ضمیمه 28 . گزارش کمیسیون حقیقت یاب

توضیح! کمیسیون حقیقیت یاب شامل رفقا الف، ش، ح، و س ( عضو مشورتی کمیسیون) بود که این گزارش با امضای دو نفر از رفقای یعنی الف، و ش منتشر شد!

گزارش کمیسیون حقیقت یاب پیرامون بحران سایت

رفقای گرامی:

همانگونه که آگاهید و از طریق گزارش کنگره سیزدهم نیز مطلع شدید ، آنگاه که کنگره پیرامون چگونگی ، جایگاه و شیوه درج مقالات رفقا و بویژه رفیق تقی که حالا به اعتراض نشسته بود ، به نتیجه ای قانونمند که گونۀ مصوبه داشته باشد نرسید؛ برآن شد که با …..موافق اعضای کنگره کمیسیونی تشکیل شود که درزمانی بیشتر و با فراغی آسوده ترتبعیض را دنبال کنیم . رفقا الف ، ح- الف ، ش بعنوان اعضای اصلی و رفیق س بعنوان عضو مشاور این کمیسیون بدون رأی گیری پزیرفته شدند . چرا که اینان از پیش وبا رأی مخفی بعنوان اعضای کمیسیون مرکزی نظارت و رسیدگی به شکایات انتخاب شده بودند و حالا کنگره برآن بود که هم اینان وظیفه حقیقت یابی پیرامون این مساله را هم به عهده یا بردوش بگیرند .

این کمیسیون مسئولیت داشته که طی مدتی نامحدود اما قابل قبول – بپذیریم شش ماه – پس از تشکیل کمیته مرکزی جدید گزارش خود را با بررسی تمامی نامه ها و اسنادی که دراختیار داشته به تشکیلات ارائه دهد.

از آنجا که بگونه ای ادغام این کمیسیون یا به زبان بهتر همراه شدن وظایف این کمیسیون با کمیسیون نظارت که داوری و احکامش را هیچ مرجعی بجزکنگره نمی تواند تغییر دهد یا لغو کند – بند اساسنامه ای – برای مامشکل آفرین بود و حالا همزمان بایستی حقیقت یابی ای می کردیم که جای اما و اگر بسیار داشت و گذشته ازآن سنگین مسئولیتی که هر واو اشتباه از طرف ما فضا را بگونه ای به تکرار فضای زمان انتخابمان می برد. هم از این رو برآن شدیم که جلسات را به دو بخش کاملاً مجزا و بدون هیچگونه و مطلقاً هیچگونه پیوندی بین این دو وظیفه ی کمیسیونی و حتی با وجود مشکلاتی در راه ، برگزار کنیم .

کمیسیون حقیقت یاب جلسات خود را از تاریخ پنجم سپتامبر دوهزارو هشت لاینقطع – جز یکی دو استثناء – بطور هفتگی برگزار نموده . کمیسیون در همان نشست اول رفیق الف را که مسئول هماهنگی کمیسیون نظارت بود ، برای این کمیسیون هم برگزید . چگونگی تقسیم وظایف با توجه به حجم سنگین نامه ها و اسناد در همان جلسه دستورکاراصلی بود و محدوده و شیوه کار هر رفیق روشن شد . هرچهار رفیق بر حساس بودن مسئولیت کمیسیون و برسنگینی وظایف شان آگاه بودند .

گزارش حاضرکه پس از ده ها نشست و در هر نشست با بیش از دو ساعت وقت ، تهیه شده است برآیند گفتگوها ، بحث ها ، اظهار نظرات و گاه مجادلات رفقا ومهم تر از همه بررسی کلیه نامه ها و اسناد می باشد که شامل یک مقدمه و چند فصل کوتاه می باشد . یاد آوری می شود که مقدمه گزارش بسیار مهم بوده و در واقع چکیده فصول بعدی می باشد و همینطور چگونگی و زاویه نگاه ما را در بر دارد .

مقدمه: 1- نام کمیسیونی که این گزارش را تهیه می کند « کمیسیون حقیقت یاب » می باشد و مطلقاً و مطلقاً هیچ ارتباطی با کمیسیون مرکزی نظارت و بررسی شکایات ندارد و از این زاویه داوری اش نهایت داوری آن کمیسیون را نخواهد داشت و از جانب هر مرجعی می تواند به چالش گرفته شود .

2- برنام کمیسیون که « کمیسیون حقیقت یاب » می باشد چندان تاکیدی نداریم چرا که « حقیقت » نزد افراد مختلف و در اینجا نزد رفقای مختلف تعاریف متفاوتی می تواند داشته باشد. بنا براین تاکید ما بر آن چیزیست که واقع شده و دنبال یافتن واقعیت امور از لابه لای اسناد هستیم.

3- اسناد و نامه هائی که مبنای بررسی کمیسیون بوده اند همان هائست که سایررفقای تشکیلات در اختیار دارند و ما به سند ها و نامه های داخلی کمیسیون سایت نتوانستیم دسترسی پیدا کنیم و این در حالی بود که طی دو نامه از همه ی رفقای سازمان خواستیم که اگر سند یا نوشته ای دارند در اختیار ما بگذارند. جز ر فیق امیر و رفیق …. (دبیرخانه) که سندهای عمومی را داشت و رفیق ش که پاره ای اسناد قابل استفاده را در اختیار مان گذاشت ، پاسخی از رفقا دریافت نکردیم. ضمن سپاس فراوان از دو رفیق و نیز نامه ی رفیق تقی ، بیاد می آوریم که اسناد ما محدود بهمانهائی بوده که از پرده برون افتاده.

4- ما از واژه تبعیض معنای واژگانی آنرا در نظر گرفته ایم و بر بار منفی اش که عمدتاٌ بر آن پا فشاری می شود تاکید ویژه نداشته ایم. برای ما تبعیض و بویژه دراین گزارش یعنی تقسیم و جدا کردن بعضی از بعضی ، بین دو یا چند کس مساوی یکی یا بعضی را امتیاز دادن ، ترجیح دادن چیزی بر چیزی دیگر یا جزئی بر جزء دیگر ، امکان و فرصت کمتر و نا برابر دادن در عرصه یک چیز واحد و مشترک و در بهترین حالت تمایز بین دو چیز.

5- کمیسیون در این گزارش فقط به روا داری یا نبودن تبعیض بطور کلی می پردازد و هیچ تفسیری از آنرا که در پس و پیش این یا آن سند یا نامه آمده مد نظر ندارد و به آن نخواهد پرداخت.

6- کمیسیون بر آن است که مسأله مورد بررسی اش ریشه در گذشته ای قبل از زمان اعتراض رفیق تقی داشته و اگر تمایزی بوده بیک مورد فقط رفیق تقی منطقاً نمی بایستی محدود باشد و از اینرو نباید بر این بسنده شود که چون این بار بزعم رفیق دامنگیر او شده فریاد برآورد. اما کمیسیون به هیچ مورد دیگری چه بوده باشد و چه نباشد کاری ندارد و فقط این مورد را ارزیابی می کند.

7- کمیسیون خود را در این اهلیت نمی بیند و بر این وظیفه نیست که بررسی کند اعتقاد به کار تشکیلاتی نزد چه کسانی چه محلی از اعراب دارد یا ندارد و یا اینکه تبعیض بهانه ایست یا بهانه ای نیست بر پوشاندن این یا آن نگاه به تشکیلات حزبی یا غیر حزبی و جنبشی ، بلکه فقط بیک مورد خاص و بدون در نظر داشت دو یا چند نگاه بکار تشکیلاتی می پردازد.

8- برای کمیسیون بکارگیری مواضع سازمان توسط بعضی رفقا روشن نیست. آیا مواضع سازمان یعنی مصوبات کنگره ها ، کنفرانس ها و کمیته مرکزی؟ آیا مواضع سازمان نظرات مکتوبی است که امضاء یک ارگان سازمان را دارد؟ چه کسی تعیین میکند که مواضع سازمان چیست؟ بدلیل این ناروشنی ما مواضع سازمان را آن مواضعی در نظر می گیریم که عرفاً توسط رفقا پذیرفته شده است. بنا بر این بکار گیری « مواضع سازمان » در این گزارش بمعنای آن مواضعی است که با هنجارعرفی سازمان خوانائی دارد.

9- چون این گزارش زمانی تهیه می شود که چندین جلسه پالتاکی پیرامون معیارهای حاکم بر رسانه ها داشته ایم و طی این جلسات بسیار ناروشنی ها روشن شده است و چون سایت شکل و شمایل دیگری غیر از آنچه بوده در این فاصله پیدا کرده است و در نهایت این روند می تواند روی داوری ما تاثیری ورای آنچه که باید بگذارد برآن شدیم که زمان را در سوم اوت 2008 یعنی روزی که این ماموریت بما داده شد متوقف کنیم. هم از اینرو داوری ما نظر به آینده ای بعد از آن ندارد و محدود به آنچیزیست که تا سوم اوت اتفاق افتاده.

10- کمیسیون با توجه به تجربیات موجود از همان ابتدا بر این تصمیم بود که گفتگو های شفاهی را در یافتن حقیقت در دستور کار خود نگذارد چرا که علاوه بر هرز انرژی تجربه می گوید که بین تیر در رفته در نوشته و حک و اصلاح آن با گفته مشکل را بیشتر فرسایشی می کند تا کمک به حل آن . هم از اینرو از هیچ رفیقی دعوت نکردیم که در یک یا چند جلسه کمیسیون و حتی برای توضیح شرکت کند وخود را روی اسناد مکتوب رفقا محدود و متمرکز کردیم.

11- کمیسیون می داند که دو کس از نزد قاضی راضی بر نیایند . ما خود را در مقام قاضی و داور نمی دانیم و تنها به وظیفه فرساینده ای که کنگره سیزدهم بر عهده مان گذاشته عمل کرده ایم. با این امید که راهی به حقیقت یا واقعیت بیابیم هر چند بگویند که کارمان « نواله از باد پیچیدن » بوده است.

کمیسون با توجه به مقدمه مهم بالا و با توجه حجم کار ، چگونگی ورود به قضیه و بررسی و نتیجه گیری را با تقسیم بندی زیر در دستور کار گذاشت ودر هر مورد یاداشت پایانی اش را آورد

الف- بر خورد کنگره با مساله سایت و نامه های رد و بدل شده

ب- مصوب کنگره اول و نشست هفدهم کمیته مرکزی

ج- بررسی اجمالی نامه ها و طرح سوال برای یافتن پاسخ در هر مورد مطروحه

د- تنظیم و طبقه بندی مواردی که در اسناد مهم بوده و اولویت داشته

ه- نتیجه گیری نهائی

در رابطه با بندالف : برخورد کنگره سیزدهم

نظر به اینکه:

1- بندهای زیر از دو قطعنامه ارائه شده در کنگره به تصویب رسیده است:

-« تخریب شخصیت ، هتاکی و افترا نه فقط در سازمان بلکه در همه جا مذ موم و مردود است ، این شیوه برخورد رفیق تقی را صرف نظر از اینکه در داعیه های حقوقی اش بر حق باشد یا نباشد ، غیر قابل تحمل و محکوم می دانیم. »تصویب

-« انتشار نامه ی رفیق تقی توسط رفیق روبن در سطح تشکیلات بدون اطلاع خود وی و کمیسیون سایت نادرست بوده است.» تصویب

– «ادعای رفیق تقی بر وجود اراده و نیروی غیبی در سازمان که با عمل بر فراز ارگانهای سازمانی ، تصمیم به خفه کردن او گرفته است ، ادعایی واهی است و بستن چنین اتهامات بی پایه و بدون مدرک به هر کس و کسانی که باشد ، نادرست و محکوم است . بعلاوه تمرکز اعتراض او بروی یکی از اعضای کمیسیون سایت نیز مورد انتقاد است .»

– « در پاسخ به ارجاع جوانب حقوقی این اختلاف از طرف کمیسیون مرکزی نظارت و رسیدگی به شکایات به کنگره ، کنگره سیزدهم بر آن است که :

« الف – کمیسیون سایت روال عمومی و مقررات تاکنونی تشکیلات را در مورد انتشار مقالات رفیق تقی بکار گرفته است. » تصویب

« ب – بر خورد کمیسیون سایت با معضل پیش آمده که نشانه های آن از پیش نیز روشن بوده است ، کند ، ضعیف و غیر مسئولانه بوده تا جائیکه به وضعیتی بحران آمیز کشانده شده است .» تصویب – بند ج جزو تصویب نشده ها خواهد آمد –

— « بر خلاف ادعای رفیق تقی ، کلیه مقالات او ، بی هیچ دخل و تصرفی در سایت و یا نشریه سازمان منتشر شده اند. از اطلاق واژه « سانسور » و یا سلب آزادی بیان از یک عنصر تناسبی با اختلاف نظرها ندارد. ».

— « از آنجا که ادعا شده است که آزادی بیان در سازمان ما مورد تهاجم قرار گرفته ، تاکید می کنیم که اساسنامه سازمان حق هر عضو را در بیان نظرات خویش بر مبنای رعایت اصل آزادی مباحثه به رسمیت شناخته و بر خلاف ادعای مطروحه ، همچنان این آزادی رعایت می شود و چگونگی انتشار نظرات بر عهده نهادهای مسئول است . »

— « فلج شدن کمیته مرکزی در ماه های اخیر در رابطه با بحران اخیرسایت و صدور صورت جلسات ناسخ و منسوخ کمیته مرکزی ( که کمیسیون نظارت نیز به آن اشاره کرده است ) مورد انتقاد است . »

2– بندهای زیر – هردو بند ج – از دو قطعنامه ارائه شده به کنگره که به مساله تبعیض اشاره داشتند از تصویب کنگره نگذ شت :

– « در چهار چوب اجرای مقررات ، کمیسیون سایت ونه تنها رفیق روبن ، در دو مورد مشخص دو مقاله رفیق تقی برخوردی تبعیض آمیز داشته است . بدینصورت که این مقالات به بخش دیدگاه منتقل شده اند در حالیکه مقالات مشابه از رفقای دیگر در ستون اصلی سایت درج گردیده اند.»

– « تصمیم اکثریت اعضای سایت و مسئول نشریه ، در انتقال مقاله رفیق تقی به ستون دیدگاه ، منطبق بر مصوبات تا کنونی کنگره و کمیته مرکزی سازمان بوده و بر زمینه شیوه کار تا کنونی کمیسیون سایت انجام گرفته است. البته عدم برگزاری جلسات منظم در ماه های اخیر و عدم وجود یک هیئت تحریریه فعال و کار آمد برای ارتقای کیفیت سایت مورد انتقاد است. »

در نتیجه :

— از بین کلیه نامه ها شیوه بر خورد هر رفیق در ارزیابی کمیسیون جای نخواهد داشت حتی اگر مذموم باشد

— به چگونگی و چرائی و دیر و زود هنگامی انتشار نامه ها کاری نخواهیم داشت

— وجود یا عدم وجود گروه ، اراده یا نیروئی که به پنهان و پشت پرده این یا آن تصمیم را می گیرد یا نمی گیرد نخواهیم پرداخت که کنگره وجود چنین اراده و نیروئی را ادعائی واهی دانسته و ما نیز بر این باوریم و حتی فراتر از آن می گوئیم که هیچ طرح و توطئه نقشه مند و از پیش تعیین شده ای پشت آن نبوده است.

— کمیسیون سایت روال عمومی و مقررات تا کنونی اش را در مورد درج مقالات بکار گرفته است اما برخوردش با معضل پیش آمده در مورد مقالات رفیق تقی ضعیف بوده. اینها را کنگره تصویب کرده است اما ما بر آنیم که ابتدا همین روال تا کنونی را به ارزیابی بگیریم و پس آنگاه به کندی و ضعف احتمالی بپردازیم

— کنگره بر آزادی بیان در سازمان ، درج همه مقالات بدون هیچ حصر و دخل و تصرف و نبودن هیچ نوع « سانسوری » صحه گذاشته و بنا بر این کمیسیون نیز با باور برآن بدین مقولات که مگراً در نامه ها آمده است نخواهد پرداخت.

کمیسیون در جمع بند فصل یا بند الف این گزارش که به برخورد کنگره بر می گردد ، وظیفه زیر را که در کنگره با …. رأی تصویب شده پیش روی خود میگذارد و فقط همین وظیفه را دنبال میکند:

« برای روشن شدن مضمون اختلافات در مورد درج مقالات رفیق تقی و رفقا یوسف آبخون و محسنی ، یک کمیسیون حقیقت یاب از طرف کنگره انتخاب می شود و با دقت در مساله یافته هایش را به اعضای سازمان ارائه دهد ( می دهد)و بعد از بحث های در جلسات اینترنتی با رأی اعضای تمام سازمان در باره مساله تصمیم گیری شود.»

در رابطه با بند ب : مصوبات کنگره اول و نشست دوازدهم کمیته مرکزی

ب : مصوبات کنگره اول و نشست هفدهم کمیته مرکزی

نظر باینکه:

1- بند های زیر در قطعنامه مصوب کنگره اول درباره نشریات سازمانی و اساسنامه همین کنگره آمده است:

— « ج – تمام مطالبی که در ترویج و توضیح تصمیمات ، سیاست ها و رهنمود های ارگانهای سازمان یا بعنوان تدارک در جهت تدوین و اتخاذ آنها نوشته می شوند با امضای فردی نویسنده انتشار یابند.»

— « د – صفحات ویژه ای برای انعکاس نظرات اعضای سازمان ، فعالین جنبش کارگری و طرفداران آزادی و سوسیالیسم در نشریات سازمانی کشوده شود و با استقبال از همکاری قلمی همهٌ آنها تلاش شود در نشریات سازمان ما تریبون آزاد و فضای مساعدی برای مبادله تمام طیف های اندیشه های پیشرو فراهم گردد.»

— در ماده 11 اساسنامه و بند «و» آمده است : « آزادی مباحثه و انتقاد از سیاست ها و تصمیمات سازمانی در چهارچوب برنامه و اساسنامه سازمان.»

— در ماده 12 آمده است : « بحث و انتقاد آزاد و موٌثر در باره سیاست های سازمان ، یکی از اصول مهم سانترالیزم دموکراتیک است که بدون آن انضباط آگاهانه کمونیستی نمی تواند تامین شود. اجرای این اصل از طریق موازین زیر عملی می گردد:»

« الف – هر عضو سازمان حق دارد جز در موارد اطلاعاتی و امنیتی نظرات و اختلافات خود را با نظرات سازمان در درون یا بیرون سازمان منعکس سازد. در صورت در خواست برای انعکاس درونی ، شکل ؛ و در مورد بیرونی شکل و زمان توسط ارگانهای رهبری تعیین خواهد شد.»

« ب – تشخیص موارد اطلاعاتی ، امنیتی ؛ شکل ، زمان ، درونی و بیرونی بودن مباحثات از اختیارات کمیته مرکزی و کمیته های مناطق است. در صورتی که یک سوم اعضای سازمان ویک سوم اعضای کمیته مرکزی خواهان آغاز مباحثات یا علنی شدن آن باشد ، کمیته مرکزی موظف به اجرای آن است.

« ج – برای ایجاد امکان مستمر انعکاس نظرات اعضای سازمان در نشریه مرکزی و نشریات منطقه ای سازمان صفحه ویژه ای اختصاص می یابد. تعیین حجم و ترتیب زمانی درج مطالب بعهده هیئت های سر دبیری این نشریات است»

« د….» « ه – مباحثات باید در چهار چوب مبانی برنامه و اساسنامه سازمان صورت بگیرد …»

« و – آزادی مباحثه وانتقاد بمعنای شکاف در صفوف متحد سازمان و تضعیف تصمیمات اتخاذ شده سازمانی نیست»

— در ضمیمه شماره 2 اساسنامه آمده است : « نظر به اینکه بحران سوسیالیسم ، ضرورت بازنگری عمقی و همه جانبه تئوری و پراتیک سوسیالیسم را در سطح کل جهان و درایران ایجاب می کند و این ضرورت در سازمان ما نیز که در راستای حل این بحران و در راه اهداف کمونیستی خود مبارزه می کند وجود دارد ؛

نظر باینکه مباحثات فوق در سازمان ما مدت کمی است که جاری شده است و پایان کنگره نه پایان این مباحثات ، بلکه آغاز آن محسوب می شود ؛

و نظر باینکه جریان آزادانه مباحثات تدارکاتی کنگره بدون محدودیت به چهار چوب معین ، بسیار مفید و مثبت بوده است؛

گنکره اول سازمان تصویب می کند که مقید بودن به چهارچوب برنامه و اساسنامه در مباحثات نظری در شرایط کنونی کنار گذاشته شود و بجز اعتقاد به سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی از طریق یک انقلاب توده ای ، چهار چوبی برای مباحثات وجود نداشته باشد.»

2- قرار نشست هفدهم کمیته مرکزی – 27 نوامبر 2007 – در باره سیاست ما در مورد نشریه می گوید:

« الف – بدهی است که نشریه سازمان ابزاری است در خدمت پیشبرد سیاست های سازمان. رعایت این اصل به معنای آن است که نشریه اساساً باید محصول کار رفقای سازمان باشد . با توجه به استراتژی اتحاد هواداران سوسیالیسم و نیز راهبرد پیوند با جنبش های اجتماعی و طبقاتی و نیز با در نظر گرفتن متغیر توان تولیدی سازمان بخشی از مطالب نشریه می تواند از میان مطلب دیگرسوسیا لیست ها و فعالین جنبش مترقی گزین شود…….»

« ب – گزینش مزبور که از میان مطالب ارسال شده به سازمان و یا مطالب انتشار یافته در سایر سایت ها صورت می گیرد ، با توجه به شاخص هائی هم چون کیفیت ، با در نظر گرفتن ریتم مناسب زمان انتشار ، و حجم صفحات نشریه که درهرحال هم باید و محدود و کنترل شده باشد و هم با نسبت مناسب و قابل قبولی با مقالات نویسندگان خودمان و دیگران همراه گردد ، و نیز اولویت های سیاسی سازمان در هر مرحله ، صورت می گیرد

« ج – موازین حاکم بر محتوی مطالب برای درج در ستونهای گوناگون نشریه هم چنان بر اساس سیاست های تا کنونی سازمان صورت می گیرد. مطابق این سیاست ها ، مطالب در سه سطح دسته بندی می شوند.

الف – مطالب و بیانیه ها و اطلاعیه هایی که با امضای سازمان منتشر می شوند

ب – مطالب و مقالاتی که به اسم افراد و در چهارچوب مواضع عمومی سازمان ( توسط کنگره ها و کمیته مرکزی ) و در حدمت ترویج و تبلیغ آنها نگاشته می شوند و یا گزین می شوند. بدیهی است که قید در چهار چوب مواضع عمومی سازمان و امضاء فردی به معنای آن نیست که شازمان در برابر همه محتویات این گونه نوشته ها و در مورد تک تک اجزاء آن خود را پاسخگو می داند و نویسنده نیز ناچار است که همه اجزاء نوشته خود را نعل به نعل با مواضع اتخاذ شده سازمان انطباق دهد.

ج – و بلاخره مطالبی که اساس و محور آن را یا نظراتی مغایر با مواضع اعلام شده سازمان تشکیل می دهند و یا اساساً در مورد آنها سیاست معینی اتخاذ نشده ، در بخش دیدگاه قرار می گیرند.

در نتیجه :

— با اندکی تامل در مطالب عنوان شده در بند های «ج» و «د» به روشنی دیده می شود که بین« مطالبی که در ترویج و توضیح تصمیمات و….یا بعنوان تدارکات در جهت تدوین و ….نوشته می شوند» و «نظرات اعضای سازمان » تمایز گذاشته شده است و اگرچه هر دو با امضای فردی است اما برای دومی «صفحات ویژه» در نظر گرفته شده. ولی آنچه که کاملاً در ابهام است فرق آن « تدارک در جهت تدوین و اتخاذ تصمیمات و سیاست ها » و این « نظرات اعضای سازمان » است که هر دو هم با امضای شخصی است . بنابراین فرق آن نوشته مورد اشاره بند «ج» که حالا با امضای فردی است و لزوماً تا قبل از تصویب نظرشخصی است ونه نظر رسمی سازمان و این نوشته بند «د» که آنهم حالا با امضای فردی است در چیست و چرا اولی – هنوز نظر شخصی – در ستون اصلی سایت و دومی در «ستون ویژه» یا «دیدگاه» قرار می گیرد.؟

— اگر چه مصوبه همین کنگره بررسی مضمونی ایندو را در اختیار هیاٌت سر دبیری گذاشته است ، اما از آنجا که هنوز ابهام در تفاوت ایندو وجود دارد و بند جدا گانه ای در توضیح و تفسیر آنها – حتی در یک پاراگراف – نیامده است هر فرد امضاء کننده نوشته اش می تواند مدعی این همانی بند «ج» باشد و یا هر خواننده آنرا این همانی بند «د» بداند و حتی هیاٌت سر دبیری هم بدلیل همین ابهام در تفاوت چنین کنند.

— با توجه به نکاتی که در بالا آمد ، ما بر آنیم که پیرامون نوشته های اعضای سازمان چه به زعم خودشان در جهت تدارک باشد و چه به زعم دیگری خلاف مواضع عرفی سازمان ، همواره امکان اعمال سلیقه شخصی ، برداشت شخصی و نظر شخصی وجود خواهد داشت.

— بند و ماده یازدهم اساسنامه بر آزادی مباحثه و انتقاد پیرامون « سیاست ها و تصمیمات سازمان» با تقید به « چهارچوب برنامه واساسنامه » تاکید دارد و نه هر بحث و اظهار نظردیگری. بنابراین منطقاً چنین استنباط می شود که این تقید به «چهارچوب برنامه واساسنامه » فقط پیرامون سیاست ها و تصمیمات سازمان است و نظرات اعضای سازمان چنین تقیدی ندارد. اما در مورد جایگاه این نظر بند و ماده 11 ساکت است.

— بند دوازدهم از چگونگی ، شرایط و موازین مباحثه و انتقاد از سیاست ها و تصمیمات سازمان در بندهای الف و ب صحبت می کند. اما در بند های «ج» و«د» فراتر می رود و از « ایجاد امکان مستمر انعکاس نظرات اعضای سازمان » صحبت می کند و برای درج آنها ساکت نیست و « صفحه ویژه» را پیش می کشد. بنابراین دو پهلوئی بندهای «ج» و «د» با بندهای قبلی خودشان می تواند بصراحت هر مباحثه دیگری – غیر از انتقاد – را نیز در بر بگیرد.

–در بند «و» ماده یازدهم آنجا که از آزادی مباحثه و انتقاد پیرامون سیاست ها و تصمیمات سازمان صحبت می شود حتماً بر قید « در چهارچوب برنامه و اساسنامه » تاکید دارد در حالیکه در بند «ه» ماده 12 و آنجا که صحبت از نظرات اعضای سازمان در میان است این تقید به « چهارچوب مبانی برنامه واساسنامه » تغییر می یابد. بنابراین وجود دو معیار در یک متن و از این سطر به آن سطر نوعی اغتشاش ایجاد می کند که باز هم امکان اعمال سلیقه شخصی را فراهم و بر آن بلاتکلیفی بلحاظ اجرائی سایه می اندازد که اگر به تعینی مکلف برسد چنان پیش می آید که اکنون آمده است.

–در پاراگراف پایانی ضمیمه دوم اساسنامه، « بحث و انتقاد » بند « و» ماده یازدهم و « مباحثات » بند « ه » ماده دوازدهم از واژه ترکیبی یا عبارت « مباحثات نظری» نام برده شده است. در این قرار مصوبه منظوراز « مباحثات» آن چیزهائیست که به «ضرورت باز نگری عمقی و همه جانبه تئوری و پراتیک سوسیالیسم» بر می گردد و نه «مباحثه و انتقاد » مورد نظر ماده یازدهم یا مباحثات بند ه ماده دوازدهم و بنابراین واژه« مباحثات » یکبار به معنای «بحث و انتقاد» ،یکبار بمعنای عام « مباحثات» ویکبار هم بمعنای « مباحثات نظری» درچهارچوب « تئوری و پراتیک» بطوراعم مطرح شده.

— با توجه باینکه از میان معانی « مباحثات» فقط مورد بند ه ماده دوازدهم که حالا در چهار چوب مبانی برنامه و اساسنامه باید باشد در صفحه ویژه جای می گیرد ، اساسنامه وضمیمه اش پیرامون بقیه معانی سکوت کرده اند و لزوماً جای این سئوال باقیست که مثلاً مقاله هفت تپه رفیق تقی و بویژه در جملاتی که به مسائل جاری برنمی گردد ، در کدام یک از معانی « مباحثات» جای می گیرد.

— نشست هفدهم کمیته مرکزی در بند « ب» مطلبی که در سه سطح دسته بندی می شوند ، فقط به مطالبی اشاره می کند که در تبلیغ و ترویج مواضع عمومی سازمان نوشته می شوند و با امضای فردی هستند و مطالبی را که بعنوان تدارک در جهت تدوین و اتخاذ آنها و باز هم با امضای فردی نوشته می شوند ، از مصوبه – بند ج – کنگره اول حذف می کند. با این حذف ابهام موجود در مصوبه کنگره پیرامون « تدارک در جهت …..» و « نظرات اعضای سازمان » ازبین می رود و عملاً نوشته های پیرامون « تدارک در جهت…» به بند « د » یعنی «صفحات ویژه » ، « ستون آزاد» یا « دیدگاه » میرود. اگر چه این قرار معضل آن ابهام را حل می کند اما بلحاظ قانونی اشکال دارد و کمیته مرکزی حق تغییر در مصوبات کنگره ها را ندارد و فقط در تفسیر آنها دست باز دارد. بنابراین ما برآنیم که این قرار کمیته مرکزی قانونی نبوده و آن ابهام در شخصی بودن یا نبودن نوشته های در قالب بند «ج» و « د» مصوبه کنگره اول هنوز بقوت خود باقیست.

— همین نشست عبارت « مطالبی که در ترویج و توضیح تصمیمات ، سیاست ها و رهنمود های ارگانهای سازمان » را که عین عبارت مصوبه کنگره اول است به عبارت« در چهار چوب مواضع عمومی سازمان » تغییر داده است تا با جای دادن آن با عبارت روشن مصوبه ، هم به نویسنده اجازه داده که خود را محدود نعل به نعل مواضع روشن اتخاذ شده نکند و هم به دبیر – شخص – یا دبیران یا هیاٌت تحریریه اجازه داده که نوشته را به اختیار در ستون آزاد قرار دهند یا ندهند و از طرف دیگر این تغییر عبارتی نیز بلحاظ قانونی خالی از اشکال نیست و مغایر مصوبه کنگره و نه مفسر آن مصوبه است.

— نتیجه کلی این بخش چنین است که با توجه به مصوبات و اساسنامه ، مسلماً همه ی نوشته های اعضا به بخش رسمی نمی روند و ستون ازاد هم وجود دارد. هیاٌت های تحریریه نوشته های اعضا را بررسی مضمونی می کنند و نفس این بررسی – فقط نفس اینکار – قانونی است. علیرغم ابهامات برای ستون آزاد ضوابط رسمی وجود دارد. اما :

— هنگام اجرا و آنگاه که قصد رعایت این ضوابط به میان می آید ، وجود فراوانی اسناد بلحاظ تعدد و نا همخوانی آنها در بعضی موارد ، تعابیر و تفسیر های متفاوتی که هر یک از آنها بر سوژه مشخصی دارند ، بر ابهامات و اغتشاشات در گرفتن تصمیم اجرائی جای پای محکمی می گذارند که اجرا کننده را دچار بلاتکلیفی می کند و در نتیجه کار را به اعمال سلیقه و تفسیر شخصی می کشد.

— این ملاک های گونه گون و متفاوت از کنگره اول تا کنون و وجود عبارت کشداری همچون « چهارچوب برنامه و اساسنامه » ، « چهارچوب مبانی برنامه و اساسنامه » ، « در راستای برنامه » ، « در راستای سیاست ها و اهداف سازمان » و بویژه عبارت بسیارکِشدار « مواضع سازمان» یا « مواضع عمومی سازمان » باعث گیج سری رفقای نویسنده از یکطرف و رفقائی که وظیفه دسته بندی نوشته ها را برای محل درج دارند ، از طرف دیگر شده است. ما بر آن نیستیم که بر واقعیت تبعیض یا عدم آن در تمامی این دوره انگشت بگذاریم یا نگذاریم و اساساً کنگره چنین وظیفه ای باین کمیسیون نداده و تلاش اش بر یک دریافت تک مضمونی است ؛ اما این حق را بخود می دهیم که سئوال کنیم : آیا در این مدت هیچ مورد دیگری و بدلیل همین ابهامات اتفاق نیفتاده است؟ آیا اگر در همین مورد مشخص جای رفیق روبن رفیق تقی وظیفه دسته بندی نوشته ها را داشت مقاله هفت تپه در دیدگاه قرار می گرفت؟ و آیا مقاله ر- یوسف آبخون از صدر به دیدگاه نمی رفت؟ آیا موارد دیگری بوده است که رفیق روبن و می گوئیم با محمدرضا شالگونی دل سوزی و حسن نیت مقاله ای را درجایگاهی قرار دهد که بدلیل ابهام دراسناد سلیقه شخصی اش عمل کرده است؟ آیا خود رفیق تقی هم با همان دل سوزی و حسن نیت و دقت چنین کاری را نکرده است؟ چرا وقتی پای این دو رفیق به میان آمده بحران زا شده؟ درتمامی این مواردی که سئوال کردیم قطعاً و نیک دلانه می گوئیم که مطلقاً آهنگ و قصد داوری نداریم که شاید سئوالات ما مشکل بخشی از دیگر اعضا هم باشد. اگر پاسخ سئوالات ما مثبت باشد آنگاه است که بر دریافت خود بر اینکه گونه گونی اسناد ابهام آفرین است و بر داشت و سلیقه شخصی– که ما برآنیم که به رغم تفاوت نگاه به مسائل تشکیلاتی با پاک نیتی کامل عمل کرده است- بجای ضوابط روشن عملکرد داشته است.

ج- بررسی اجمالی نامه های رفقا و تلاش برای دریافتن پاسخ سئوالات

این بخش را بلحاظ زمانی به دو » ج نخست » و » ج دوٌم » تقسیم می کنیم .

ج نخست- در مورد مقاله افشاء گفتگوی یک لیبرال با دوکارگر

نظر باینکه :

– رفیق تقی در تاریخ نوزدهم ماه مه 2008 از رفیق روبن – نه کمیسیون سایت – سئوال کرده است : » پس از چند روز با مشاهده درج مطالب در سایت مشاهده کردم که مقاله من در مورد افشاء گفتگوهای یک لیبرال با دو کارگر در لیست مقالات بالای سایت غایب است ! دلیل چنین حذفی چیست ؟ آیا سیاست حذف مقالات من بیک رویه پایدار تبدیل شده است؟ دیگر آنکه کدام نهاد چنین اختیاراتی را به مسئول فنی سایت داده است که …..؟ …..»

– رفیق تقی در نامه دوٌم ژوئن خود * به اعضای کمیسیون سایت ، پیرامون نامه بالا مدعی می شود که رفیق روبن به نامه و سئوالات وی پاسخ نداده است – نقل به مضمون برای جلوگیری از اطاله کلام –

– رفیق تقی در » گزارشی از تکوین بحران» که یازدهم ژوئن 2008 نوشته ، ضمن اشاره به عدم پاسخ به نامه و سئوالاتی از اعضاء سازمان می پرسد: » بنظر شما آیا با توجه به سنت و روش جا افتاده سازمان در پاسخ به نامه ها، این بی اعتنائی را چگونه باید تبیین کرد؟»

– در مصوبه بیستم ژوئن کمیسیون سایت – اتفاق آراء بدون شرکت ر تقی – به ک.ت.ت آمده است : » ضابطه کمیسیون سایت در رابطه با ستون » مقالات» این بوده است که نوشته هائی از اعضاء یا بیرون از سازمان که در چهار چوب مواضع سازمان بوده یا با آن همسو باشند، در ستون مقالات درج شوند.»

{* هر آنجا که به سال اشاره نمی شود ، 2008 منظور است .}

– در همان پاراگراف دوم این مصوبه آمده است :» اگر چه در رابطه با اینکه معیارهای تشخیص کدامند صحبتی نشده ملاک های روشن و توافق شده ای وجود نداشته است ، امٌا همه اعضای کمیسیون سایت در این توافق نظر داشته اند که مطالبی که – هر چند با امضای فردی- در ستون » مقالات » درج می شوند، از دید خوانندگان ، مورد تائید سازمان تلقی می شوند.»

– همانجا آمده است : » کمیسیون سایت مدعی نیست که این ضابطه دقیق و بی خدشه اجرا شده و امکان هیچ خطائی از طرف هیچ یک از اعضای تحریریه نبوده است ،. …»

– در نامه کمیسیون سایت و در پاسخ نامه ر- ب مسئول ک.ت . ت به تاریخ 23 ژوئیه دو هزار و هشت که در هر دو مورد مقالات ر- تقی پاسخ داده است به مساله مربوط به » افشاء گفتگوی ..» – مساله عبدی- سه رفیق گزارش داده اند:

– رفیق تقی ضمن اشاره به نامه نوزدهم مه خود به رفیق روبن به عین ای میل ر- مریم در همان تاریخ استناد کرده و می نویسد :» ضمن آنکه ر- مریم در امیل خودگفته است که در ستون کارگری باشد و مطلقاً نشانی از اینکه آن را از بالا حذف کنید در امیل او دیده نمی شود. او فقط آنرا مناسب ستون کارگری دیده است که من از این بابت اصلاً مساله ای نداشته و ندارم . تقی 23-7-2008″

– ایمیل رفیق مریم در تاریخ 24 ژوئیه نوشته شده و با استفاده از فعل گذشته به ای میل قبلی خودش اشاره دارد ، چنین است : » با سلام لازم است یاد آوری کنم که من این مقاله را به بخش کارگری فرستاده بودم و اگر این نادرست بوده مسئولیت من است و ربطی به رفیق روبن ندارد. بنابراین مقاله در بالای صفحه نیامده بود که بعداً به پائین انتقال داده شود . مریم 24-7-2008

– رفیق تقی از رفیق مریم نقل می کند :» امیلی که آن هنگام به اعضای کمیسیون سایت زد خطاب به ر- روبن چنین بود که وی مطلب عبدی را در بخش کارگری قرار داده است، و خودت هر طور مناسب میدانی عمل کن.»

– بعد نتیجه می گیرد:» تااینجا برای من در این که در ستون کارگری و یا مقاله قرار بگیرد مساله ای نبوده است . سئوال او این به بعد است که چرا مطابق روال معمولی نوشته های رفقای سازمان و از جمله خود من، حال چه کارگری باشد و چه سیاسی در قسمت بالای سایت قرار نگرفت (آنچه را که من تبعیض می خوانم دقیقاً در این جا نهفته است )» – رفیق روبن درگزارش 29 ژوئیه خود به کمیسیون سایت و بعنوان مسئول فنی ضمن اشاره به چگونگی نصب مطالب در سایت که با کد بندی سر دبیر روز بوی ارسال می شود، می نویسد :» من نیز بر مبنای انتخاب ر- مریم مقاله را در بخش کارگری بدون آنکه بطور اتوماتیک در بالا قرار دهم. که در پائین توضیح داده خواهد شد .» و در پائین می نویسد: » بر اساس روال کاری نصب مطالب در سایت اعلامیه های سازمان و مقالات ( حتی اگر توسط غیر عضو نوشته شده باشد) به طور اتوماتیک در راس سایت جای می گیرند. مطالب دیگر ( نظیر مطالب کارگری، اخبار، اعلامیه های گوناگون…) هیچ کدام بطور اتوماتیک در راس سایت جای نمی گیرند مگر آن که سر دبیر روز همراه با ای- میل خود یادداشتی برای بالا بردن مطالب مزبور ارسال کند…..»

– رفیق روبن در عین حال و در همین گزارش به ای- میل- یاداشت – خود به رفقای سایت در تاریخ سیزدهم ژوئن – یعنی یک ماه و نیم قبل از این گزارش – اشاره می کند و می نویسد:» رفقای عزیز من دیروز با ر- ح صحبت کردم و از او پرسیدم که علت ظاهر شدن و بعد غیب شدن مقاله ر- تقی چیست ؟ او توضیح داد که ابتدامقاله را در سایت درج کرده است و بعد از آن تیترهای ر- امیر را دریافت کرده است و چون در تیترها مقاله ر- تقی در بخش مقالات بوده است آن را از بالای صفحه حذف و در قسمت مقالات قرار داده است .من به رفیق یاد آوری کردم که کدبندی مقالات در ردیف بالا قرار میگیرد و نوار مقالات که قبلاً از آنجا مقالات به آرشیو می رفت به خاطر حجم و فشار کار اکنون دیگر مورد استفاده قرار نمی گیرد. این هم از حذف شدن مقاله !»

– رفیق روبن در همین گزارش با نقل عین نامه نوزدهم ماه مه 2008 رفیق تقی – که در آن از دو واژه » خود سری» و » ممیزی» استفاده شده بود و ما در نقل خود بجای آنها نقطه چین گذاشتیم – می نویسد: » من به نامه ر- تقی پاسخ ندارم زیرا همانطور که از نامه من مشاهده می کنید من بطور کتبی به شما گفته بودم که به نامه های توهین آمیز و خارج از نزاکت وی پاسخ نخواهم داد .»

-هیات تحریریه سایت در جمع بندی و جواب خود می نویسد:» از آنجا که مقاله عبدی توسط ر-مریم در کاتگوری کارگری طبقه بندی شده بود و بنابراین از نظر سردبیر روز( ر- مریم ) در چهار چوب مواضع سازمان قرار داشته است لذا ر- روبن به عنوان مسئول فنی باید همزمان با نصب مقاله در ستون کارگری آن را در بالای سایت قرار می داد.»

«برای جلوگیری از هر گونه ابهام و صرف نظر ازاین که در آینده مسئول فنی عضو هیئت تحریریه سایت باشد و یا نه هیئت تحریریه سایت مقرر می کند، که بجز ستون دیدگاه ها و مباحثات ، کلیه مقالات اعضای سازمان صرفنظر از آن که در کدام کاتگوری سایت طبقه بندی می شود باید توسط مسئول فنی همزمان در راس سایت نیز قرار داده شود .» -هیآت تحریریه پس از توضیح پیرامون علت تاخیر در پاسخ اعتراض ر- تقی و اشاره به جلسه بیستم ژوئن کمیسیون سایت- تاریخی که قبل از آن مقاله دوم ر-تقی هم نوشته شده بود- حالا و در این گزارش بیست و سوم ژوئیه و در آخرین پاراگراف همین جمع بندی و جواب می نویسد:» کمیسیون تبلیغ و ترویج در عین حال نظر کمیسیون سایت را در باره مقاله عبدی خواسته است . کمیسیون سایت پس از بررسی مجدد این مقاله با اکثریت آراء بر آن است که این مقاله باید در ستون دیدگاه جای می گرفت .» خط تاکید از ماست .

– رفقا روبن ، مریم و امیر در فاصله روزهای بیست سوم تا سی ام ژوئیه و هر کدام با توضیح خودشان رآی و نظر داده اند که اصلاً مقاله عبدی با دو باره خوانی آنها – یا بررسی مجددشان –

بایستی به ستون دیدگاه می رفت و فقط ر- شهابمطرح کرده است که در جریان این مقاله نبوده و نمی تواند بعنوان مطلع چیزی بگوید.

در نتیجه:

– آنچه مسلم است نامه نوزدهم ماه مه رفیق تقی که در بر گیرنده سئوالی در مورد حذف «مقاله عبدی» از بالای سایت بوده است هرگز پاسخ مشخصی نگرفته است و فقط درمصوبه بیستم ژوئن کمیسیون سایت و آنهم بعد از دو اعتراض رفیق تقی در دوٌم ژوئن به کمیسون و یازدهم ژوئن با سئوال از اعضای سازمان، اشاراتی به چگونگی درج مقالات و آنهم بطور کلی شده است . در این مورد رفیق روبن در چرائی عدم پاسخ، به نامه های رفیق تقی اشاره می کند و می گوید که پاسخ نداده ام چرا که توهین آمیز و خارج از نزاکت بوده است .

– در اینجا این سئوال از رفیق روبن می تواند مطرح باشد که چرا در فاصله نوزدهم مه تا دوٌم ژوئن که نامه دوٌم ر- تقی نوشته شد، باین نخستین نامه و هر چند با وجود دو واژه نامطلوب جواب ندادی و اشاره است به نامه های توهین آمیز وی است ؟

ََ – از کمیسیون سایت هم حالا در بیستم ژوئن که مقاله دوم رفیق تقی – «مبارزه کارگران هفت تپه…» و بیست روز قبل از این تاریخ نوشته شده و همین دومی مشکل آفرین شده ، جلسه تشکیل میدهد ، این سوال مطرح است که چرا قبل از غوغای دومی تکلیف « مقاله عبدی» و سوال رفیق تقی روشن نشد؟

– از کمیسیون سایت که به اتفاق آرا تصویب کرده است که ضابطه اش در رابطه با ستون مقالات نوشته هایی است که با مواضع سازمان همسو باشند و در عین حال صحبت از نبودن ملاک های روشن و توافق شده در این مورد است ، این سوال مطرح است که حالا که اذعان بر ناروشنی ملاک ها دارید ضابطه شما در این مورد مشخص چه بوده است؟ آیا عبارت « از دید خوانندگان مورد تایید سازمان تلقی شوند» یک ضابطه ، معیار یا ملاک دقیق است؟ و چه سنجش پذیرفته شده و حقوقی مشخصی برای تشخیص « دید خوانندگان » وجود دارد؟

– از کمیسیون سایت که حالا در همین مصوبه مدعی است که ادعای بدون خدشه اجرا شدن این ضابطه را ندارد و امکان خطا را از طرف اعضای تحریریه باز می گذارد پرسیدنی است که اولا ًچرا در مورد « مقاله عبدی» بطور مشخص نظر بر با یا بی خطا بودن نداده؟ و ثانیا ً چرا یک ماه بعد و در پاسخ نامه مسئول ک.ت.ت یعنی زمانی که مقاله دوم رفیق تقی – « هفت تپه…» به مناقشه اصلی تبدیل شده، هم نظر میدهد که « مقاله عبدی» بایستی در راس سایت قرار می گرفت و هم می گوید در بررسی مجدد بایستی به ستون دیدگاه می رفت؟ این تناقضات که حالا خدشه دار اجرا شدن ضوابط را نشان میدهد از کجا می آید؟

-در نامه بیست و سوم ژوئن کمیسیون سایت در پاسخ به مسئول ک.ت.ت، رفیق تقی مدعی است که مساله اش این نیست که « مقاله عبدی» در ستون مقالات یا کارگری قرار گیرد بلکه اعتراضش باین است که چرا مطابق روال معمولی از قسمت بالای سایت حذف شده و در بالای سایت قرار نگرفته و اینرا تبعیض می خواند. رفیق مریم هم می نویسد که من مقاله را به بخش کارگری فرستادم و اصلا ً بالای صفحه نیامده بود که بعداً به پایین انتقال داده شود. و حالا سوال اینست که کدام یک از این دو ادعا درست است؟

– رفیق روبن به سوال بالا چنین پاسخ میدهدکه مقاله را بر مبنای انتخاب رفیق مریم در بخش کارگری بردم بدون اینکه بطور اتوماتیک در بالا قرار دهم. پاسخ رفیق روبن روشن است و از اینرو ادعای رفیق تقی بر مبنای اینکه مقاله از بالای سایت حذف شده نادرست میباشد. اما: رفیق روبن در همین گزارش و در پاراگراف بعدی به ایمیل خود به « رفیق ح!» در تاریخ سیزدهم ژوئن اشاره میکند و میگوید که از او سوال کردم که علت ظاهر شدن و بعد غیب شدن مقاله رفیق تقی چیست و اوپاسخ میدهد که با دریافت تیتر های رفیق امیر که این مقاله را در بخش مقالات آورده بود، آن را از بالای صفحه حذف کردم.این پاسخ هم روشن است و کاملا ًبدیهی است که مقاله مزبور در بالای سایت بوده و هم از اینرو ادعای رفیق تقی بر مبنای اینکه از بالا حذف شده درست میباشد. مسائل فنی سایت از نظر این بررسی قطعا ً ثانوی است و فقط به واقعیات می پردازیم.

-هیات تحریریه سایت در همین پاسخ ۲۳ ژوئیه خود در عین حالی که جمع بندی میکند: چون مقاله توسط رفیق مریم در کاتگوری کارگری طبقه بندی شده و… لذا باید هم زمان دربالای سایت قرار می گرفت. اما: حالا قرار نگرفته و خوب باید تهمید آن دیده شود و از اینرو در پاراگراف دوم جمع بندی می نویسد که بجز ستون دیدگاه و مباحثات کلیه مقلات اعضای سازمان صرف نظر از کاتگوری هم زمان باید در راس سایت قرار داده شود. و خوب برای اینکه مساله حل شود تنها راه حل اینست که کاتگوری رفیق مریم بهم بخورد و مقاله به دیدگاه برود ! از اینرو کمیسیون سایت با اکثریت آرا در پاسخ ک.ت.ت می نویسد که اصلا ً « مقاله عبدی » بایستی به ستون دیدگاه می رفت. البته توضیح میدهد که با بررسی مجدد باین نتیجه رسیده است و یعنی اگر بررسی مجددی نبود معلوم نمی شد که این حذف از بالای سایت که دو ماه قبل صورت گرفته بود درست بوده است. مقاله ای – حالا ما وا قعا ًبه دلایل فنی اش کاری نداریم – در پانزدهم ماه مه در بالای سایت قرار میگیرد و یکی دو روز بعد – حداقل قبل از نوزدهم مه – از آن بالا حذف میشود و تازه از دو ماه بعد باین رای و نتیجه می رسند که ما اعضای کمیسیون سایت دو ماه قبل هم موافق حذف بودیم اما به بررسی مجدد احتیاج داشتیم! آیا بهتر نمی بود همان اشتباه فنی ر. ح که اصلا ً نباید در بالای سایت می آمد دلیل می آوردند؟

ج دوم- پیرامون مقاله مبارزه کارگران هفت تپه: دست آورد ها و دشواری ها

نظر به اینکه :

رفیق تقی مقاله ای پیرامون موضوع بالامی نویسد که تاریخ سی ویکم ماه مه 2008 را دارد و آنرا در همان روز که خود سر دبیر روز سایت بوده بعنوان مقاله برای نصب یا درج در سایت می فرستند.

– رفیق روبن که مسئول فنی سایت و در عین حال عضو هیأت تحریه آن است در روز اول ژوئن نامه ای به رفقای هیآت تحریریه سایت و توجه ویژه ر- مریم مسئول این هیأت و با استفاده از نقش دوم خودش می نویسد و با » دلایلی» بر این عقیده است که مقاله رفیق تقی به رغم انتخاب خودش برای ستون مقالات و در روز سر دبیری اش ، تبلیغ مواضع تا کنونی خودش می باشد و نمی تواند مواضع سازمان تلقی شود . بنابراین قبل از هر اقدامی برای نصب پیشنهاد می کند که این مقاله در ستون دیدگاهها درج شود . رفیق روبن مقاله بالا را با رنگی کردن جملاتی که به زعم وی با مواضع سارمان نمی خواند ضمیمه کرده ودر همان روز هم از همه ی رفقای تحریریه نظر خواهی کرده است .

– رفیق روبن در همان روز و از طریق ایمیل پیشنهاد خودش را با اعضای تحریریه در میان می گذارد . پاسخ رفیق مریم موافقت است . رفیق شهابدر پاسخ خود که همان تاریخ اول ژوئن را دارد، نمی گوید در دیدگاه بیاید یا نیاید ولی بطور ضمنی طی پاراگراف های زیر نظر موافقت مشروط خود را می دهد :

» من در قسمت های رنگی شده از نوشته رفیق تقی توسط رفیق روبن چیزی صریح مغایر با مواضع رسمی سازمان نمی بینم و آنچه هم که مطرح شده غالباً با اماٌ و اگر ها و احتیاطات، بطور غیر قطعی و بعضاً بصورت سئوالی مطرح شده است ( مثل سندیکای هفت تپه) » پارگراف بعدی: اگر این مقاله یک تحلیل کلی در باره مسائل عمومی جنبش کارگری یا ارزیابی و تحلیل نسبت به گذشته یک حرکت مشخص می بود، چندان فرقی برایم نداشت که در ستون مقالات یا دیدگاه ها درج شود ولی این مقاله حاوی رهنمودها و توصیه ها به یک حرکت جاری و در جریان است و این کار مسئولیت سنگینی با خود دارد…..» و رفیق امیر با پیشنهاد رفیق روبن موافقت می کند.

– امٌا بهر دلیل که حالا ما را با آن کاری نیست این ایمیل توسط رفیق تقی دریافت نمی شود یا او آنرا دریافت نمی کند و نظر رفیق که سردبیر روز هم بوده ملحوظ نمی شود و مقاله با نظر اکثریت هیآت تحریریه سایت به ستون دیدگاه ها می رود و از اینجاست که ماجرا شروع می شود . با این شرح مختصر بعنوان سابقه امر ، اکنون فرازهائی – البته جملات حقوقی- از نامه های رفقا می آید :

رفیق تقی در نامه دوٌم ژوئن خود خطاب به رفقای کمیسیون سایت – که در ششم ژوئن توسط رفیق روبن در بیرون از کمیسیون » افشاء» شد – می نویسد : » … ثالثاً و مهمتر از همه هیچ وقت قرار نبوده مقالاتی که به عنوان امضاء فردی و توسط اعضاء سازمان و به میل خود نوشته می شود صد در صد مواضع تشکیلات تلقی شود و همه موارد آن منطبق با مواضع سازمان باشد …» – خط تاکید از ماست-

– در همین نامه می نویسد :» ( از نظر حقوقی همواره روشن بوده است که نظر کامل و دقیق سازمان را تنها با امضاء خود سازمان می توان مشاهده کرد. گر چه حتا این هم در عمل بطور مطلق، و نه نسبی ، نه اجرا شده است و نه قابل اجرا است .)»

– همانجا :» آیا می توان روی حقوق پایه ای اعضا رآی گیری کرد؟ ….. تا چه رسد به اینکه این رآی گیری به شیوه های شناخته شده ، باسمه ای، باندی و تله پاتیک و بدون مبادله رو در روی استدلال ها ودفاع فرد مورد نظر گرفته شود .»

– همانجا و بعنوان پیشنهاد : » 2- مقالات اعضاء اگر در چهار چوب موازین سوسیالیسم از امروز ، سرنگونی رژیم ضد انقلابی و در هم شکستن ماشین دولتی ، دموکراسی و آزادی بی قید و شرط و مبارزه علیه امپریالیسم جهانی باشد، این ها رئوس اصلی برنامه سازمان هستند و بدیهی است می توانند و باید به مثابه مقالات اعضاء در سایت و نشریه چاپ شوند.»

– رفیق تقی در نامه ششم ژوئن خود که در پاسخ نامه رفیق شهاب برهان نوشته شده ضمن تاکید بر حقوق پایه ای اعضاء که حول نقض آن نمی توان رآی گیری کرد و ضمن تاکید بر اینکه اختلاف شخصی و بیادماندنی ای با رفیق روبن ندارد، در مورد چگونگی عدم دریافت ایمیل رفیق روبن می نویسد: » در خاتمه باید یک اشتباه خود را تصحیح کرده و از بابت آن از ر- شهاب تشکر کنم و از ر- روبن نیز پوزش بخواهم . د ر پی نامه ر- شهاب مبنی بر وجود اسم من در لیست امیل ها با وجود آنکه قبلاً دو سه بار چک کرده بودم و چیزی نیافته بودم ، امٌا سند ر- شهاب نشان داد که به هر حال ارسال شده و نمی توان آنرا حاشا کرد. از همین رو ادعا و اتهام من در مورد این مساله به ر- روبن نا وارد است ….»

– رفیق تقی در گزارش خود ار روند بحران می نویسد : » در مورد مقاله هفت تپه گرچه بر خلاف مورد پیشین (مقاله عبدی) این بار بنا به درخواست ر- روبن از مسئول سایت نظر خواهی صورت گرفت ، امٌا بدلایل زیر این تصمیم گیری نیز مخدوش است و نمی تواند مهر اکثریت را بر پیشانی خود داشته باشد : اولاً مثل بقیه موارد، نشستی برای بحث و تصمیم گیری حول بحث و تصمیم گیری حول بحث روی ادعای ر- روبن که چرا باید به دیدگاه برود، با توجه به اهمیت و حساسیت این قبیل قضاوت ها صورت نگرفت و مسئول کمیسیون هم حول تشکیل چنین جلسه ای فراخوانی نداد و گزارشی هم توسط او به کمیسیون ابلاغ نشد(……) ثانیاً در این نظر خواهی تنها نظر مثبت دو رفیق – روبن و امیر- رویت گردید . از رفیق مریم هیچ نظر کتبی و مرئی و بطریق اولی ارائه هیچ دلیلی بصورت مکتوب و قابل رویت دیده نشد و از پاسخ ر- شهابنیز می شد بروشنی فهمید که از دلایل ر- روبن مبنی بر عدول نوشته من از مواضع سازمان قانع نشده و ادعای وی را رد کرده —- پس در مجموع این مورد تصمیم گیری هم بلحاظ احراز اکثریت و قانونی بودن روند آن غیر قانونی بوده است .»

– در همین گزارش ضمن بر شمردن دلایلی دو گانگی برخورد با دو مقاله و اینکه سازمان تا کنون در مورد این مجادلات موضع مشخصی نگرفته و ضمن اینکه تاکید دارد که مواضع عمومی و شناخته شده سازمان دفاع از تشکل های مستقل کارگری بوده، چنین سوال کرده است که » با کدامین معیار یک نوشته در ردیف مقالات آمده و دیگری در ردیف دیدگاه» و در همانجا در عین حالیکه تاکید کرده است که » سایت ارگان سازمان و ملک مشاء – با دیکته درست مشاع- همه اعضاء و نه فقط اکثریت است ، می نویسد: » جمع و سازمان تنها با امضاء خود است که هر موقع لازم دید مواضع اش را صریحاً اعلام می کند . در بقیه موارد این افرادند که دارند نظر و تحلیل خود را و باورهای خود را بابتکار خود می نویسند »

– رفیق تقی در نامه بیستم ژوئن خود که به برداشت رفیق روبن از قطعنامه کنگره اوٌل می پردازد در مورد بند ج این قطعنامه می نویسد : » امًا نگاهی به این بند نشان می دهد که خود شامل دو فقره هست : الف – تشریح و تفسیر مواضع سازمانی و ب- مطالب و موضوعاتی که تازگی داشته و به نوعی جنبه تدارک دارند . پس تا اینجا معلوم می شود که عضو می تواند با امضاء خودش مطالبی بنویسد که سازمان هنوز در مورد آنها تصمیمی نگرفته و جنبه پسینی دارد و نه پیشینی »

– بعد ادامه می دهد : » تحلیل مشخص از رویدادهای مشخص …. ماهیتاً امر پسینی است و نه پیشینی و … تحلیل مشخص از شرایط مشخص را نمی توان تابع اندیشه ها و مواضع از قبل تعیین شده کرد و بین ایندو رابطه خطی و مکانیکی کشید . و …. بعضی مواقع خود واقعیت ممکن است با یافتن خصوصیات تازه و بدون اینکه ربطی به تمایلات نویسنده داشته باشد با یافته های پیشین سازمان مطابقت نداشته باشد . و …. اساساً مصادیق این دو، یعنی مواضع عمومی و تحلیل زنده رویدادهای جاری با هم یکسان نیستند.»

– در ادامه:» … مطالب اعضاء سازمان ، هم می تواند شامل ترویج و توضیح مواضع سازمان و تشریح آنها باشد و هم در مورد موضوعات و رویدادهائی باشد که تازگی داشته و در عین حال برای تصمیم گیریهای آتی-… – جنبه تدارک را پیدا کند .» …. و » چرا که بگفته رفیق روبن » امضاء فردی به معنای نظر فردی نیست .» بلکه امضاء فردی صرفاً مهری است برای تشریح مواضع سازمان . هر کس بخواهد نظرش را بگوید ، باید برود به دیدگاه و در قالب مواضع خارج از سازمان طبقه بندی شود.»

– رفیق تقی مقاله هفت تپه را جنس مصادیق بند » ج » قطعنامه می داند واز اینرو به وظایف تحریریه برای بند های » د» و» ه» اشاره دارد: » قطعنامه در انتهای خود تنها به وظایف تحریریه در مورد دو بند د و ه آنهم در حطیه های صرف رعایت اولویت ها و امکانات مالی و فنی اشاره دارد … امٌا در مورد وظیفه تحریریه و رابطه اش بااجرای بند 3 – همان بند ج – سخنی نگفته است (…) بگمان من این سکوت در رابطه با بند ج را با روح و منطق حاکم بر این قطعنامه خوانائی دارد .»

– رفیق تقی در ادامه همین نامه به عملکرد سایت اشاره دارد که صدها مقاله خود وی در لیست مقالات جای داشته اند و به دیدگاه نرفته اند و لیستی از مقالات دیگران بر می شمارد که در راستای سوسیالیسم است ولی اصلاً ربطی به تشریع و ترویج سازمان ندارند لیکن بدرستی در ستون مقالات آمده و به دیدگاه نرفته است و در نامه دیگرش در پاسخ به گزارش رفیق امیر به مقاله » رزا» – لوگزامبورگ – توسط ر- روبن اشاره دارد و می گوید که » مطلقاً هیچ ربطی به مواضع رسمی سازمان ندارد » و … در لیست مقالات درج شده است .

– رفیق روبن در نامه اوًل ژوئن خود خطاب به رفقای هیآت تحریریه و ر- مریم می نویسد : ر- تقی در مقاله ای که برای سایت در روز خود به عنوان مقاله ارسال کرده است مواضع تاکنونی خود را تبلیغ کرده است ، مواضعی که نمی تواند مواضع سازمان تلقی شود.» و پس از توضیح چرائی این نظر خودش به رفقا می نویسد :» با توجه به موارد فوق من پیشنهاد می کنم که این مقاله در ستون دیدگاهها درج شود .» و در پایان یادآوری می کند که اینرا بعنوان عضو هیآت تحریریه می نویسد و او فقط » کارگزار فنی » سایت نیست . مقاله رفیق تقی را هم با رنگی کردن بخش هائی ضمیمه می کند.

– رفیق روبن در ششم ژوئن نامه دوٌم ژوئن ر- تقی را که به کمیسیون سایت نوشته بود در اختیار تشکیلات می گذارد و در پایان توضیح می دهد » » در دو مورد مقاله ر- تقی در ستون دیدگاه درج شده است . در هر دو مورد در هیئت سر دبیری سایت بحث و رآی گیری شده و نظر اکثریت بر آن بوده است که نوشته ها بخاطر مغایریت با مواضع رسمی سازمان باید در ستون دیدگاه درج شود . …»

– رفیق می نویسد : » در هیئت تحریریه سایت ما ایمیل ها را گروهی ارسال می کنیم » و در صفحه بعد همین نامه می نویسد : » حتی اگر من به سهو ایمیل را نفرستاده بودم و یا مطلب را بجای مقاله در دیدگاه قرار داده بودم می بایست بر اساس روال تا کنونی به شکل متمدنانه والبته بر مبنای قوانین حاکم بر مناسبات کار جمعی در تبادل ایمیلها و یا جلسات هیئت سر دبیری سایت بحث کرده و مساله را بر اساس قواعد موجود تشکیلاتی حل و فصل کرد . اگر ر- تقی با نظر اکثریت مخالف بود می توانست بر اساس اساسنامه مساله را با کمیته مرکزی و در نهایت کمیسیون نظارت مرکزی ارجاع دهد .»

– رفیق روبن در شانزدهم ژوئن به رفقای ک.ت.ت می نویسد : » ابتدا باید بگویم که مشکل کنونی سایت مشکل ر-تقی است که با انکار مصوبات و سبک کار لااقل هفده سال اخیر سازمان تلاش می کند نقطه نظرات متناقض و آشفته خود را به سایت سازمان تحمیل کند.» و سپس 4 سئوال طرح می کند و جواب می دهد:

– رفیق در پاسخ سئوال اوٌل که بر مقوله وجود قواعد برای کار رسانه ای سوار است، پس از آوردن قطعنامه مصوبت کنگره اوٌل و بند ج ماده 12 اساسنامه می نویسد: » بنابراین روشن است که اولاً، امضاء فردی به معنای نظر فردی نیست . ترویج و توضیح خط و برنامه سازمان با امضای فردی به این معنا ست که ضمن آن که چهار چوب کلی مسائل مطرح شده باید در راستای توضیح و ترویج سیاست های رسمی سازمان باشد امٌا نحوه توضیح و شرح و بسط مطلب سلائق و سبک فردی برای اعضای سازمان تعهد ایجاد نمی کند .»

– رفیق در پاسخ سئوال دوٌم مبنی بر رعایت این قواعد در نشریه با آوردن فاکت هائی پاسخ آری می دهد و در پاسخ این سئوال که آیا همین روال درسایت مبنای کار بوده است یا نه ؟ ضمن بر شمردن چگونگی طبقه بندی مطالب و نوشته های رسیده پاسخی مشابه دارد و در پاسخ سئوال چهارم که به موارد اختلاف بر می گردد، می نویسد :» در مواردی که چنین اختلافاتی در هیات تحریه سایت وجود داشته نظر خواهی شده و تصمیم بر اساس رای اکثریت به اجراء نهاده شده است . سایت ارگانی پنج نفره بوده که در نظر خواهی ها یکایک آنها نظر داده اند ….» خط تاکید از ماست .

– رفیق مریم در گزارش هفدهم ژوئن خود به رفقای ک. ت .ت ضمن یاد آوری اینکه بدلیل تنظیم وقت رفقا در این اواخر تشکیل جلسه سایت ممکن نشد و ضمن گزارش دیگر مواردی که مقالات اینجا و آنجای سایت قرار گرفته اند به مورد مشخص مقاله » هفت تپه» رفیق تقی می نویسد : » 8– در هر موردی که رآی گیری شده همه نظر داده اند و نظر اکثریت اجرا شده است . مقاله هفت تپه رآی گیری شد و من نیز نظرم را گروهی فرستادم و به همه اعضای سایت رسیده است . ر- تقی گفته است که ایمیل مریم نرسیده است من ایمیل خود را می فرستم .

– رفیق مریم ضمن تکرار ایمیل خود مبنی بر موافقت با نظر رفیق روبن نامه ها- یا ایمیل های – رفقا شهابو امیر را آورده که اولی تاریخ اوٌل ژوئن و دومی تاریخ دوٌم ژوئن را دارد و اولی موافقت صریح خود را اعلام نکرده و می توان موافقت مشروط اش دانست و دومی با نظر رفیق روبن اعلام موافقت کرده است .

– رفیق مریم نامه سوٌم ژوئن ر- شهاب به رفقای سایت را ضمیمه کرده است که فراز یا پارگرافی از آنرا می آوریم :

«- این که چهار چوب » نظر سازمانی» چه باشد ، روی معیارهائی که رفیق تقی در این نامه اش پیشنهاد کرده می شود فکر کرد و بحث کرد ولی به گمان من با این معیارها مشکلی حل نمی شود چون در هر حال در همان چهار چوب کلی و مبهم هم جای تعبیر و تفسیر و برداشت متفاوت وجود دارد . تا به امروز هم بی معیار نبودیم ولی مشکل این است که معیارها، ریاضی و میلیمتریک نیستند . باید در بحث ها باز و آزاد باشیم ؛ این هم یک پرنسیب است و هم بویژه نیاز حیاتی جنبش سوسیالیستی زمان ما، تشکیلات ما و جنبش کارگری ماست . این که آزادی بیان اعضا و مسئله نظرات رسمی سازمان را در سایت و نشریه چگونه در عمل حل کنیم، باید باز هم رویش فکر کرد و راه پیدا کرد چون عملاً می بینیم که گیری در این رابطه وجود دارد .»

در نتیجه:

– آنچه که بی تردید در همه نوشته ها و گزارش های رفقا دیده می شود : دریافت ، برداشت و تعبیر و تفسیر تک تک رفقا از مصوبه کنگره اول سازمان است که بنوعی متفاوت است و هرکدام تفسیر خود را از بند » ج » و دو بند بعدی دارند . هم از اینرو است که بدلیل این ابهام – البته مصوبه از مقولات درقالب جنس قدیم است که هنوز سایتی وجود نداشته – هر عضوی می تواند مدعی شود که مقاله اش تدارک درجهت تدوین سیاست بوده و هم زمان عضو دیگری آنرا مغایر این ادعا بداند و بگوید نظر شخصی و مواضع شخصی نویسنده است که باید در جایگاه خودش در رسانه ها درج شود.

– بنظر ما مفاهیمی مثل » چهار چوب نظری سازمان » ، » مواضع سازمان «، مواضع عمومی سازمان «،» چهار چوب مبانی » و » مواضع رسمی سازمان » مفاهیمی هستند باز و قابل بحث و باید روی آنها با دقت و وسواس کار شود تا امکان تفسیر و تعبیر شخصی و اعمال سلیفه شخصی در تبیین آنها پیش نیاید . در حال حاضر فقط مصوبات سازمانی می تواند – و البته تا حدودی- نوعی معیار تصمیم گیریها باشد در عین حالی که می توان با در نظر داشت » مواضع عرفی» سازمان چهار چوب کلی و عمومی ای هر چند ناقص مقالات را تدوین کرد.

– ما هم بر آنیم که هیچوقت قرار نبوده مقالات با امضاء فردی صد در صد مواضع تشکیلات تلقی شود ، روی حقوق پایه ای اعضاء رآی گیری شود . ما هم بر انیم که نظر کامل و دقیق سازمان با امضاء سازمان می باشد و نیز موافقیم که بر اساس مصوبه کنگره اول حتی مقید بودن به چهار چوب برنامه و اساسنامه در مباحثات نظری کنارگذاشته شود ولی آنچه رفیق تقی میگوید آمدن آنها در ستون مقالات است .

-مقاله » هفت تپه » رفیق تقی بدون هیچ دخل و تصرفی چاپ و درج شده و مضایقه ای در حق ایشان نبوده است و بنابراین صحبت ایشان بر » تضییق»حق نمی تواند محلی از اعراب داشته باشد . امٌا آنچه که در اینجا حائز اهمیت است و در نوشته های رفیق هم بر آن تاکید شده است ، تمایز قائل شدن و یا تبعیض روا داشتن بر او برای درج مقاله اش در جائیست که بزعم رفیق جای این مقاله نیست . در واقع آنچه قابل تآمل است و بایستی مورد مداقه قرار گیرد رفتن مقاله ایشان به پائین ترین ستون سایت یعنی دیدگاه است .

– آنچه مسلم است بر خلاف ادعای رفیق تقی رآی گیری صورت گرفته است و نظر رفیق مریم هم مکتوب است . و آنچه مسلم است بر خلاف ادعای رفیق روبن روی مقاله » هفت تپه » بر خلاف مقاله قبلی رفیق تحت عنوان » پیرامون چالش های فعالین کارگری» که روی آن بحث شد، هیآت تحریریه بحثی نکرد و اصلاً جلسه ای نداشت که بحث کند و فقط رآی گیری شد. بنابراین تصمیم گیری اکثریت اگر چه قانونی بوده است ولی بردن مقاله به ستون دیدگاهها و یکشبه و بدون دریافت نظر نویسنده که در عین حال سردبیر روز بوده است – حتی اگر رفیق تقی ایمیل را دریافت کرده باشد یا نباشد- جای تآمل است و سئوال بر می انگیزد . مقاله سی و یکم مه نوشته می شود ، اوٌل ژوئن به دیدگاه می رود و نامه اعتراضی رفیق تقی تاریخ دوٌم ژوئن را دارد و خوب برای هر گونه داوری مبنی بر سرعت عملی اینچنینی دست را باز می گذارد که شاید سلیقه ای شخصی و برداشتی شخصی اعمال شده باشد .

– اینکه مقاله » هفت تپه» در چهار چوب » مواضع تاکنونی» سازمان بوده یا نبوده ، چیزی نیست که مورد مجادله رفیق تقی بوده باشد و اصلاً مساله او نیست که باشد یا نباشد بلکه صحبت او از دو گانگی برخورد با دو مقاله است و تمایز قائل شدن بین آنها و بر آن است که مقاله اش نه تشریح و تفسیر مواضع سازمانی که مطلبی است که تازگی داشته و جنبه تدارک دارد و بنابراین مشمول بند ج مصوبه کنگره اوٌل می شود . باید دید که برداشت هر رفیق و با توجه به ابهام موجود در مصوبه که قدیم هم بوده است چیست؟ مقاله هفت تپه هر چند در چهار چوب مواضع عرفی سازمان نبوده ولی باید دید که آیا سازمان تا کنون جز دفاع از تشکل های مستقل، موضع رسمی ای که جنبه مصوبه داشته باشد در موارد مشابه داشته است و آیا مصوبه کنگره اوٌل – هر چند برای زمان خودش کامل بوده باشد- پاسخگوی چند گانگی و آشفتگی برخورد با مقالات می باشد؟ آیا و آنجا که معیارها با ترازوی دقیق به سنجش گرفته نمی شوند می توان به وزن دقیق یک مقاله پی برد؟ آیا تحلیل رویدادهای روز هر چند با عرف تحلیل های سازمان نخواند با آنچه در گذشته موضع عرفی سازمان بوده یکی است ؟ اگر نیست چه باید کرد؟ رفیق روبن می گوید به ستون دیدگاه ها برود و رفیق تقی بر می آشوبد که مقاله است و حق پایه ای عضو و باید در ستون مقالات جای گیرد.

– ما بر آنیم وخود رفقای سایت هم اذعان دارند که در طبقه بندی مطالب سایت آشفتگی هائی وجود داشته و برخوردهای دو گانه و حتی در مواردی چند گانه بامطالب رسیده که با امٌا و اگر ها و تفاوت های اندکی در تحلیل ، مشابه هم بوده اند، روا داشته شده . آیا این برخورد هم می تواند از مصادیق آن باشد ؟

– اگر چه می شود گفت و حتی تاکید وتائید کرد که برخوردهای رفیق روبن از ابتدای ماجرا تا پایان آن که مراجعه به » کمیسیون مرکزی نظارت …» بوده است بلحاظ حقوقی خالی از اشکال بوده است و مثل رفیق تقی دچار» توهم توهین » نشده است ، امٌا آیا می توان برداشت و تفسیر او را از مواضع سازمان نعل به نعل مطابق مصوبات رسمی و حتی مواضع عرفی دانست یا اینکه بر سلیقه شخصی اش باید نیم نگاهی داشت ؟

– نکته ای که قابل تامل و گاه موجب تحیر است توسل همه ی رفقائی که در این ماجرا نوشته ای دارند به مصوبه کنگره اوٌل وبخش هائی از اساسنامه است که رفقا با مصلوب کردن خود به آن بر حقانیت و قانونی بودن نظر و رای و نوشته شان مهر تصدیق می زنند. امٌا آنچه که دیده می شود برداشت رفقا بصورت دو گرایش مشخص از مصوبه است که گاه حتی به تفسیر شخصی هم می رسد . اگر بر وجود گرایش چشم ببندیم که در محدوده وظایف ما نیست امٌا می توانیم حتی یک جمله مصوبه را با دو برداشت ببینیم . رفیق روبن با آوردن مصوبه و فقط بند ج ماده 12 اساسنامه- که ما قبلاً بندهای الف و ب آنرا آورده ایم – بر آنست که امضاء فردی به معنای نظر فردی نیست که بنظر ما این برداشت از اساسنامه می تواند غلط باشد آنگاه که فرد به سفارش ارگان سازمانی مقاله نمی نویسد و بلکه روی مساله مشخصی تحلیل مشخص خودش را دارد . رفیق تقی به نقد نظر رفیق روبن میگوید که او می خواهد امضاء فردی صرفاً مهری باشد بر تشریح مواضع سازمان و اگر رفیقی حاضر نشد» مهُر امضاء» درست کند نوشته اش به دیدگاه و خارج از مواضع می رود . پرسیدنی است که آیا همه مقالات بایستی در ترویج » خط سازمان» باشند یامقاله ای می تواند ضمن حفظ خط عمومی و مبانی برنامه ای سازمان تحلیل مشخص نویسنده را از یک رویداد مشخص در بر داشته باشد؟

– بر اساس ادعای رفیق روبن در صورت بروز اختلافاتی درهیآت تحریریه نظر خواهی شده و تصمیم بر اساس رآی اکثریت به اجرا در آمده و می گوید سایت ارگانی پنج نفره بوده و تاکید می کند که یکایک اعضاء نظر داده اند .

سئوال اینست که آیا در مورد مقاله هفت تپه هم یکایک اعضاء نظر داده اند؟ آیا این توجیه که رفیق تقی ایمیل را جواب نداده کافیست یا بایستی بهر طریق نظر کتبی او را هم که سر دبیر روز بوده حتی با تاخیر در نصب مقاله جویا می شدید؟ هر چند نظر او معلوم بوده است امٌا آیا نمی بایست با آگاهی بر نظر بقیه او هم نظر خود را حتی اگر در اقلیت یک نفر باشد بدهد یا بهر طریق ممکن نظر او و حالا گرفته شود؟

– آخرین سئوال اینکه چرا به رغم اعتراض رفیق تقی روی مقاله » پیرامون چالش های فعالین کارگری » که به دیدگاه رفته است ، مساله از خانه کمیسیون سایت بیرون نمی آید ولی اینجا بلوا بپا می شود ؟ آیا شیوه تصمیم گیری در آنجا بگونه ای بوده که بر رفیق تقی چاره ای جز پذیرش نبوده ؟ پس چرا اینجا بهمان گونه عمل نشده و شیوه دیگری در پیش گرفته شده که موجب شورش رفیق حتی در عرصه زبان پاکیزه شده است ؟ یا خواهید گفت که آنجا زخمی بوده که اینجا سرباز کرده ؟

د- تنظیم و طبقه بندی موارد ی که مهم بوده و برخورد ارگانهای بالاتر را در پی داشته.

نظر باینکه:

– کمیته تبلیغ و ترویج دو جلسه در ماه ژوئن برای رسیدگی به » شکایت رفیق تقی » و بطور مشترک با بخشی از اعضای کمیسیون سایت برگزار نمود که قراری باتصویب … عضو از …. عضو کمیته در بیستم ژوئن انتشار داد . در شماره 5 این قرار می خوانیم :» 5- ما معتقدیم سازمان ما از بدو تاسیس بر اهمیت و ضرورت تشکیل اتحادیه های مستقل کارگری به عنوان اصلی ترین ظرف تشکل یابی توده ای طبقه کارگر پای فشرده و ادبیات سازمانی مملو از نقد نظرات مخالف سندیکا در درون جنبش چپ کارگری بوده است . بنابراین تا زمانی که این نظر در کنگره سازمان تغییر نکرده، هر مقاله مخالف این سیاست، باید در ستون دیدگاه جای داده شود . بر این مبنا ما معتقدیم مقاله ر- تقی هم به دلیل زیر گرفتن ایده سندیکا و هم به دلیل دفاع از شعار کنترل تولید ( در این شرایط) می بایست در بخش دیدگاه جای داده می شد . از اینرو اقدام اکثریت کمیسیون سایت و سردبیر نشریه را مورد تائید قرار می دهیم …..»

– اقلیت همین کمیته – رفقا و- و حسین نقی پور – قطعنامه مستقلی داده اند ضمن ارائه پیشنهادی قطعنامه ای در شماره یک قطعنامه خودشان در شماره 2 نوشته اند: » 2- با احتساب مقررات موجود سایت ومستقل از آنکه در رابطه با مقاله رفیق تقی جمعی تصمیم گرفته شده باشد یا فردی، عدم درج این مقاله به روال معمول و انتقال آن به بخش دیدگاه ها به خاطر زوایائی که نوشته رفیق تقی در یک بحث باز حول موضوعی غیر مبانی داشته است را نادرست می دانیم و بحران سازی مصنوعی و غیر ضروری. اسناد سازمانی ما همواره بر ایجاد تشکل های مستقل کارگری تاکید کرده اند امٌا تشکل مشخصی از اتحادیه کارگری به عنوان مصوبه نامیده نشده است .»

– جلسه سی و پنجم کمیته مرکزی که بیست و پنجم ژوئن برگزار می شود، اساساً «قرار کمیته تبلیغ و ترویج در مورد بحران اخیر سایت» را در دستور کار دارد و نظر خود را » جهت جلو گیری از بحران وحل آن » می دهد که در شماره یک آن آمده است : » اعضاء ک.م گرایش خود را نسبت به کلیات نظر اکثریت و اقلیت ک. ت. ت پس از گفتگو ورای گیری مشخص نمودند که اکثریت اعضاء ک. م به نظر اقلیت گرایش داشتند .» – خط تاکید از ماست –

– درهمین جلسه ضمن اینکه می گویند نسبت به تمام موارد نظر اقلیت ک. ت.ت نظر واحدی وجود نداشته باین مساله هم اشاره می شود که نسبت به قطعنامه مصوبه کنگره اوٌل تفسیرهای گوناگون وجود دارد و پیشنهاد می شود که چون در زمان تصویب ، استفاده از سایت و تلویزیون وجود نداشته، بایستی در مورد سبک کار رسانه های سازمان کار کارشناسی صورت گرفته و ابهامات آن بر طرف شود.

– رفیق ح-الف عضو کمیته مرکزی بر انتشار گزارش بیست و پنجم ژوئن کمیته مرکزی اعتراض دارد وطی نامه ای می نویسد:» چهار تن از رفقای میم ( امیر ، ن، ب ومن ) بر این نظر بودیم (…) که در نشست 35 میم قرار شد گزارشی از این نشست ارائه ندهیم » و سئوال می کند که علت اینهمه عجله برای انتشار این گزارش چه بوده است ؟ و در بیست و نهم ژوئن بر مسئولیت کمیته مرکزی تاکید دارد که انتشار شتابزده و خارج از ضوابط مقررگزارش 35 و آنهم در شرایطی که نتیجه رای گیری صرفا ًبیانگر » تعیین گرایش » است ، خطر گسترش بحران را در پی دارد و ضمن ابراز نگرانی پیرامون آن مساله به شکل انتشار اعتراض شدید دارد.

– نامه سرگشاده درون تشکیلاتی در دوٌم ژوئیه انتشار می یابد که امضای رفقای واحد فرانسه – بلژیک را با قید به صفت فردی را دارد. در این نامه پیشنهاد می شود که پیگیری جنبه های عمومی سیاسی و حقوقی اختلافات، از داوری روی شکایت انجام شده و جنبه های اجرائی و اخلاقی آن منفک شود . برای دعوای مشخص هم پیشنهاد و تشکیل یک کمیسیون را می کند که با بررسی همه جوانب این پرونده نتایج را در اختیار سازمان –آنموقع کنگره – قرار دهد .

– جلسه سی و ششم کمیته مرکزی هم در روز دوٌم ژوئیه تشکیل می شود که گزارش آن تاریخ دهم ژوئیه را در پای خود دارد . پیرامون انتقاد به انتشار گزارش سی و پنجم می نویسد:» در مورد انتقاد گزارش 35 از سوی رفقائی که نظرشان در اقلیت قرارگرفته بود صحبت شد و مشخص شد که پیشنها د به تعویق افتادن انتشار پروتکل توسط آنها که پس از رای گیری مرکزیت صورت گرفته بود، به دلیل اشکال کامپیوتری مسئول جلسه، به رای گذاشته نشد.» درگزارش همین جلسه ضمن ضمیمه کردن مصوبه کنگره اول و قرار نشست هفدهم کمیته مرکزی توصیه شده است که مکان ستون دیدگاه تغییر کند و با باز کردن سایت جلوی چشم باشد، باکس ویژه مباحثات کارگری در سیاست ایجاد شود و خواسته شده که مسئولیت گزینش و تعیین جایگاه مطالب روز به عهده سر دبیر آن روز باشد.

– رفیق روبن در سوم ژوئیه و در پی دریافت نتیجه نشست سی و پنجم کمیته مرکزی با ارسال نامه ای باین کمیته خواهان رسیدگی و پیگیری این کمیته پیرامون شکایت اش شد و در بند اول – که حالا فقط این بند باین کمیسیون مربوط است – نوشت :» 1- آیا کمیته مرکزی معتقد است که معیارها در ارتباط با درج مطالب در سایت سازمان الف، قطعنامه در باره نشریات مصوب اولین کنگره سازمان، ب ، قرارکمیته مرکزی منتشره در 28 نوامبر 2007 است یا نه ؟ »

– نشست 37 کمیته مرکزی که در تاریخ نهم ژوئیه برگزار شد و یازدهم ژوئیه انتشار یافت در پاسخ به سئوال اوٌل ر- روبن می نویسد :» در رابطه با پرسش اول رفیق، کمیته مرکزی با انتشار پروتکل نشست 36 خود، به سئوال اول وی مبنی بر معیار عملکرد نشریات بر اساس مصوبه کنگره اول و قرار 17 کمیته مرکزی، صراحتاً پاسخ مثبت داده است . » دیگر فرازهای پاسخ به نامه رفیق و همچنین اشکالات آنها و از جمله » شیوه برخورد » رفیق تقی یا » بخش هائی از شیوه برخورد » رفیق تقی که مورد اعتراض بوده است ، در این گزارش جای نخواهد داشت چرا که قبلاً مورد مداقه قرار گرفته است و کمیسیون مرکزی نظارت و رسیدگی به شکایات طی سئوالی همان مصوبه سی و هفت را بلحاظ قانونی ملاک قرار داده است .

– نهایتاً رفیق روبن در شانزدهم ژوئیه شکایت خود را به » کمیسیون مرکزی نظارت و رسیدگی به شکایات » ارجاع داد. » کمیسیون نظارت مرکزی….» در بیستم ژوئیه پاسخ رفیق را داد. این مساله در کنگره مورد بررسی قرار گرفت . که نتایج آن در بخش اوٌل همین گزارش آمده و فقط جوانب حقوقی قضیه باقی میماند که اکنون جزو وظایف این کمیسیون – » کمیسیون حقیقت یاب» – می باشد .

درنتیجه:

1 – قرار اکثریت کمیته تبلیغ و ترویج بر اساس این اعتقاد که ادبیات سازمانی بر ضرورت تشکیل اتحادیه های کارگری پای فشرده، می گوید که تا زمانی که این نظر در کنگره سازمان تغییر نکرده، هر مقاله مخالف آن باید در ستون دیدگاه جای گیرد. سئوال اینست که به رغم اهمیت تشکل های مستقل کارگری بعنوان اصلی ترین ظرف تشکل یابی طبقه کارگر و مملو بودن ادبیات سازمانی از نقد نظرات مخالف سندیکا، در کدام کنگره سازمانی و بطور رسمی این سیاست – به رغم درست بودن یا نبودن اش – تصویب شده که حالا رفقا بر آنند که تا تغییر آن در کنگره سیاست رسمی سازمان است ؟ در واقع این سیاست که ادبیات سازمانی مملو از آنست جز در ادبیات عرفی سازمان درکدام ارگان رسمی سازمانی مصوبه بوده که حالا کنگره ای بخواهد به تغییر یا عدم تغییر آن رای بدهد؟

2 – از همین رفقا پرسیده می شود که از کدام جملات، عبارات، فرازها و حتی پاراگراف های مقاله رفیق تقی دریافت کرده اند که وی ایده سندیکا را زیر گرفته؟ آیا بهتر نبود که رفقا در قرار خود مستند صحبت کنند و نقل قولی از رفیق تقی بعنوان سند بیاورند تا فردا رفیق تقی نگوید که در مقاله من آمده است :» البته می دانیم که خواست مستقل – سندیکا- یکی از مهم ترین مطالبات آنهاست و ضرورت دارد که طرح آن تا تحقق و تثبیت تشکل های مستقل ادامه یابد»؟

3- پرسش دیگر از رفقا می تواند این باشد که آیا رفقا به نفی کلی این مقاله باور دارند یا بر آنند که بخش هائی از آن با مواضع – یا بقول خودشان نظر – سازمانی نمی خواند؟ اگر رفقا بر دوٌمی باور دارند آنگاه پرسیدنی است که » مواضع سازمانی» از کدام منظر و باکدام تفسیر؟ آیا فقط دو مورد نامبرده که انتقادی است به بخشی از روند و درون مایه مقاله ، رفقا را بر آن داشته که با استمداد از ادبیات سازمانی بردن آنرا به دیدگاه و حالا یعنی آخرین ستون – » بقولی پرتگاه » – مور تائید قرار دهند .

4- پرسش دیگر از رفقا اینست که آیا هنگام صدور قرارشان برروند تشکیلاتی رفتن آن و شتاب در زمان برای انتقال آن به دیدگاه و چگونگی رای کیری دقت و وسواس لازم را بکار برده اند یا نه ؟

5 – آیا اکثریت رفقا همچون دو رفیق اقلیت معتقدند که » اسناد سازمانی ما همواره بر ایجاد تشکل های مستقل کارگری تاکید کرده اند امٌا شکل مشخصی از اتحادیه کارگری به عنوان مصوبه نامیده نشده است » یا نه ؟ اگر پاسخ نه است آیا رفقا آن مصوبه ای را که بر شکل مشخص اتحادیه کارگری تاکید دارد، می توانند به تشکیلات ارائه دهند؟

6 – آیا از نظر رفقا بحث مربوط به سندیکا در درون سازمان ما و حتی در فرایند بزرگتری در میان فعالان کارگری بسته شده است یا باید آنرا بحثی باز تلقی کنیم و با مرز بندی ای این چنینی در آنرا نبندیم ؟

7 – رفقای کمیته مرکزی درجلسه سی و پنجم خود بر گرایش اکثریت این کمیته بر نظر اقلیت ک. ت . ت به رای گیری اقدام کرده اند . پرسیدنی است که آیا در ارگانی مثل کمیته مرکزی می توان روی گرایش هم رای گیری کرد؟ اگر نسبت به تمام موارد نظر اقلیت ک. ت . ت اتفاق نظر وجود نداشته چرا اساساً روی آن رای گیری شده است ؟

اگر اکثریت اعضا کمیته مرکزی موافق نظر اقلیت ک.ت.ت بودند چرا مستقیما و صریحا به آن رای ندادند؟

و اگر نسبت به تمام موارد این نظر توافق کامل نبوده چرا به گرایش توسل جستند ورای گیری را تا پخته شدن آن در جلسه بعدی به تعویق نیانداختند تا بجای واژه گرایش که میانه است و قاطع نیست ، از واژه دقیق نظر اکثریت کمیته مرکزی استفاده کنند؟ آیا اصولاً امر رای گیری روی گرایش در کمیته مرکزی مسبوق به سابقه است ؟

8- چرا رفیق ح- الف می نویسد که با سه رفیق دیگر بر این نظر بوده اند که گزارش نشست 35 به تشکیلات ارائه نشود ؟ آیا رفقا ی کمیته مرکزی می توانند اساساً از گزارش دهی خودداری کنند یا رفیق خواسته است که همراه با گزارش نشست بعدی در اختیار دبیرخانه برای انتشار قرار گیرد؟ اساساً چرا باید انتشارگزارش به تعویق می افتاد؟

9 – چرا رفیق روبن از تمامی نامه سر گشاده رفقای پاریس وبلژیک که اساساً جنبه های حقوقی و عمومی سیاسی اختلافات را از جنبه های اجرائی و اخلاقی منفک کرده و برای رسیدگی به دوٌمی پیشنهاد یک کمیسیون راکرد، فقط بخش مقدمه را و آنهم بطور ناقص مورد توجه قرار داده است ؟ آیا در مقدمه نیامده » متاسفانه از همان ابتدا شیوه طرح اعتراض و برخی واکنش های زود رس در قبال آن، پیگیری موضوع رااز روال درست و قانونی خارج کرد» و سپس عبارت نقل قول شده رفیق روبن که » دور زدن ارگانها و در عمل انجام شده قرار دادن آنها» درجهت تکمیل آن ذکر شد؟ چرا رفیق روبن از یک پاراگراف کامل که تمامی جملاتش در پیوستگی کامل بایکدیگر قرار دارند فقط آن بخش را انتخاب کرده که نزدیک به مقصود وی بود؟ آیا آمدن لغت » ابتدا» باین هدف نبوده که از همان ابتدا با انتشار نامه درونی سایت در سطح تشکیلات موضوع را از روال قانونی خارج کرده است ؟ کجای نامه سرگشاده از علمکردهای غیر قانونی رفیق روبن صحبت کرده جز آنکه گفته است واکنش های زود رس اجازه نداده که موضوع در روال قانونی پی گیر شود؟

10- آیا رفقای طرف اختلاف به این اشاره کمیته مرکزی باور دارند که نسبت به قطعنامه مصوب کنگره اوٌل تفسیرهای گوناگون وجود دارد؟ آیا رفقا می پذیرند که در آن زمان سایتی وجود نداشته که حالا ستون دیدگاهی در قعر آن جای گرفته باشد؟ آیا رفقا می پذیرند که بایستی برای سبک کار رسانه ها قرار های جدیدی به تصویب برسد که ابهامات موجود- که در زمان کنگره اوٌل ابهام نبوده اند – را بر طرف کند؟ ظاهراً چنین است که با تشکیل کمیسیونی در این مورد و یعنی روال انتشار مطالب در سایت و نشریه سازمان و پیگیری آن درجلسات پالتالکی بر چنین پذیرشی تمکین دارند ولی آیا مقبولیت آنرا تماماً می پذیرند؟

11 – آیارفیق روبن که با شکایت به کمیته مرکزی و سپس کمیسیون نظارت از کمیته مرکزی پاسخ خود را نگرفت که معیارهای همان مصوبه کنگره اول و نشست هفده کمیته مرکزی است ؟ و از کمیسیون مرکزی نظارت روی شیوه برخورد رفیق تقی ؟ اگر چنین است فقط مساله تبعیض یا عدم آن میماند که همه صفحات گذشته این گزارش روی آن متمرکز بوده .

نتیجه پایانی

با توجه به تمامی مطالب بالا، مقایسه اسناد مصوبه، مقایسه و نقل قول از نامه های رفقا، نتیجه گیریهاومصوبات ارگانهای ذیربط ، بر آیند نتایج کنگره ، توجه به ابهامات موجود یا ناموجود در مصوبات ، در نظر گرفتن مولفه مهٌم زمان، چگونگی انتشار نامه ها و مصوبات بعدی، تفسیرهای گوناگون از مصوبات، احتمال اعمال سلیقه شخصی و در نهایت عملکرد آشفته گونه سایت که مورد تائید خود رفقا نیز می باشد . و با توجه به تعریفی که اعضای این کمیسیون- با تاکید برنام کمیسیون که » حقیقت یاب» است- و نه» کمیسیون نظارت…» از واژه تبعیض داده اند. با احترام به همه رفقائی که در این گزارش از آنان نام برده شده یا نشده و با چشم بستن بر این یا آن رابطه شخصی بین این یا آن عضو کمیسیون با تمامی رفقا و با در نظر داشت اینکه اگر جای رفیق روبن وتقی عوض می شد باز هم در نتیجه پایانی تفاوتی نداشت ، بر آنیم که :

رفقا الف و شبر آنند که در این مورد مشخص و فقط این مورد که ماموریت آنها بوده است، نسبت به رفیق تقی و مقاله اش در قیاس با مقالات مشابه تمایز وجود داشته و تبعیض اعمال شده است .

رفیق ح- الف بر آن است که تبعیضی اعمال نشده است.

دو تذکر لازم:

تذکر1 : رفيق ح- الف در تمامي جلسات ‍”كميسيون حقيقت ياب” فعالانه شركت كرده و رای خود را اعلام نمود اما برای جلسه دوم به رفیق الف اطلاع داد که بدلیل مشکل فنی در کامپیوترش نمی تواند در جلسه حضور داشته باشد و اضافه نمود که اساساً با کلیت گزارش و انتشار آن مخالف است. در جلسه نهای تصحیح گزارش حضور یافت و با اعلام مجدد مخالفت با کلیت انتشار گزارش بر آن بود که خود یاداشتی ضمیمه گزارش کند که پذیرفته شد. (در صورت دریافت این یاداشت تا محدوده زمانی این گزارش آن را ضمیمه خواهیم کرد هر چند کمیسیون به پایان ماموریتش رسیده باشد)

تذکر 2 : رفیق س عنوان عضو مشاور در بعضی جلسات شرکت داشت ولی بدلیل مسافرت طولانی در جلسات اصلی تصمیم گیری حضور نداشت بنابراین رای مشورتی رفیق در گزارش نیامده است.

با این مصوبه کمیسیون حقیقت یاب به پایان ماموریت خودش می رسد و از این تاریخ به بعد تعطیل می باشد.

کمیسیون حقیقت یاب 09/4/9 – 88/1/21

نکته پایانی

رفقای عزیز سازمان! نکته ای که بر آن تاکید داریم جزو چهار چوب وظایف تعیین شده توسط کنگره نمی باشد بلکه گونه ای اظهار نگرانی اعضای این کمیسیون و حتی حالا می توانیم بگوئیم » کمیسیون مرکزی نظارت و رسیدگی به شکایات» به روندی است که چند سالیست آغاز شده و اکنون به بحران و حتی شکنندگی رسیده است : ببینید! رفیقی مقاله ای می نویسد و به ستون مقالات سایت می فرستد . رفیق دیگر بر آن است که جای این مقاله در ستون دیدگاه است . مقاله در بالا قرار نمی گیرد و به پائین ستون های سایت می رود. حالا نگاه کنید که این بالا و پائین و فقط همین بهانه چه پی آمدهائی داشته است : از ژوئن دو هزار و هفت تا کنگره همه سازمان آرشه تار این موسیقی شده اند و عملاً دیگر فعالیت های سازمانی اگر نه تعطیل که زیر سایه این ارکستر قرار گرفته اند. ده ها نامه و گزارش و مصوبه و فقط در این مورد نوشته شده. کمیته مرکزی بجای وظایف جاری اش باین ارکستر – بالا زدن یا با تم پائین نواختن- و به اجبار پیوسته و حتی در تصمیم گیری دچار گیج سری شده است . کمیسیون مرکزی نظارت نیز باین آشفته بازار پیوسته است . کنگره ای بحرانی را که می رفت به نتایج ناهنجاری برسد، بشدت تحت تاثیر قرار داده ، بگونه ای که پاره ای از وظایف اش را به کنگره بعدی منتقل کرده. در نهایت کمیسیونی تشکیل شده که اینان نیز شش ماه تمام در جلسات هفتگی با هم کلنجار رفته اند که حالا چه بکنند؟ بگویند پائین تبعیض بوده یا نبوده یا بالا چنین بوده یا نبوده و پسا نهایت اینکه 293 برگ نامه و گزارش این مدت ورق به ورق مطالعه و بررسی شده که این چند صفحه گزارش تهیه شود که در پایانی با دو خط نوشته شود که تبعیض بوده یا نبوده! آیا چنین بوده؟؟

الف و ش

نامه ر. س عضو مشاور کمیسیون نظارت

در باره گزارش کمیسیون حقیقت یاب

جهتِ پیوست به گزارشِ کمیسیونِ حقیقت یاب

پیش درآمد:

کنگره وظیفه­ای را به گرده ی کمیسیون نظارت نهاد که خود از پس چند و چون آن برنیامد – که وقت کش بود و بی حاصل –

درآمد:

کنگره ، اما یک وظیفه روشن را بر پیشانی کاری کمیسیون «حقیقت یاب» برجسته کرد تا در جستجوهاش به آن دست یابد، و آن دست­یابی و گردآوری سندها و نوشته­هایی بودند که بسیارند و در حوصله هر کسی نیز نیست که همه را یکجا گرد آورد. پس کنگره با دانستگی چنین وظیفه­ای را پیش روی ما گذاشت ، فارغ از هر گونه داوری و چراها ، اماها و اگرهای کش­دار! تا اعضا پس از گفتگو درباره یافته­ها و جستارهای ما با تکیه بر خرد همگانی به داوری بنشینند. بدین سان ما به کاری آغازیدیم که به قولی «کار گل» بود. آن چه در زیر می آید برگرفته از متن گزارشِ کمیسیون است :

کمیسیون در جمع بند فصل یا بند الف این گزارش که به برخورد کنگره بر می گردد ، وظیفه زیر را که در کنگره با …. رأی تصویب شده پیش روی خود میگذارد و فقط همین وظیفه را دنبال میکند:

مضمون اختلافات در مورد درج مقالات رفیق تقی روزبه و رفقا یوسف آبخون و حشمت محسنی « برای روشن شدن ، یک کمیسیون حقیقت یاب از طرف کنگره انتخاب می شود و با دقت در مساله یافته هایش را به اعضای سازمان ارائه دهد ( می دهد)و بعد از بحث های در جلسات … با رأی اعضای تمام سازمان در باره مساله تصمیم گیری شود.»

کنگره جهت و سوی حرکت و روش کاری ما را به روشنی در رأی گیری بالا ، بیان کرده است.

ورود به متن:

آنچه را که رفقای کمیسیون حقیقت یاب به صورت متنی کشدار و پر از اماها و اگرها و چراها و پرسشهای بسیار به صورت نظر کمیسیون گرد آورده­اند، هزار تویی است که همه را یکجا به کام خود می برد و در پیچ و خم اماها و اگرها و پرسش­هاش بی­که خروجی میسر باشد ، می­گرداند و می­گرداند و می­گرداند. بی­­که حتی به یک چرایی پاسخ گوید.

خروج از متن ورود به حاشیه:

تعریفی که از واژه تبعیض داده شده اگر کمی دقت شود جز معنای تبعیض به مفهوم همگانی و پذیرفته شده آن ، معنای دیگری از آن بدست نمی­آید.

خروج از حاشیه و ورود دوباره به متن:

آنچه را که می­خواهم بی­رودربا­یستی و اما و اگر و چرا بگویم اینست:

این گزارش هدفمند است اما روش­مند نیست. سر به چاه ویلی دارد که نه هاروت را و نه ماروت را ازچنبره ی پیچاپیچ و تو در توی آن خلاصی نیست و در پایان آن دست آدمی به هیچ عرب و عجمی در این گیر و دار بند نمی شود.

فرود:

به همین دلیل و دلیل های بسیار دیگر نه متن را می­پسندم و نه روش بکار رفته در آن را. بر این نظرم که اگر کمیسیون بر همان وظیفه خم می­شد شاید اندکک توفیقی بدست می­آمد. آخر اینکه بر این باورم که این گزارش گرهی از کار فروبسته ی ما نمی­گشاید، و به قولی : به یار که نمی رسیم هیچ ، از دوست هم وامیمانیم .من این ردای داوری را از دوش نحیف وامی نهم و در نتیجه گیری آن ، خود را سهیم نمی دانم و ناکارایی و ناکارآمدی ی یک ساختار را به گردن این یا آن فرد نمی اندازم .پیشاپپش پوزشخواه رفقا هستم ، زیرا من گزارش را به دلیل های بالا که یادآوری کردم ، امضاء نمی کنم ، گرچه می دانم به عنوان عضو علی البدل از رأی تأثیر گذار برخوردار نیستم .

بامهر و سپاس و درودهای رفیقانه

س عضوعلی البدل کمیته حقیقت یاب

هامشی بر متنِ بالا :

من دو خطا را بر خود نمی بخشایم و بر هردو مُقّرم :

نخست آن که این نامه را پیش از انتشار گزارش کمیسیون حقیقت یاب نوشته بودم ،اما از پیوست آن به گزارش کمیسیون خودداری کردم

آن هم با این بهانه که نمی خواستم وارد جنگ حیدری ها و نعمتی ها شوم . این حسِ بد آهنگ مدت ها بود که در من ریشه دوانده و رشد کرده بود.

دویم آن که در پای گزارش کمیسیون من دوسطر به صورت زیرآورده بودم :

چون رفیق س عضو مشاور کمیسیون دارای رأی نبود چنان چه ضرورت داشته باشد نظر خود را در مورد این متن در جلسه های پالتاگی یا به صورت نوشتاری بیان خواهد کرد.

که رفقای گزارش دهنده به شکل زیر دیگرش کردند :

تذکر 2 : رفیق س بعنوان عضو مشاور در بعضی جلسات شرکت داشت ولی بدلیل مسافرت طولانی در جلسات اصلی تصمیم گیری حضور نداشت بنابراین رای مشورتی رفیق در گزارش نیامده است.

در مورد دویم من خود را سزاوار بدترین سرزنش ها می دانم و بر خویش نمی بخشایم این خطا را. تن را بی دریغ به تیغ تمیز « سانسور » دادم . این خلاف عهدی بود که با خود داشتم .من عهد خود را با خود شکستم ، که روزش دیگر بار نیاید وچو آمد به طرفـةالعینی عمرش نپاید .گرچه می دانم این یادداشت ممکن است آزردگی هایی را فراهم آورد پیشاپیش پوزشخواه همه ی آزردگانم .

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: