ضمیمه 31 . نامه دوم ر. ش.

چهار شنبه‏، 2009‏/05‏/06

نامه دوم ر. ش

با سلام به همه رفقا:

رفقا با وجود جو موجود . لازم می دانم چند نکته را روشن کنم و ضمناٌ به سهم خود بگویم که در کجا ایستاده ام.

کمیسیون حقیقت یاب حدود 6-7 ماه طی جلسات متعددی تلاش فراوانی کرد که از لابلای نامه های داشته در بیاورد که حقیقت اتفاق افتاده چه بوده و بعد از دست یابی به واقعیت آن را در اختیار رفقا قرار دهد.

قرار شد که جمع بند گزارشات ما را رفیق الف با خط زیبا و دقت بسیار بالایشان ارائه دهند که این کار هم شد. با خواندن جمع بند گزارش ، ما ضمن تشکر از تلاش رفیق الف هر کدام نظراتمان را دادیم. من نظرم این بود که این گزارش اساساٌ گرایش دارد به سمت رفیق تقی در صورتی که من نظرم نه در دفاع یا رد کسی بلکه مطرح کردن ناشنیده هایی بود که ممکن است رفقا ی سازمان از آن خبر نداشته باشند از این رو با رفقا مطرح کردم که من اصلاحاتی دارم که در جلسه بعد انجام خواهم داد. همین کار را هم کردم و در جلسه بعد موارد مورد نظرم را مطرح کردم که شامل حذف و اصلاحاتی بود که از نظر من تعادل نامه را حفظ می کرد و در واقع شاید بیشتر از اینکه موضع کمیسیون را داشته باشد موارد یافته توسط کمیسیون را به نمایش میگذاشت.. رفیق الف عزیز هم ضمن تائید کامل آن حتی به من گفت از طرف او من چک سفید دارم که هر طور که می خواهم نامه را اصلاح کنم و حتی بدون نظر ایشان که مسئول کمیسیون بود، آن را به دبیرخانه بفرستم. رفیق الف عزیزدرست می گوید که اول بار من به وجود تبعیض اشاره کردم اما این در شرائطی بود که همه نامه ها کاملاً خوانده نشده بود و من فقط برداشت خودم را از نامه های رفیق تقی ارائه دادم ولی بهر حال روی نظرم تا به آخر بودم . اما بویژه و متاسفانه بعد از پخش گزارش مواردی اتفاق افتاد که من متوجه شدم ناپختگی کردم . یکی از آن موارد اصرار زیاد رفیق الف برای ارائه گزارش قبل از نامه سر گشاده بود که من در جریان این نامه نبودم. دوم اشتباهی بود که در تاریخ یکی از نامه ها وجود داشت و متن نامه هم بسیار مهم بود. سوم امضای رفیق الف در زیر نامه سر گشاده بود. که آنهم برای من مهم بود. من در جریان تهیه گزارش کمیسیون نظارت قبل از کنگره به رفیق الف و رفقاتی دیگر مطرح کردم که برای اعتماد بیشتر علیرغم اینکه ما هر کدام نظر داریم ولی در رد یا تائید نامه های بحث برانگیز شرکت نکنیم. احساسم این بود که قضاوت ما را خدشه دار میکند. بهر حال رفیق الف نامه پاریس را امضا کرد. در همین مورد هم تقریباً جلسات آخر باز هم تاکید کردم که با وجود مشکلاتی که ما در تشکیلات داریم و به هر حال قضاوت ما در این مقطع حساس است بهتر است امضایمان پای نامه ای نباشد .اما راستش متن نامه سرگشاده را که دیدم و امضای رفیق الف عزیز ، نسبت به گرایش او که همچنان از قبل از کنگره در یک خط معین ادامه داشته دچار تردید شدم. اینجای قضیه احساس کردم که رفیق تحت تاثیر موضوعی میباشد و من هم که به او اعتماد کامل همراه با احترام زیاد دارم بدون اینکه خودم درست فکر کنم دارم با رفیق همراهی می کنم .پس قضیه برایم قبل از اینکه بخواهد واقعاً درستی یا نادرستی قضاوتمان را اثبات کند جنبه غیرعادلانه آن را برجسته کرد. متا سفانه من نه تنها اصلاحاتم را انجام ندادم بلکه قضاوتی را تایید کردم که از نظر من عدالتش مورد تردید بود. به این دلیل بلا فاصله از رفیق روبن و سایر رفقای سازمان عذر خواهی کردم. رفقا من در زندگی یاد گرفته ام که اگر با دستی می زنم با دست دیگر بگیرم من به رفیق روبن یا هر رفیق دیگرم ممکن است انتقادهایی داشته باشم که دارم ولی به هیچ وجه خواهان ضعیف کردن و یا ازکار انداختن رفقایم نیستم گرو این حرفم نه سال زندان بودنم هست.

در مورد نامه رفیق حسن.

رفیق حسن عزیز در نامه ات اشاره ای به من کرده ای و گفته ای که من در هم شکسته ام. رفیق بسیار عزیز تو که داستان زندگی من را شنیده ای و خوب می دانی که داستان من و عزراییل همچنان ادامه دارد و نه تنها به این زودیها قصد بریدن یا درهم شکستن را ندارم بلکه برای رو کم کنی هم که شده به هر قیمت این جان سختی را از خودم نشان می دهم. اما رفیق عزیز شاید به لحاظی حق داشته باشید. من در این مقطع کم آوردم ولی علتش آن نیست که شما عزیز فکر کرده ای . علتش فضایست که در آن گرفتار شده ایم و یکی از مبتکرین این فضا متاسفانه رفیق وبرادرم حسن می باشد. حسن عزیز من از …. و از شما یاد گرفتم که حتا اگر با دشمنم خواستم روبرو شوم حتماً رو در رو باشد!. آیا روش شما در جمع کردن امضا(همراه )اگر چه بر حق یا ناحق باشد درست بود ؟ حسن عزیز من در زندان با پوست و گوشتم آموختم که در زندگی به دنبال مقصر نباشم ، ایا وقتی شرایط خراب است و به نفع ما نیست ما بجای پیدا کردن ریشه ها باید مقصر فرضی می تراشیدیم و همه کاسه کوزه ها را بر سر یک عده خراب می کردیم انگار ما خود بدور از همه ضعفهای موجود بودیم. حسن جان تو خود زندان را دیده ای و می دانی که همیشه کسانی که کم می آوردند مقصر رهبران یا رفقای خود را می دانستند. آیا آنها حق داشتند.! رفیق حسن عزیز؛ تو ، رفیق محمدرضا شالگونی ، رفیق روبن ، رفیق تقی و سایر رفقای دیگرم همه از نظر من یک عده انسانهای شریف ، بزرگ و با گذشتی هستید که تا بحال جنبش کم داشته است ( فراموش نکنید که من با خیلی از رهبران جنبش یا از نزدیک آشنا بودم یا در زندان در کنار شان زندگی کرده ام به ویژه آنها را در شرایط سخت هم دیده ام پس در هوا حرف نمی زنم) . اما همانطور که اشاره کردم در این مقطع کم آوردم ! چراکه بعد از سی و اندی سال و آنهمه بالا پایین کردن ها یعنی نزدیک به یک نسل مفید آنهم در شرائطی که تمام هم و غم همه ما تلاش برای ایجاد زندگی بهتر مردممان بوده وهست، شاید بتوان گفت در آموزشگاهی قرار گرفتیم که فقط در مقاطعی خاص از تاریخ بوجود می آید و ما در آن هستیم ؛ اما نتیجه چه شد ! می مبینیم برای پیشبرد ظاهراً همان اهداف از روشها و کلماتی استفاده میکنیم که ای وای بر من و ما! حسن جان در آن لحظاتی که در انتظار مرگ بسر می بردم می دانی چه چیز مرا روی پا نگه می داشت!. عشق به شما و آرمانتان! رفیق عزیز آنچه مرا بشدت آزرده کرده از بین رفتن اعتماد است . ما حتی حرمت رفت و آمد را هم نگه نداشتیم چگونه بعد از این ماجرا باز هم می توانیم با هم زیر یک سقف با آرامش !! کار کنیم . آیا تضمینی هست که رفیق کنار دستی من در عین حال که به من لبخند می زند به فکر دیگری خلاف من مشغول نیست!.

به هر حال کاری کردیم که مثل آب ریخته نمیشود آن را جمع کرد. و اگر به هر شکلی جمعش کنیم دیگر آن آب پاک اولیه نیست. رفقا ی عزیز به زعم من رفیقمان محمدرضا شالگونی در این دعوا یا فرد اصلی و یا یکی از افراد…رهبران در سایه است .( قبل از اینک ادامه بدهم تاکید می کنم همانطور که در اول نامه اشاره کردم من اول بار قبل از رفقای دیگر کمیسیون به موضوع تبعیض در تشکیلات در گزارشمان اشاره کردم پس اگر قرار بود منافع افراد (ر روبن …) را به منافع جمع ترجیح بدهم در آن مقطع هم آن نظر را نمی دادم). امروز برای من بسیار سنگین است که رفیقی مورد اتهام می باشد که در واقع اگر نگوئیم فرد اصلی ولی یکی از مهمترین افراد این سازمان بوده و همچنان هست.حال رفیق محمدرضا شالگونی که تکلیفش به لحاظ موقعیت روشن است حتی اگر فردی مثل من هم مورد اتهام قرار می گرفت باید از طرف رفقا واکنش نشان داده می شد منظورم این است که باید تکلیف متهم و موارد اتهام روشن می شد تا بعد از قضاوت نهایی بدانیم که می شود کار کرد یا نه.اگر بخواهیم قضیه را با سکوت یا من برداشتم چیزی دیگریست و… بگذرانیم از نظر من ادامه کار ماثر نیست چرا که من با کسانی دارم کار می کنم که نمیدانم چه می گویند یا چه می خواهند و در واقع اعتماد در هواست. تا بحال …. نفر نسبت به نامه سر گشاده واکنش مثبت نشان داده اند هر چند که کمتر کسی است که تمام جزئیات نامه را قبول کرده باشد. پس مسئله بنظر کاملاً جدیست و با سلام و صلوات هم نمی شود حل و فصلش کرد.

رفقا من قبول می کنم که ما بحث متمدنانه و بدون بغض و غرضی را دامن بزنیم.اما چون در این وسط اتهاماتی رد و بدل شده ، ابتدا بیاید تکلیف اتهامات و متهمین را روشن کنیم و مشخص شود هر کس کجاست و خطا کار اگر وجود دارد موقعیتش چه خواهد بود بعد از حل این موضوع بقول نامه ( شرایط مسموم) بگویم که چه فکر میکنیم و برنامه هامان چیست و اگر همه اینها به سلامتی تمام شد حالا در کنار این بی اعتمادی که در جریان است بخاطر ارمانهای بزرگترمان با تحمل به مبارزه ادامه بدهیم.

با درود ‏چهار شنبه‏، 2009‏/05‏/06

*رفیق محمدرضا شالگونی ضمن اینکه جای برادرم را بلحاظ احساسی پر کرده و حاضر نیستم مویی از سرش کم شود ولی خطا و انتقاد داشتن مربوط می شود به منافع مردم و در آن صورت هیچ خدایی بالاتر از مردم زحمتکش وجود ندارد

Advertisements

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: