ضمیمه 29 . نامه دو نامه ر. روبن در باره کمیسیون حقیقت یاب

نامه اول و دوم ر. روبن در باره گزارش کمیسیون حقیقت یاب نامه اول !

از روبن برای درج داخلی

11 آوریل 2009

گزارش کمیسیون حقیقت یاب: کشف یک باند فراسازمانی!

کمیسیون حقیقت یاب پس از سپری شدن هفت ماه نتایج تحقیقات خود را در مورد مصوبه کنگره منتشر کرد. نظر رفقا الف و ش یا اکثریت این کمیسیون این است که در مورد دو مقاله ر. تقی( نقد عبدی و هفت تپه) تبعیض شده است در حالی که ر. ح .الف معتقد است که تبعیض نشده و با گزارش تنظیم شده مخالف بوده و ر. س نیز نظری نداده است. ظاهرا» کمیسیون آن چنان عجله داشته است که حتی منتظر دریافت نظر ر. ح.الف نشده است.

من در این نوشته، که تلاش خواهم کرد هر چه کوتاه باشد،و به نظر اکثریت کمیسیون یعنی نظر رفقا الف و ش برخورد می کنم و اشاره من به کمیسیون، اشاره به اکثریت آن یعنی رفقا الف و ش است. نقل قول از کمیسیون را به رنگ آبی می آورم .

من از مقدمه ارائه شده توسط کمیسیون که هدفش اثبات ناسخ و منسوخ بودن ضوابط حاکم بر رسانه های سازمان می باشد، می گذرم(1). همانطور که می دانیم مصوبه کنگره درباره کمیسیون حقیقت یاب ناظر بر آن است که دو مقاله ر. تقی روزبه ( و در همین رابطه مقالات رفقا یوسف آبخون و محسنی) به لحاظ مضمونی مورد بررسی قرار گرفته و روشن شود که آیا تشخیص اکثریت کمیسیون سایت درباره رده بندی آنها به دیدگاه و مقالات درست بوده است یا نه؟ کمیسیون ترجیح داده است که علیرغم مصوبه صریح کنگره درباره این که» کمیسیون سایت روال عمومی و مقررات تاکنونی تشکیلات را در مورد انتشار مقالات رفیق تقی بکار گرفته است» به روی شیوه تصمیم گیری متمرکز شود و حقایق ناگفته در این عرصه را کشف و برملاء سازد.گزارش بیانگر آن است که کمیسیون به چنان حقایقی در ارتباط با نقض شیوه های اصولی تصمیم گیری دست یافته که دیگر نیازی به بررسی مضمونی مورد نظر کنگره نخواهد بود! اگر چنین باشد نباید از بررسی آن چه که رفقا مدعی کشف اش شده اند پرهیز کرد. بدین ترتیب در این نوشته من همراه رفقا به بررسی دلائل ارائه شده توسط کمیسیون می پردازم تا صحت و سقم این اتهام سنگین روشن شود.

کشف باند توطئه گر درون سازمانی یا باز هم ترور شخصیت !

اگر چه کنگره در مصوبه خود آشکارا اعلام کرده است که هیچ اراده فراقانونی برای حذف مقالات ر. تقی وجود ندارد اما کمیسیون مدعی است که در رابطه با مقاله عبدی چنین باند توطئه گری را با دلیل و مدرک کشف کرده است : کمیسیون حاصل تحقیقات خود را در رابطه با مقاله عبدی زیر عنوان» جمع بندی»ارائه کرده است که من آن را نقل می کنم :

» – ایمیل رفیق مریم در تاریخ 24 ژوئیه نوشته شده و با استفاده از فعل گذشته به ای میل قبلی خودش اشاره دارد ، چنین است : » با سلام لازم است یاد آوری کنم که من این مقاله را به بخش کارگری فرستاده بودم و اگر این نادرست بوده مسئولیت من است و ربطی به رفیق روبن ندارد. بنابراین مقاله در بالای صفحه نیامده بود که بعداً به پائین انتقال داده شود . مریم 24-7-2008

«….رفیق روبن به سئوال بالا چنین پاسخ میدهدکه مقاله را بر مبنای انتخاب رفیق مریم در بخش کارگری بردم بدون اینکه بطور اتوماتیک در بالا قرار دهم. پاسخ رفیق روبن روشن است و از اینرو ادعای رفیق تقی بر مبنای اینکه مقاله از بالای سایت حذف شده نادرست میباشد. اما: رفیق روبن در همین گزارش و در پاراگراف بعدی به ایمیل خود به « رفیق ح!» در تاریخ سیزدهم ژوئن اشاره میکند و میگوید که از او سوال کردم که علت ظاهر شدن و بعد غیب شدن مقاله رفیق تقی چیست و اوپاسخ میدهد که با دریافت تیتر های رفیق امیر که این مقاله را در بخش مقالات آورده بود، آن را از بالای صفحه حذف کردم . این پاسخ هم روشن است و کاملا ًبدیهی است که مقاله مزبور در بالای سایت بوده و هم از اینرو ادعای رفیق تقی بر مبنای اینکه از بالا حذف شده درست میباشد. مسائل فنی سایت از نظر این بررسی قطعا ً ثانوی است و فقط به واقعیات می پردازیم.

-هیات تحریریه سایت در همین پاسخ 23 ژوئیه خود در عین حالی که جمع بندی میکند: چون مقاله توسط رفیق مریم در کاتگوری کارگری طبقه بندی شده و… لذا باید هم زمان دربالای سایت قرار می گرفت. اما: حالا قرار نگرفته و خوب باید تهمید آن دیده شود و از اینرو در پاراگراف دوم جمع بندی می نویسد که بجز ستون دیدگاه و مباحثات کلیه مقلات اعضای سازمان صرف نظر از کاتگوری هم زمان باید در راس سایت قرار داده شود. و خوب برای اینکه مساله حل شود تنها راه حل اینست که کاتگوری رفیق مریم بهم بخورد و مقاله به دیدگاه برود ! از اینرو کمیسیون سایت با اکثریت آرا در پاسخ ک.ت.ت می نویسد که اصلا ً « مقاله عبدی » بایستی به ستون دیدگاه می رفت. البته توضیح میدهد که با بررسی مجدد باین نتیجه رسیده است و یعنی اگر بررسی مجددی نبود معلوم نمی شد که این حذف از بالای سایت که دو ماه قبل صورت گرفته بود درست بوده است. مقاله ای – حالا ما وا قعا ًبه دلایل فنی اش کاری نداریم – در پانزدهم ماه مه در بالای سایت قرار میگیرد و یکی دو روز بعد – حداقل قبل از نوزدهم مه – از آن بالا حذف میشود و تازه از دو ماه بعد باین رای و نتیجه می رسند که ما اعضای کمیسیون سایت دو ماه قبل هم موافق حذف بودیم اما به بررسی مجدد احتیاج داشتیم! آیا بهتر نمی بود همان اشتباه فنی ر. ح که اصلا ً نباید در بالای سایت می آمد دلیل می آوردند؟» پایان نقل قول از گزارش کمیسیون حقیقت یاب

خلاصه آن که کمیسیون نتیجه گیری خود را در دو قسمت ارائه کرده است:

قسمت اول:

تقی مدعی است که مقاله او از بالا ی صفحه حذف شده است.

اما مریم، روبن و امیر می گویند که این مقاله هیچ گاه بالا نرفته تا پائین کشیده شود.

کمیسیون با اشاره به ای میل من در ارتباط با ح می گوید که این ای میل نشان می دهد که ادعای ر. تقی درست است . مقاله ابتدا بالا رفته و سپس پائین کشیده شده است.

قسمت دوم:

کمیسیون می گوید: هئیت تحریریه به خاطر سوالات متعدد و نیز سئوال ک.ت.ت ناچار است پاسخی ارائه دهد. دو ماه بعد از واقعه، جلسه کمیسیون متشکل از روبن ، مریم و امیر تشکیل می شود. آنها باید»تمهیدی» یا توجیحی برای دسته گلی که به آب داده اند پیدا کنند.بنابراین راه چاره را در این می بینند که بگویند مقاله عبدی اصلا» باید از اول به دیدگاه می رفت. کمیسیون می گوید که بهتر نبود که کاسه کوزه ها را بر سر اشتباه فنی ر. ح خرد می کردند اگر چه نظر کمیسیون، مسئله فنی ثانوی است و ربطی به اصل مسئله ندارد.

حال یک به یک به بررسی ادعای کمیسیون می پردازیم.

قسمت اول:

از نظر کمیسیون نقل اظهارات ح توسط من نشان می دهد که مقاله ابتدا در بالای سایت قرار گرفته و سپس پائین کشیده شده است. از نظر کمیسیون این همان مدرک غیرقابل انکاری است که نشان می دهد ادعای ر. تقی درست و اظهارات مریم، روبن و امیر غیر واقعی و یا به بیان روشن تر دورغ!

اما من به دلائل زیر معتقدم که ادعای کمیسیون در استناد به ایی میل من در رابطه با ح کذب محض است. چرا

اولا»، ای میل من به ح تاریخ 13 ژوئن 2007(2) را دارد و ربطی به طبقه بندی مقاله عبدی، که در ژوئن 2008 انجام شده، ندارد.به این ترتیب در ادعای کمیسیون زمان این نامه یک سال ناقابل پیش کشیده و آن را در سال 2008 نشانده اند! یعنی در مقطع زمانی که دیگر ر. ح از مدت ها قبل با سایت همکاری نداشت.

ثا نیا»، از ای میل من روشن است که در سال 2007 نوشته ر . تقی در روز سردبیری ر. امیر به سایت ارسال شده است. در حالی که مقاله عبدی در سال 2008 در روز سردبیری ر. مریم ارسال شده بود.

ثالثا» باز هم از ای میل روشن است که ر. امیر به عنوان سردبیر روز نوشته ر. تقی را در کاتگوری مقالات قرار داده است در حالی که ر. مریم نوشته عبدی را در کاتگوری کارگری قرار داده بود.

رابعا»، ای میل نشان می دهد که مسئول فنی روز ر. ح است . در حالی که در نصب مقاله عبدی مسئول فنی سایت روبن بوده است. اولی مربوط به زمانی است که ر. ح به عنوان یکی از مسئولان فنی با سایت سازمان همکاری داشت . و دومی مربوط به زمانی است که روبن تنها مسئول فنی سایت بوده است. این که من از مدتها قبل، لااقل در یک سال و نیم اخیر، تنها مسئول فنی سایت هستم بارهای بار درگزارشات سایت و ک.ت.ت مطرح شده است و اعضای کمیسیون که در دوره های اخیر از اعضای کمیسیون نظارت بوده اند بهتر از همه کس این را می دانند و باید بدانند( مراجعه شود به گزارشات متعدد ک.ت. ت، کمیسیون سایت، گزارشات ر. مریم در جلسات عمومی پالتاکی…)!

بنابراین مدرک مورد استناد کمیسیون چه به لحاظ عدم انطباق تاریخ، چه به لحاظ عدم انطباق موضوع یا کاتگوری ، چه به لحاظ عدم انطباق سردبیر روز وچه به لحاظ عدم انطباق مسئول فنی بی اعتبار ، فاقد سندیت و همانطور که گفتم کذب محض است. بی شک با دیدن آن چه در بالا آوردم برای هر رفیقی این سئوال مطرح می شود که چرا کمیسیون حقیقت یاب که داوری خود را درباره مقاله عبدی بر روی این فاکت قرار داده متوجه این همه تناقض در آن نشده است. پاسخ من این است که کمیسیون اصولا» نه در پی کشف حقیقت بلکه در پی اثبات خطا کاری روبن بهر قیمت بوده است و بنابراین با دیدن مدرکی که بزعم آنها کذب ادعاهای روبن را اثبات می کند از حول حلیم در دیگ افتاده و در باره این همه تناقض دچار کورچشمی شده است. آن هم کمیسیونی که در گزارش خود در مورد ساده ترین مسائل دهها سئوال مطرح می کند و یا بقول معروف مو را از ماست می کشد.

قسمت دوم:

کشف باند ضدتشکیلاتی توسط کمیسیون!

اگر قسمت اول را بتوان به برخورد غیرمسئولانه و جانبدارانه کمیسیون برای محکوم کردن من بهر قیمت نسبت داد اما بی شک قسمت دوم برخورد کمیسیون برخوردی فاجعه بار در حد ترور شخصیت تمام عیار است.کمیسیون متاسفانه در قسمت اول داوری خود باقی نمی ماند بلکه قسمت اول را پایه ای می کند برای یک اتهام زنی سنگین که دیگر کاربرد کلمه تبعیض درباره آن تعارفی بیش نیست.

کمیسیون ادعا می کند که ما برای توجیه پائین کشیدن مقاله از بالا به پائین پس از دو ماه تشکیل جلسه داده و در پی تمهید و یا توجیه بر می آئیم. تمهید ما این می باشد که بگوئیم که مقاله عبدی اصلا» از اول باید در دیدگاه می رفت. به سخن روشن تر:

باندی فرا سازمانی و مافیائی در سایت سازمان لانه کرده است که متشکل است از روبن ، مریم و امیر. آنها ابتدا مقاله را از بالای سایت حذف کرده اند. به دروغ مدعی شده اند که اصلا» مقاله بالا نرفته که پائین بیاید. پس از دو ماه نشسته اند و برای حل تناقض خود و فرار از پاسخ گوئی با هم قرار و مدار گذاشته اند که بگویند مقاله باید از اول حذف می شد. اما اگر ادعای کمیسیون در مورد اول، یعنی بالا رفتن مقاله و آن گاه پائین آمدن آن لااقل مبتنی بر یک مدرک غیر مستند و غیر معتبر است ادعای توطئه روبن ، مریم و امیر بر کدام فاکت یا فاکت ها استوار است؟ مطلقا» بر هیچ فاکت و مدرک حتی ازنوع غیرمعتبر و غیر مستند آن ! این داوری تنها و تنها بریک پیشداوری- و آن هم به بدترین شکل ممکن خود- استوار است. خواندن پس کله ما سه نفر در آن جلسه 23 ژوئیه 2008 ! بزعم کمیسیون توطئه آن قدر روشن و مسلم و غیرقابل انکار است که اصلا» لازم نمی بیند به دلائل این باند فراسازمانی در مورد مقاله عبدی حتی اشاره ای ولو مختصر بکند چه برسد به این که به دلائل طرح شده پاسخ گفته و صحت و سقم آنها را در ترازوی داوری و حقیقت یابی قرار دهد. ما در ارائه دلائل خود درباره این که چرا مقاله عبدی باید به دیدگاه برود مشخصا» نشان داده ایم که ر. تقی تشکل توده ای کارگری را بر مبنای لغو کار مزدوری تعریف می کند و این تعریف مغایر مصوبات سازمانی ما و از جمله در مخالفت صریح با گزارش سیاسی کنگره دوازدهم سازمان ما بوده است که در گزارش خودعینا» بخشی مربوطه را نقل کرده ایم

کمیسیون این اتهام سنگین و شرم آور را صرفا» بر پایه گمانه زنی غیرمسئولانه و خواندن پس کله سه رفیق سازمانی وارد می کند بدون آن که در طول این همه مدت بخود زحمت سئوال و تحقیق از ما را بدهد، حال از طریق ای میل و یا احضار برای تحقیق مستقیم در جلسه …. اما قاضیان عادل کمیسیون ترجیح می دهند که بدون هیچ مدرک و دلیلی ، بدون پرس و جو از متهمین، و بدون حتی اشاره به دفاعیات آنها( دلائل ما که چرا مقاله عبدی باید در دیدگاه می رفت) به طور غیابی حکم اشد مجازات را صادر کنند!

مقاله هفت تپه و اعمال سلائق شخصی روبن

کمیسیون در مورد مقاله هفت تپه از امکانات تحریف قبلی- مانند مورد عبدی- برخوردار نبوده و بنابراین ناچار است اعتراف کند که «اگر چه می شود گفت و حتی تاکید وتائید کرد که برخوردهای رفیق روبن از ابتدای ماجرا تا پایان آن که مراجعه به » کمیسیون مرکزی نظارت …» بوده است بلحاظ حقوقی خالی از اشکال بوده است و مثل رفیق تقی دچار» توهم توهین » نشده است»… اما علیرغم این واقعیت که همه چیز به طور قانونی طی شده است باید به هر حیله در دل دوست رهی کرد و روبن را متهم به اعمال سلائق شخصی کرد بنابراین کمیسیون می گوید «امٌا آیا می توان برداشت و تفسیر او را از مواضع سازمان نعل به نعل مطابق مصوبات رسمی و حتی مواضع عرفی دانست یا اینکه بر سلیقه شخصی اش باید نیم نگاهی داشت ؟»

اما ببنیم که کمیسیون خود درباره مقاله هفت تپه چه می گویند» مقاله هفت تپه هر چند در چهار چوب مواضع عرفی سازمان نبوده ولی باید دید که آیا سازمان تا کنون جز دفاع از تشکل های مستقل، موضع رسمی ای که جنبه مصوبه داشته باشد در موارد مشابه داشته است». پس بنابراین نه فقط برداشت و تفسیر روبن از مواضع عرفی( یا مواضع مرسوم) سازمان هیچ ربط و نیم نگاهی به سلیقه شخصی ندارد بلکه کمیسیون نیز معتقد است که مقاله هفت تپه در چهار چوب مواضع عرفی( یا مواضع مرسوم) سازمان نبوده و به این ترتیب در اتهام اعمال سلیقه شخصی توسط روبن با تناقض غیرقابل حلی مواجه می شود . خارج از عرف دانستن مقاله ر. تقی از نظر روبن اعمال سلیقه فردی است اما از سوی کمیسیون گلاب است. تا این جا در باره مواضع عرفی( یا مواضع مرسوم) سازمان! اما آخرین حبل المتین کمیسیون آویزان شدن به موضع رسمی مراجع سازمانی است. کمیسیون مدعی است که سازمان ما در مورد سندیکا تا کنون هیچ مصوبه ای نداشته و همواره از اندیشه عمومی» تشکل های مستقل توده ای کارگری» دفاع کرده است . کمیسیون مصوبه ماه ژوتن 2008 ک.ت.ت به شرح زیر را نقل می کنند»- کمیته تبلیغ و ترویج دو جلسه در ماه ژوئن برای رسیدگی به » شکایت رفیق تقی » و بطور مشترک با بخشی از اعضای کمیسیون سایت برگزار نمود که قراری باتصویب چهار عضو از شش عضو کمیته در بیستم ژوئن انتشار داد . در شماره 5 این قرار می خوانیم :» 5- ما معتقدیم سازمان ما از بدو تاسیس بر اهمیت و ضرورت تشکیل اتحادیه های مستقل کارگری به عنوان اصلی ترین ظرف تشکل یابی توده ای طبقه کارگر پای فشرده و ادبیات سازمانی مملو از نقد نظرات مخالف سندیکا در درون جنبش چپ کارگری بوده است . بنابراین تا زمانی که این نظر در کنگره سازمان تغییر نکرده، هر مقاله مخالف این سیاست، باید در ستون دیدگاه جای داده شود . بر این مبنا ما معتقدیم مقاله ر- تقی هم به دلیل زیر گرفتن ایده سندیکا و هم به دلیل دفاع از شعار کنترل تولید ( در این شرایط) می بایست در بخش دیدگاه جای داده می شد . از اینرو اقدام اکثریت کمیسیون سایت و سردبیر نشریه را مورد تائید قرار می دهیم …..» کمیسیون در جواب مصوبه صریح ک.ت.ت. در مورد ماجرای درج مقاله هفت تپه در دیدگاه می گوید «- قرار اکثریت کمیته تبلیغ و ترویج بر اساس این اعتقاد که ادبیات سازمانی بر ضرورت تشکیل اتحادیه های کارگری پای فشرده، می گوید که تا زمانی که این نظر در کنگره سازمان تغییر نکرده، هر مقاله مخالف آن باید در ستون دیدگاه جای گیرد. سئوال اینست که به رغم اهمیت تشکل های مستقل کارگری بعنوان اصلی ترین ظرف تشکل یابی طبقه کارگر و مملو بودن ادبیات سازمانی از نقد نظرات مخالف سندیکا، در کدام کنگره سازمانی و بطور رسمی این سیاست – به رغم درست بودن یا نبودن اش – تصویب شده که حالا رفقا بر آنند که تا تغییر آن در کنگره سیاست رسمی سازمان است ؟ در واقع این سیاست که ادبیات سازمانی مملو از آنست جز در ادبیات عرفی سازمان درکدام ارگان رسمی سازمانی مصوبه بوده که حالا کنگره ای بخواهد به تغییر یا عدم تغییر آن رای بدهد؟»

صرفنظر از این که از نظر مارکس و انگلس و مارکسیسم تشکل توده ای صنفی طبقاتی پرولتاریا اساسا» اتحادیه می باشد و در این عرصه می توان نوشته های متعددی از مارکس و انگلس نقل کرد اما بگذارید ما در این جا به اسناد کنگره های سازمانی و اسناد کنگره اول سازمان اشاره کنیم . همانطور که رفقا می دانند از اولین شماره انتشار نشریه راه کارگر در خارج از کشور از فروردین 1363 همانطور که ک.ت.ت گفته است نشریات و ادبیات سازمانی ما مملو از تبلیغ اهمیت و ضرورت سندیکا بوده و مبارزه فکری با مخالفین سندیکا بوده است. اولین شماره راه کارگر در خارج از کشور( فروردین 1363 ) با مقاله «اتحادیه ، پاسخی مناسب برای تشکل صنفی طبقاتی پرولتاریا»(3) منتشر شد( همان مقاله ای که سازمان اقلیت، ما را بخاطر آن طی اعلامیه ای رفرمیست اعلام کرد و به نیروهای خود دستور داد ما را از مراکز تجمع نیروهای سیاسی درخارج از کشور بیرون بریزند) و از آن پس اتحادیه به طور منظم تبلیغ و ترویج شده است. درست 7 سال بعد در مهرماه 1370 اولین کنگره سازمان در گزارش عملکرد خود که به تصویت کنگره اول رسیده و انتشار علنی پیدا کرد می گوید:» در همین جا لازم است یادآوری کنیم که علیرغم درک اشتباه سالهای اولیه، سازمان ما حتی در آن هنگام یکی از معدود جریانهای چپ ایران بود که فعالانه به مسائل کارگری می پرداخت و بهتر از غالب آنهائی که در این حوزه فعال بودند، منطق سازماندهی توده ای کارگران را درک می کرد. مخصوصا» توجه به اهمیت و معنای شوراهای کارگری و مجامع عمومی کارخانه در دوره انقلاب بسیاری ارزشمند بود . والبته ضعف ما در آن دوره این بود که در کنار این تاکیدات کاملا» درست بر اهمیت و نقش شوراهای کارگری، به مسئله اتحادیه کارگری و ضرورت و جایگاه آن در مبارزه طبقاتی کارگران، تقریبا» بطور کامل بی توجهی کردیم. تلاشهای ما در دوره بعد از سال 60 در سازماندهی مبارزات کارگری و پیوند با جنبش کارگری، براستی یکی از درخشان ترین ستونها ی کارنامه ماست…..»( به نقل از درباره اوضاع سیاسی و وظائف عمومی ما، گزارشات، قطعنامه ها ، قرارها و پیام ها، صفحه 22 )! این هم از موضع رسمی سازمان و آن هم اولین کنگره سازمان که در حقیقت نوعی کنگره بنیان گذاری سازمان ما با نگاه به ترازنامه سازمان، تصویب مبانی، برنامه و اساسانامه، مبانی تاکتیکی بوده است! به این ترتیب نه فقط مواضع عرفی( یا مرسوم) سازمان بلکه مواضع رسمی سازمان ما و بر مبنای آن تبلیغ و ترویج سازمان ما در 25 سال اخیر نیز بر این گواهی می دهد که سازمان راه کارگر مدافع سندیکا به عنوان مناسب ترین تشکل صنفی طبقاتی کارگران بوده است.

در ارتباط با مقاله هفت تپه کمیسیون یک نکته مهم دیگر را مسکوت می نهد. مصوبه کنگره سیزدهم درباره کنترل تولید ! طرح شعار کنترل تولید یکی دیگر از دلائل ارسال مقاله ر. تقی به ستون دیدگاه بود که رفقای سایت( به جز تقی ) و اکثریت ک.ت.ت بر روی آن توافق داشتند. اما پرسیدنی است که چرا کمیسیون در باره آن سکوت کرده و آن را به عنوان یکی از دلائل قوی برای اثبات درست بودن جای گرفتن مقاله هفت تپه در ستون دیدگاه نپذیرفته است. پاسخی برای این سئوال وجود ندارد.در ارتباط با پایان این بخش باید بگوئیم آیا همان مواضع عرفی ( یا مرسوم) سازمان در لااقل 25 سال گذشته( که به تصدیق خود کمیسیون ادبیات سازمانی ما مملو از تبلیغ ان است) و مصوبه کنگره سیزدهم درباره کنترل تولید کافی نبود که حقانیت به دیدگاه فرستادن مقاله ر. تقی را اثبات کند؟ از نظر من آری، صددرصد کافی بود. اما همچون مورد عبدی مسئله کمیسیون نه کشف حقیقت بلکه اثبات اعمال تبعیض توسط روبن است

درباره روش کار کمیسیون گفتنی، نقض مکرر مصوبات کنگره، نقض بی طرفی و جانبداری آشکاراز ر. تقی ، القاء از طریق طرح سئوالهای با ربط وبی ربط …. . اما پرداختن به همه آنها نوشته را طولانی می کند. لذا به همین جا نوشته ام را به پایان می برم!

**********************************************************

(1) این رفقا نه مصوبات کنگره که نظرات شخصی خودشان را مبنای ارزیابی ضوابط قرار داده اند تا این نتیجه را القاء کنند که هیچ منطقی روشنی بر ضوابط رسانه های سازمان وجود ندارد و بنابراین در این بازار هرج و مرج از نظر آنها» همواره امکان اعمال سلیقه شخصی ، برداشت شخصی و نظر شخصی وجود خواهد داشت.» این در حالی است که کنگره گفته است » کمیسیون سایت روال عمومی و مقررات تاکنونی تشکیلات را در مورد انتشار مقالات رفیق تقی بکار گرفته است»!

(2)

در آن دوره سه مسئول، کار فنی را میان خود تقسیم کرده بودند که عبارت بودند از رفقا مریم ، ر. ح و من . همانطور که من در نامه توضیح داده ام نوشته ر. تقی به عنوان مقاله ابتدا در راس سایت می آید سپس حذف می شود و به باکس مقالات می رود. ر. تقی بدون پرسش و تحقیق طبق عادت همیشگی اش اکیپ فنی را مورد فحاشی قرار می دهد( رانت خواران فنی، مستبد، خودرای….). من مسئله را از ر. ح می پرسم و او توضیح می دهد که ابتدا مقاله را در راس سایت گذاشته سپس چون از ر. امیر(سردبیر روز) همان مقاله را به صورت کاتگوری مقالات دریافت کرده فکر می کند که مقاله باید از بالای سایت حذف شده و در باکس مقالات قرار داده شود. این هم نامه نقل شده توسط من:

١٣ ژوئن ٢٠٠٧

به رفقای سایت !

رفقای عزیز من دیروز با ر. ح صحبت کردم و از او پرسیدم که علت ظاهر شدن و بعد غایب شدن مقاله ر. تقی چیست؟ او توضح داد که ابتدا مقاله را در سایت درج کرده است و بعد از آن تیترهای ر. امیر را دریافت کرد است و چون در تیترها مقاله ر. تقی در بخش مقالات بوده است آن را از بالای صحفه حذف و در قسمت مقالات قرار داده است.

من به رفیق یادآوری کردم که کدبندی مقالات در ردیف بالا قرار می گیرد و نوار مقالات که قبلا» از آن جا مقالات به آرشیو می رفت به خاطر حجم و فشار کار آکنون دیگر مورد استفاده قرار نمی گیرد. این هم از حذف شدن مقاله !

همانطور که گفتم شایسته خودم نمی دانم که به فحاشی‌های ر. تقی علیه من و رفقای فنی سایت پاسخ دهم…

(3 )آدرس زیر

http://www.iran-archive.net/rahe_kargar/rahekargar_nashrie/rahekargar_001.pdf

نامه دوم ر. روبن در باره کمیسیون حقیقت یاب

از روبن

برای درج در خبرنامه درونی

24 مه 2009

نگاهی به جوابیه رفیق الف به نقد من بر گزارش کمیسیون حقیقت یاب

می دانیم که امضاءکنندگان «اتهام نامه سرگشاده» هیچ یک تا کنون نتوانسته اند نام مشخص و موارد اتهام مشخص برای وجود یک مرکز فراسازمانی، فراقانونی و در سایه که عامل اختناق و مظهر همه چیزهای ضدکمونیستی و ضدانسانی در سازمان است، اقامه کنند.اگر فرض کنیم که هیچ کدام از امضاءکنندگان نامه …. نفر( حالا … نفر) از قبل از مکاشفه ر. الف در مورد وجود چنین مرکزی( همراه با نامهای مشخص و دلائل مشخص) خبرنداشتند نمی توان انکار کرد که خود ر. الف به عنوان امضاء کننده این نامه تنها کسی بوده است که دلائل مشخصی برای اثبات این رهبری درسایه و تائید اتهامات سنگین «اتهام نامه سرگشاده» در چنته داشته است.

پس از انتشار گزارش کمیسیون حقیقت یاب من نقدی بر آن نوشتم ونشان دادم که این گزارش به جای حقیقت یابی ، عامدانه به پرونده سازی علیه سه نفر از اعضای کمیسیون سایت پرداخته است. رفقاج -الف و س ( اعضای کمیسیون حقیقت یاب) قبل تکلیف شان را با این گزارش روشن کرده بودند. رفیق ش با برخوردی مسئولانه و صادقانه بر این گزارش خط بطلان کشید. اما رفیق الف، به عنوان تنها مدافع گزارشی که خود تهیه کرده است به آن چه که کرده به خود می بالد و به شکلی کاسبکارانه به من پیشنهاد می کند که «اگر تو تاریخ گزارش را پس بگیری ، من نیز …». او در نوشته خود به توجیه تراشی هایی برای فرار از پاسخگوئی چنگ انداخته که من در این نوشته به آنها خواهم پرداخت. در مورد همه آنها ئی که هنوز معتقد به این افسانه هستند تنها می گویم De te fabula narratur ! (1 )

سابقه مناقشه

اختلاف و مناقشه رفیق تقی با هئیت سردبیری سایت بر سر دو نوشته او شروع شد: مقاله او در باره مصاحبه عبد ی ( که در ستون کارگری سایت قرار گرفته بود بدون این که در بالای سایت قرار بگیرد) و مقاله در باره هفت تپه ( که با رأی اکثریت هئیت سردبیری سایت در ستون دیدگاه گذاشته شده بود).

کمیسیون تبلیغ و ترویج به عنوان ارگان مسئول سایت موارد مناقشه را بررسی و اعلام کرد که گذاشتن مقاله هفت تپه در ستون دیدگاه درست بوده است ، اما در باره ادعاهائی که رفقا رسول و وریا مطرح کرده بودند و نیز دلیل گذاشتن مقاله رفیق تقی (مبارزه علیه بهره کشی یا برای بهبود بهره وری؟ نگاهی به گفتگوی دو تن از فعالین سندیکای شرکت واحد و عباس عبدی از این پس به طور خلاصه نوشته درباره عبدی) در ستون کارگری ، خواهان توضیح از کمیسیون سایت شد. کمیسیون سایت برای پاسخ به سئوالات ک. ت.ت. بالاخره در 31 ژوئیه 2008 با شرکت من ، مریم و امیر تشکیل جلسه داد و برای اولین بار به عنوان کمیسیون ، مسئله را بررسی و نتیجه جلسه را به رفیق ب ، مسئول ک. ت. ت. ارسال کرد. در آن جلسه همه بر این نظر بودیم که نوشته مربوط به عبدی اصلاً از اول می بایست در ستون دیدگاه قرار می گرفت. بخشی از گزارش نشست 31 ژوئیه 2008 که همان روز در خبرنامه درونی انتشار یافت ، گزارش ویژه من ، به عنوان مسئول فنی سایت بود که در آن چگونگی دریافت نوشته عبدی از ر. مریم به عنوان سردبیر روز و نصب آن در ستون کارگری سایت را توضیح داده بودم. و درادامه، در مورد سوالهائی که از من شده بود که چرا به پرسش های ر. تقی در این باره پاسخ نداده ام ، ایمیلی که مربوط به صحبت من با ر. ح (در سال 2007) بود را نقل کرده بودم.درآن ایمیل من ضمن اشاره به توهین های بی پایه ر. تقی به گروه فنی سایت ، گفته بودم که از این پس به پرسش های توهین آمیز وی پاسخ نخواهم داد. گزارش من به عنوان مسئول فنی به اشتباه بجای ژوئن 2008 تاریخ 2007 را برخود دارد (اشتباه تایپی) اما تاریخ ایمیل صحبت با ر. ح که مربوط به سال 2007 می باشد، درست است. ظاهراً همین ایمیل نقل شده در گزارش من در باره صحبت ام با رفیق ح باعث می شود که ر. الف در گزارش کمیسیون حقیقت یاب ، دو حادثه متعلق به دو سال مختلف را به صورت حادثه مربوط به مقاله عبدی ، ادغام نماید و از آن به عنوان مدرکی برای بافته های عجیب وغریب خود استفاده کند.

پاسخ رفیق الف به نوشته من

اما ببینیم رفیق الف در رد انتقادات من به گزارش کمیسیون حقیقت یاب چه نوشته است؟ ادعای من این بوده و هست که گزارش کمیسیون حقیقت یاب پنج ایراد بزرگ دارد که کل گزارش را بی اعتبار می سازند. پاسخ رفیق الف به این ایرادات من چیست؟

1 – بی اعتنایی به ماموریت کنگره. اولین ایراد من به گزارش کمیسیون حقیقت یاب این بود که ماموریت احاله شده از طرف کنگره را آشکارا نادیده گرفته است. لازم است یادآوری کنم که کنگره سیزدهم در باره روال تصمیم گیری در انتشار مقالات رفیق تقی موضع روشن و قاطعی اتخاذ نموده و اعلام کرده بود:

» کمیسیون سایت روال عمومی و مقررات تاکنونی تشکیلات را در مورد انتشار مقالات رفیق تقی بکار گرفته است.»

و مصوبه کنگره در باره ماموریت تعیین شده برای کمیسیون حقیقت یاب چنین بود:

«برای روشن شدن مضمون اختلاف در مورد درج مقالات رفیق تقی و رفقا یوسف آبخون و محسنی، یک کمیسیون حقیقت یاب از طرف کنگره انتخاب شود و با دقت در مساله یافته هایش را به اعضای سازمان ارائه دهد و بعد از بحث های کافی در جلسات اینترنتی با رای اعضای سازمان درباره مساله تصمیم گیری شود». ( تاکید من )

نگاهی به این دو مصوبه جایی برای تردید باقی نمی گذارد که اولاً کنگره سیزدهم در باره روال انتشار مقاله های رفیق تقی نظر روشنی داشته و بنابراین دلیلی نداشته آن را به بررسی مجدد بفرستد. ثانیاً ماموریت مشخص و دقیقی به کمیسیون داده که چهار مقاله را بررسی کند و با توجه به تفاوت های موجود در مضمون آنها ، ببیند تصمیم گیری در باره آنها درست بوده یا نه.

خود کمیسیون حقیقت یاب نیز در صفحه 5 گزارش خود اعلام کرده که تنها این مصوبه کنگره را مبنای کارش قرار می دهد.

اگر وظیفه ای که کنگره برای کمیسیون قائل شده این بود و کمیسیون نیز همین وظیفه را به عنوان تنها وظیفه خود تائید کرده ، پس در مورد نوشته مربوط به عبدی ، کمیسیون می بایست تنها و تنها وارد بررسی مضمونی شده و اگر دلائلی برای مخالفت با نظر کمیسیون سایت در باره نوشته مزبور پیدا کرد ، اعلام نماید.

حرف من این بوده و هست که گزارش کمیسیون حقیقت یاب ماموریت صریح محول شده در این مصوبات را نادیده گرفته است ، به این ترتیب که اولاً به جای چهار مقاله یاد شده در مصوبه کنگره ، فقط به دو مقاله رفیق تقی پرداخته ؛ ثانیاً در مورد نوشته مربوط به عبدی ، با زیر پا گذاشتن ماموریت مشخص ِ داده شده از طرف کنگره ، نه فقط به بررسی روال تصمیم گیری پرداخته ، بلکه مضمون نوشته را کاملاً مسکوت گذاشته ؛ ثالثاً در مورد مقاله مربوط به هفت تپه هر چند ناگزیر شده به مضمون نوشته بپردازد ، ولی منکر این حقیقت شده که دفاع از اتحادیه های کارگری موضع رسمی و مصوب سازمان ماست. پاسخ رفیق الف به این انتقاد من چیست؟ او ترجیح می دهد وارد این بحث نشود و موضوع ماموریت مشخص کنگره سیزدهم در لابلای مشاجرات فراموش گردد.

2 – ادغام دو حادثه و اختراع یک حادثه خیالی. دومین ایراد من به گزارش کمیسیون حقیقت یاب این بود که اشتباهی در فهم حوداث مربوط به مناقشه و آشفتگی های ناشی از این اشتباه ، فرصتی برای تحریف عامدانه حقیقت به وجود آورده که گزارش را آشکارا به جانبداری کشانده و تماماً بی اعتبار کرده است. اشتباه این بوده که نویسنده گزارش ظاهراً از ایمیل من در باره صحبت ام با رفیق ح این برداشت را کرده که آن صحبت مربوط به حادثه سال 2008 است و آن را با روایت کمیسیون سایت در باره نحوه تصمیم گیری در مورد مقاله مربوط به عبدی ادغام کرده و نتیجه گرفته که بین آن چه من از ح نقل کرده ام و آن چه کمیسیون سایت در باره مقاله مزبور گفته تناقض وجود دارد!

اما ببینیم جواب رفیق الف به این ایراد من چیست؟ او می گوید:

«آیا شجاعانه می پذیری که تاریخ بالای گزارش ات که به کمیسیون سایت در مورد مقاله عبدی رفیق تقی در سال 2008 نوشته شده است، اشتباه است؟ اگر می پذیری بنویس و تمامی صفحه دوم نامه ات را پس بگیر. اگر چنین کردی آن گاه من هم می پذیرم که در آوردن نقل قول از ضمیمه همین گزارش و فقط آوردن نقل قول به سهو تاریخ سیز دهم ژوئن 2007 را با توجه به تاریخ علظ اصل گزارش قاطی کرده ام. می گویم فقط در نقل قول چرا که در نتیجه گیری این بخش در صفحات 13، 14، 15 گزارش آمده اساسا» این نقل قول محلی از اعراب ندارد.نقل قولی آمده که حالا اگر تاریخ آن سال 2007 قبل از میلاد هم بود در نتیجه گیری ما فرق نمی کرد».

اولاً مگر پذیرفتن تاریخ اشتباهی یک گزارش شجاعت لازم دارد؟! شاید از نظر رفیق الف چنین باشد ، اما از نظر من حیف است آدم مفاهیم را از معنای شان تهی سازد. بدیهی است و نیازی به گفتن ندارد که گزارش من در باره مقاله مربوط به عبدی در سال 2008 نوشته شده و تاریخ 2007 در بالای آن سهوی است. اما گرو کشی رفیق الف فقط مضحک و رقت آور بودن نحوه برخورد او را به نمایش می گذارد.

ثانیاً ادعای رفیق الف که اشتباه اش فقط به نقل قول خلاصه می شود ، نادرست است. زیرا او با قاطی کردن تاریخ دو حادثه ، گمان کرده که در تصمیم گیری راجع به مقاله مربوط به عبدی علاوه بر مریم و روبن ، پای امیر و ح نیز در میان بوده است و نتیجه گرفته که ادعای مریم و روبن با مضمون ایمیل روبن در باره صحبت با ح تناقض دارد و بنابراین به طور ضمنی حکم داده که مریم و روبن حقیقتی را می پوشانند. دقت کنید: رفیق الف می گوید ، مریم و روبن مدعی هستند که نوشته مربوط به عبدی چون در کاتگوری کارگری بوده اصلاً بالا نرفته ، ولی از ایمیل روبن در باره ح روشن و «کاملا ًبدیهی است که مقاله مزبور در بالای سایت بوده و هم از اینرو ادعای رفیق تقی بر مبنای اینکه از بالا حذف شده درست میباشد.» معنای این حرف به حد کافی روشن است: مریم و روبن دروغ می گویند. الف عزیز ، می بینی ؟ تو نمی توانی فقط اشتباه در نقل قول را پس بگیری ، بلکه مجبوری اتهامی را که از سر بی دقتی در خواندن و فهمیدن مطالب مربوطه ، به ما دو نفر ( من و مریم) زده ای پس بگیری. نکند اینجا هم می خواهی گروکشی بکنی؟! اگر 2007 پیش از میلاد و پس از میلاد را عوضی گرفته بودی ، نمی توانستی این فرضیات مسموم را ببافی ، اما عوضی گرفتن سال 2007 با سال 2008 به ذهنیت جانبدار تو فرصت داده که آن چه را که می خواستی ببافی!

ثالثاً رفیق الف ادعایی می کند که به نظر من لافی بیش نیست. او می گوید:»من به عنوان تهیه کننده گزارش همان زمان هم این خطای ر. روبن را دیدم که بجای 2008 تاریخ 2007 را زده است ولی بر آن بودم که خطائی به سهو است و اشاره به آن در گزارش شایسته نیست…». من هنوز هم معتقدم که او از سر بی دقتی و به اشتباه دو حادثه را یکی کرده. این را به عنوان ارفاق به او نمی گویم ، بلکه معتقدم هیچ آدم عاقلی نمی آید با دستکاری عمدی واقعیت هایی که همه دست اندرکاران قضیه از چند و چون شان خبر دارند ، خود را به مضحکه دیگران تبدیل کند. اما اگر ادعای ر. الف را جدی بگیریم و بپذیریم که او علی رغم توجه به خطا بودن تاریخ تایپ شده در بالای گزارش ، ما را به تناقض گویی یا دروغ گویی متهم کرده ، مسئله ابعاد دیگری پیدا می کند و باید نتیجه گرفت که او عمداً و آگاهانه اتهام دروغ به دیگران بسته است. ظاهراً رفیق الف هنوز متوجه معنای ضمنی بافته های خودش نیست و گرنه این چنین «شجاعانه» در باره هوش و حواس خود دادِ سخن نمی داد!

3 – نادیده گرفتن تناقضات غیر قابل چشم پوشی. سومین ایراد من به گزارش کمیسیون حقیقت یاب این بود که ادغام اشتباهی دو حادثه متعلق به دو سال متفاوت ، به نتیجه گیری های متناقضی می انجامیده که قاعدتاً هر بررسی کننده ای می بایست متوجه آنها می شد. تناقضات غیر قابل چشم پوشی اینهاست: اول – سردبیر روز امیر بوده یا مریم؟ دوم – مسئول فنی روز ح بوده یا روبن ؟ سوم – مقاله در ستون مقالات گذاشته شده بوده یا در بخش کارگری؟ چهارم – مقاله بالا بوده و بعد پائین آمده یا اصلاً بالا نرفته بوده؟ آیا رفیق الف متوجه این چهار تناقض غیر قابل چشم پوشی نشده است؟ اگر نشده باشد ، باید نتیجه گرفت که با بی مبالاتی و غیر مسئولانه گزارش خود را سرهم بندی کرده ؛ اما اگر متوجه شده و عمداً از این سئوالات ناگزیر گریخته باشد ، باید نتیجه گرفت که ریگی به کفشش بوده و به محض برداشت اشتباهی از تاریخ مورد بحث ، درنگ را جایز ندانسته و با کله به نتیجه گیری دلخواه خودش پریده است. از آنجا که من مدرک محکمی ندارم و معتقدم نسبت دادن چیزی به کسی بدون مدرک کافی ، کاری است غیر اخلاقی ، ناگزیرم شق اول را بپذیرم و بگویم این تناقضات عمداً نادیده گرفته نشده اند ، اما با بی مسئولیتی چشم گیری کنار گذاشته شده اند و ذهنیت جانبدار رفیق الف در این غفلت بی تردید نقش داشته است. و گرنه او می بایست برای رفع ابهام در این موارد ، از افراد ذی ربط در این قضیه پرس و جو می کرد.

4 – نتیجه گیری مغرضانه بی مدرک. چهارمین ایراد من به گزارش کمیسیون حقیقت یاب این بود که نویسنده گزارش بدون هرگونه مدرک و دلیل رسماً سه عضو کمیسیون سایت را به توطئه چینی و توجیه پردازی متهم کرده است:

«هیات تحریریه سایت در همین پاسخ ۲۳ ژوئیه خود در عین حالی که جمع بندی میکند: چون مقاله توسط رفیق مریم در کاتگوری کارگری طبقه بندی شده و… لذا باید هم زمان دربالای سایت قرار می گرفت. اما: حالا قرار نگرفته و خوب باید تمهید آن دیده شود و از اینرو در پاراگراف دوم جمع بندی می نویسد که بجز ستون دیدگاه و مباحثات کلیه مقلات اعضای سازمان صرف نظر از کاتگوری هم زمان باید در راس سایت قرار داده شود. و خوب برای اینکه مساله حل شود تنها راه حل اینست که کاتگوری رفیق مریم بهم بخورد و مقاله به دیدگاه برود ! از اینرو کمیسیون سایت با اکثریت آرا در پاسخ ک.ت.ت می نویسد که اصلا ً « مقاله عبدی » بایستی به ستون دیدگاه می رفت. البته توضیح میدهد که با بررسی مجدد باین نتیجه رسیده است و یعنی اگر بررسی مجددی نبود معلوم نمی شد که این حذف از بالای سایت که دو ماه قبل صورت گرفته بود درست بوده است. مقاله ای – حالا ما وا قعا ًبه دلایل فنی اش کاری نداریم – در پانزدهم ماه مه در بالای سایت قرار میگیرد و یکی دو روز بعد – حداقل قبل از نوزدهم مه – از آن بالا حذف میشود و تازه از دو ماه بعد باین رای و نتیجه می رسند که ما اعضای کمیسیون سایت دو ماه قبل هم موافق حذف بودیم اما به بررسی مجدد احتیاج داشتیم! آیا بهتر نمی بود همان اشتباه فنی ر. ح که اصلا ً نباید در بالای سایت می آمد دلیل می آوردند؟»( تاکیدات من ).

این قسمت که اوج پرونده سازی است و به معنای واقعی کلمه «الف گیت» محسوب می شود ، برمبنای اشتباه یاد شده در ایراد 2 و بی مبالاتی آشکار در برخورد به تناقضات یاد شده در ایراد 3 ، رسماً ما را به چیدن «تمهید» برای لاپوشانی حقیقت متهم می کند. این اتهام زنی ، دیگر محصول اشتباه یا بی مبالاتی نیست ، بلکه لجن مال کردن کاملاً آگاهانه و عامدانه سه عضو کمیسیون سایت است. او ما را متهم می کند که چون هیچ دلیلی برای بالا نفرستادن مقاله مربوط به عبدی نداشتیم ، آگاهانه نشستیم و تمهید چیدیم و نقشه کشیدیم. من با تأکید دارم می گویم که او برای این اتهامات هیچ دلیل و مدرکی ندارد و اینها را عمداً برای خراب کردن ما بهم بافته است. من از او دلائل این ادعا را خواسته ام ، ولی او از پاسخ طفره رفته است. در اینجا ناگزیرم باز از او بخواهم که اگر دلیل و مدرکی برای این ادعای خودش دارد ، ارائه بدهد. شاید در جلسه ما دستگاه شنود وجود داشته و نوار صحبت ما سه نفر به دست رفیق الف افتاده است؟! شاید او بگوید جز این ، دلیل دیگری برای موضع گیری ما در 31 ژوئیه نمی توانسته وجود داشته باشد؟

اما اولاً در بهترین حالت ، چنین ادعایی جز یک فرضیه در ذهن رفیق الف چیز دیگری نیست ، فرضیه ای که او آن را تا حد یک مدرک و دلیل ارتقاء داده است. ثانیاً ادعای او حتی به عنوان یک فرضیه هم قابل دفاع نیست ، این ادعا جز یک اتهام زنی ناشی از سوءظن چیز دیگری نمی تواند باشد. حتی اگر دلیلی برای اثبات درستی ارزیابی ما در باره مقاله یاد شده وجود نمی داشت ، بازهم یک ذهن بی غرض بلافاصله نتیجه نمی گرفت که ما نشسته ایم و آگاهانه برای ماستمالی و توجیه کار ناحق مان تمهیدی چیده ایم. یک ذهن بی غرض حتماً در می یافت که حتی در نبودِ هر نوع مدرک ، چنین کاری فقط می تواند یکی از شقوق احتمالی باشد و نه تنها شق ممکن. اما رفیق الف به چنین فرضیه بافی ها و گمان زنی هایی نیاز نداشت. اگر او فقط یک لحظه می توانست جانبداری و تقلای خودش را برای یافتن یک باند فرا سازمانی در کمیسیون سایت کنار بگذارد و برای بررسی چند و چون ارزیابی ما به متن مقاله مراجعه بکند ، در می یافت که ارزیابی ما مبنای عینی دارد. اما او برای فرار از «شمردن دندان های اسب» به هر کاری دست زده است. او با مراجعه به متن مقاله مربوط به عبدی در می یافت که در آنجا رفیق تقی مبارزه برای تشکل مستقل کارگری را در صورتی قابل دفاع می داند که چنین تشکلی ضد سرمایه داری باشد. و این نقض صریح قطعنامه کنگره دوازدهم سازمان است که می گوید: «توجه به افق های گسترده نباید به بی اعتنایی به مبارزات اقتصادی ، صنفی و روزمره و محدود این یا آن بخش کارگران باشد. همان طور که مارکس تأکید می کرد ، کارگران نه صرفاً با گرویدن به اندیشه های مجردِ این یا آن متفکر بزرگ ، بلکه با پیکارهای روزمره برای منافع ملموس خودشان است که به افق های گسترده تاریخی دست مییابند. آنهایی که اکنون مبارزات روزمره کارگران برای بهبودهای هر چند خُرد را به نام انقلاب و سوسیالیسم نفی میکنند ، با نیت هر چند خیر ، به روند پایه ای و توده ای تکوین همبستگی طبقاتی کارگران آسیب میزنند. مسلم است که جنبش سوسیالیستی طبقه کارگر بدون تئوری و آگاهی سوسیالیستی نمیتواند موجودیت پیدا کند ، اما آگاهی سوسیالیستی نیز بدون همین مبارزات روزمره کارگران نمیتواند کارگری شود و به نیروی دگرگونی تاریخی تبدیل گردد». اگر رفیق الف یک لحظه به ماموریت صراحتاً تعیین شده برای کمسیسیون حقیقت یاب از طرف کنگره سیزدهم توجه می کرد و فقط نگاهی به متن مقاله مورد بحث می انداخت ، می توانست این را دریابد. اما افسوس که او چنان غرق در جستجوی خود برای یافتن یک باند فرا سازمانی در کمیسیون سایت بوده که همه چیز را فراموش کرده بود.

اما بگذارید یک بار دیگر به این سئوال جواب بدهم که ما چرا از همان اول ، مقاله مربوط به عبدی را در ستون دیدگاه نگذاشتیم؟ حقیقت این است که رفیق مریم به عنوان سر دبیر روز ، برای اجتناب از دعوایی که احتمال می داد دوباره از طرف رفیق تقی به راه بیفتد ، مقاله را به ستون کارگری فرستاد تا نه در ستون دیدگاه باشد و نه مانند مقالات دیگر در بالای سایت قرار بگیرد ، بلکه مانند بعضی از مقالات دیگر بدون رفتن به بالای سایت ، فقط در ستون کارگری قرار بگیرد. من همان موقع به او گفتم که به نظر من جای این مقاله دیدگاه است ، اما چون خودم نیز حال ِ الم شنگه دیگری را نداشتم ، با تصمیم سر دبیر روز کنار آمدم. این اولین باری بود که نوشته یک عضو در مقوله کارگری طبقه بندی می شد. طبق مقرراتی که تا آن زمان مبنای کار ما بود مطالب طبقه بندی شده برای ستون کارگری در صورتی به بالای سایت می رفت که سردبیر روز طی یادداشتی به مسئول فنی اعلام می کرد که مطالب مزبور را در بالای سایت برجسته کند. متأسفانه کوتاه آمدن ما نه تنها جلوی دعوای دیگری را نگرفت ، بلکه رفیق تقی را جری تر کرد. خودِ همان مشاجراتی که در این باره در گرفت ، ما را متقاعد کرد که «هم چوب را خورده ایم و هم پیاز را» و از همان اول می بایست با قاطعیت بر مقررات پافشاری می کردیم. بنابراین وقتی با سئوال ک. ت. ت. روبرو شدیم ، در جلسه سه نفره ای که برای پاسخ به آن تشکیل داده بودیم ، مضمون نوشته را با دقت بررسی کرده و هر سه نفرمان به این نتیجه رسیدیم که مقاله از اول می بایست در ستون دیدگاه قرار می گرفت. می بینید که هیچ تمهیدی برای پوشاندن حقیقت در کار نبود ، بلکه ما مصمم شده بودیم که به هر قیمت که شده روی مقررات مصوب سازمان بیایستیم.

5 – انکار سیاست سازمان در دفاع از اتحادیه های کارگری. پنجمین ایراد من به گزارش کمیسیون حقیقت یاب این بود که در انکار این حقیقت که دفاع از اتحادیه های کارگری سیاست کاملاً شناخته شده سازمان ما بوده ، دقیقاً به موضع رفیق تقی پیوسته است. زیرا گزارش در رد موضع کمیسیون سایت که مقاله مربوط به هفت تپه را هم به دلیل طرح شعار کنترل تولید ( در شرایط مشخص کنونی ) و هم به دلیل مخالفت با اتحادیه کارگری ، در ستون دیدگاه قرار داده بود ، اعلام می کرد که : «سئوال اینست که به رغم اهمیت تشکل های مستقل کارگری بعنوان اصلی ترین ظرف تشکل یابی طبقه کارگر و مملو بودن ادبیات سازمانی از نقد نظرات مخالف سندیکا، در کدام کنگره سازمانی و بطور رسمی این سیاست – به رغم درست بودن یا نبودن اش – تصویب شده که حالا رفقا بر آنند که تا تغییر آن در کنگره سیاست رسمی سازمان است «. ( تأکید من).

من در رد نظر گزارش کمیسیون حقیقت یاب از سند اصلی کنگره اول سازمان دلیل آوردم که می گوید: «… مخصوصاً توجه به اهمیت و معنای شوراهای کارگری و مجامع عمومی کارخانه در دوره انقلاب بسیار ارزشمند بود . والبته ضعف ما در آن دوره این بود که در کنار این تاکیدات کاملاً درست بر اهمیت و نقش شوراهای کارگری، به مسئله اتحادیه کارگری و ضرورت و جایگاه آن در مبارزه طبقاتی کارگران، تقریباً بطور کامل بی توجهی کردیم. تلاشهای ما در دوره بعد از سال 60 در سازماندهی مبارزات کارگری و پیوند با جنبش کارگری، براستی یکی از درخشان ترین ستونها ی کارنامه ماست…..»( به نقل از «درباره اوضاع سیاسی و وظائف عمومی ما» ، گزارشات، قطعنامه ها ، قرارها و پیام ها، صفحه 22 ).

اما رفیق الف در رد استدلال من می گوید:» کجای این مصوبه گفته است که تنها شکل سازماندهی طبقه کارگر اتحادیه یا سندیکاست که شما آن را برفرق ما می کوبید..؟» می بینید؟ رفیق الف که قبلاً منکر موضع رسمی سازمان در دفاع ا ز اتحادیه های کارگری بود ، بعد از این که مصوبه سازمانی را به او نشان می دهیم ، می گوید این مصوبه نگفته که ما تنها از اتحادیه دفاع می کنیم!

این نمونه دیگری از تعهد رفیق الف به «حقیقت یابی» را به نمایش می گذارد! آری تردیدی نیست که ما از انواع تشکل های کارگری ، از شورا و مجمع عمومی کارکنان واحدهای اقتصادی گرفته تا تعاونی های کارگری و صندوق های وام کارگری ، پاتوق های کارگری و غیره ، دفاع می کنیم و نه فقط از اتحادیه کارگری ، اما برای هر یک از آنها جایگاه و وظایف خاصی قائل هستیم و آنها را در مقابل هم قرار نمی دهیم. اما آیا از این چه نتیجه ای می شود گرفت؟ که از اتحادیه کارگری دفاع نمی کنیم؟! که مخالفت با اتحادیه کارگری با موضع سازمانی ما همخوانی دارد؟! انصاف و توجه به منطق هم خوب چیزی است ، رفیق الف! بحث بر سر این نیست که ما اتحادیه را تنها شکل سازماندهی کارگری می دانیم ، بحث بر سر این است که ما از ضرورت و اهمیت اتحادیه های کارگری در مبارزات طبقاتی کارگران دفاع می کنیم و بنابراین حتی اگر در کنار آن از هشتصد نوع سازماندهی دیگر هم دفاع کنیم ، باز نمی شود مخالفت با اتحادیه های کارگری را همخوان با موضع سازمانی مان بدانیم.

جالبتر از همه این است که رفیق الف لابد برای این که درمقابل استدلال من کم نیاورد ، می گوید که به عنوان عضو این سازمان ، اسناد کنگره اول را خوانده و از آن خبر داشته است! پس من ناگزیرم بپرسم ، آیا با علم به این که دفاع از اتحادیه های کارگری موضع رسمی سازمان است ، از ما می پرسیدید که «در کدام کنگره سازمانی و به طور رسمی این سیاست … تصویب شده»؟ آفرین به این «حقیقت یابی»!

در پایان فقط مجبورم اضافه کنم که توجیهات رفیق الف در پاسخ به نقد من تائیدی است بر این حقیقت که گزارش او نه حقیقت یابی که تحریف عمدی و آگاهانه حقایق بوده است.

*************************************************************************

(1). این داستان توست که بازگو می شود!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: