافع طبقه کارگر بدام ریشه یابی های عبدی برای مشکلات کارگری باهدف جایگزین کردن بهبود بهره وری بجای مبارزه طبقاتی علیه نظام سرمایه داری وطبقه بورژوازی می افتند.ازهمین رو دربرابرسؤال عبدی مبنی براین که «اكنون باید پرسید كه استثمار زمینه فشار بیشتر بركارگر را فراهم می‌آورد یا توسعه نیافتگی ساخت اقتصادی و تصمیمات غلط»؟ چنین پاسخ می دهند:

مددی:»البته می‌توان گفت توسعه نیافتگی اقتصادی تاثیر بسیاری روی متضررشدن كارگر می‌گذارد. اگر در شرایط اقتصادی دیگری عمل كنیم شاید شرایط بهتری نیز برای كارگران فراهم شود. به عنوان مثال این مسئله می‌تواند در رابطه با سیاست‌های بانكی تاثیرگذار باشد.»

عبدی که به دنبال صراحت بیشتری درپاسخ به سؤال خوداست می پرسد، منظورتان این است كه كارفرما هم متضرر می‌شود؟

مددی: بله. اما عمده فشار همواره روی كارگران است…..

اودرادامه سخن خود،ایجاد تشکل های مستقل را بعنوان اهرم انجام چنین هدفی-جلوگیری ازضررهای ملی- مورد تأکید قرارمی دهد.

عبدی که با دریافت پاسخ فوق گامی به مقصود خود نزدیک ترشده،هم چنان درجستجوی صراحت

یافتن بیشترجهت گیری است:

عبدی: …در این مسئله كه تشكیلات كارگری می‌تواند جلوی ضرر را بگیرد شكی نیست. اما سؤال من ناظر برامر دیگری بود.مسئله این است كه آیا فعالیت و تشكیلات كارگری در درجه اول علیه كارفرما است یا علیه سیاست‌های غلط اقتصادی. البته بسیاری این 2 را یكی می‌گیرند كه اشتباه است چرا كه می‌بینیم بسیاری از صاحبان صنایع هم به این سیستم اقتصادی معترض هستند. از این رو پاسخ به سؤال من در واقع جهت‌گیری كلی تشكیلات كارگری را نشان می‌دهد…

همانطورکه ملاحظه می کنید این گفتگو نشان می دهد که برای عبدی بیش ازآن که نفس مستقل بودن تشکل دارای اهمیت باشد،هدف آن تشکل دارای اهمیت است.ازنظراواگر مبارزه علیه استثماربه مبارزه علیه سیاست های غلط اقتصادی تغییرجهت بدهد،آنگاه نگرانی ازتشکل مستقل،یعنی آنچه که مددی ورضوی مورد تأکید قرارمی دهند،دیگرنباید امرنگران کننده ای باشد.بهمین دلیل درپی پاسخ به سخنان رضوی مبنی براین که «در تمام دنیا این بحث را پذیرفته‌اند كه یك تشكیلات مستقل كارگری كه بدون دخالت دولت شكل گرفته باشد، می‌تواند به كارفرما نیز كمك كند. به نظر من نبود تشكیلات مستقل نتیجه چنین وضعی است كه امروز دچار آن هستیم» می گوید:

عبدی: شكی نیست كه امروز كارفرما نیز باید متوجه شده باشد كه در نبود تشكیلات مستقل كارگری متضرر می‌شود چون این تشكیلات به دنبال تحقق خواسته‌ها و برنامه‌هایی است كه سطح بهره‌وری را بالا خواهد برد

وقتی گفتگو به این نقطه می رسد،ظاهرا هردوطرف به توافقی مرضی الطرفین نزدیک شده اند:ازیکسو عبدی درکسوت نماینده آگاه لیبرالها،با جلب توافق مخاطب گفتگو حول هدف وجهت گیری تشکلهای کارگری چاشنی خطر چنین تشکلی را بیرون کشیده است و ازسوی دیگرمددی ورضوی به هدف خود مبنی برپذیرش ایجاد «تشکل مستقل» ازدولت رسیده اند. حالامی توان ازفواید آن صحبت کرد ونمونه همبستگی کارگران وکارفرمایان درچین را مورد سرمشق قرارداد:

رضوی: در صورت تحقق این امر و حضور تشكیلات فراگیر و مستقل، كارگر با آگاهی كار می‌كند.(بگذریم ازاین که معلوم نیست آقای رضوی این اطمینان را ازکجا آورده است.چون فراوان دیده شده که کارگران با به کف آوردن سلاح تشکل مستقل آن را دوش بدوش کرده و به شلیک هم پرداخته اند!) اما اكنون مشاهده می‌كنیم كه در بنگاه‌ها و مؤسسات دولتی ما كارگر معتقد است همین كه سر صبح به محل كار خود آمده،خود به خود وظیفه‌ای كه برایش متصور بوده است را انجام داده است.

عبدی: سؤال من در رابطه با این كه مشكل ما در كجاست نیز ناظربر همین بحث بود؛یعنی بیگانگی كارگر با سیستم اقتصادی. البته ممكن است برخی كارگران وضع بهتری به نسبت چین داشته باشند اما آن حس را كه كارگر چینی دارد، كارگر ایرانی ندارد. سرمایه‌داری هم كه حتی سود می‌برد، فاقد چنین حسی است و…

ابراهیم‌مددی: بله. كارگر چینی به‌طور آگاهانه به دستمزد پایین راضی است(بله! رضایت به بردگی طاقت فرسا توسط کارگران چین آنهم بطورآگاهانه وداوطلبانه!).چرا؟چون قصد فتح بازار جهانی را دارد. اگر در ایران هم چنین حسی ایجاد شود یقینا مردم ایران و كارگران ما برای تحقق آن مایه خواهند گذاشت(خوشا به حال آینده کارگران ایران اگرچنین حسی پیداکنند!).سابقه چنین امری هم وجود دارد، مثل 8 سال جنگ با عراق. اما اكنون به دلیل برخی برنامه و سیاست‌های لرزان فاقد چنین حسی هستیم.

*****

براستی آقای مددی و رضوی درجستجوی دست یابی به کدامین حس هستند؟ حس مبارزه طبقه کارگرعلیه نظام استثمار یا یافتن فصل مشترک با بورژوازی باصطلاح بخش خصوصی برای مبارزه جهت اهداف مشترک؟!

***

یک جمع بندی فشرده:

گفتگوی فوق به عنوان برشی ازیک بحث ناظربرمبارزه طبقاتی هم اکنون جاری چه چپز رانشان می دهد؟:

نشان می دهد :

که اولامبارزه برای تشکل یابی را نمیتوان بطورمصنوعی ازمبارزه برای هدف و جهت گیری کلی مبارزه طبقه کارگرجداکرد.وگرنه راه برای رخنه بورژوازی هموارمی گردد.

که ثانیا این مبارزه صرفا درحوزه های خرد و کوچک مطالبات محلی واولیه محبوس نمانده و درابعاد کلان ِ جهت گیری ها هم مطرح است وبهمین دلیل بورژوازی بیکارنه نشسته و درتلاش است تاازهم اکنون مهرخود را براهداف طبقه کارگر وازجمله ماهیت وچهارچوب عملکرد تشکل های آن ها بکوبد.

وثالثا تاچه حد تصورات والقاءآت بورژوازی درمیان بخشهائی ازکارگران وفعالین آنها درونی شده ومی تواند هم چون افساری برای به بند کشیدن مبارزه طبقاتی عمل بکند

ورابعا تاچه اندازه رهاکردن این عرصه ها وواگذارکردن صحنه عمل به بورژوازی توسط فعالین کارگری ونیروهای چپ می تواند میدان را برای تاخت وتاز بورژوازی هموارکند.واین که چگونه مبارزه طبقاتی علیه بورژوازی درهرلحظه آمیزه ای جدانشدنی ازمؤلفه های اقتصادی وسیاسی ونظری است که لازم است دربسترمبارزه جاری همواره مورد توجه قرارگیرد.

2008-05-15-26-02-87

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: