ضمیمه 9 . از روبن به به رفقای سازمان در ارتباط با گزارش اخیر اجلاس کمیته مرکزی سازمان!

٣٠ ژوئن ٢٠٠٨
با بهترین درودهای رفیقانه

رفقای عزیز،
در حال تنظیم این نوشته در ارتباط با قطعنامه اقلیت کمیسیون تبلیغ و ترویج بودم که گزارش دو جلسه اخیر کمیته مرکزی در داخل سازمان منتشر شد. بر اساس این گزارش اکثریت کمیته مرکزی ، که نام آنها در این گزارش ذکر نشده است، به قطعنامه اقلیت کمیته تبلیغ و ترویج رای داده اند. بنابراین روی سخن من در این نوشته نه فقط اقلیت کمیته تبلیغ و ترویج بلکه آن تعداد از رفقای کمیته مرکزی است که با ر. تقی در تائید مصوبات اقلیت تبلیغ و ترویج همراه شده اند.

اما ابتدا به قطعنامه اقلیت کمیته تبلیع و ترویج می‌پردازم.

قطعنامه‌ای که رفقای اقلیت کمیسیون ارائه داده‌اند پراز تناقض و مبتنی بر قضاوت غیرقانونی است. در زیر به طور مختصر به مهم ترین نکات آن می‌پردازیم:

در بند یک این رفقا مطرح می‌کنند»چگونگی درج مقالات رفقای سازمان در سایت به لحاظ تعلق داشتن یا نداشتن به ستون دیدگاه، تا کنون مستقل از آنکه چه رفیقی مسئول سایت بوده سؤتفاهم ها و در نتیجه اعتراضاتی را برانگیخته است ، چه در زمان مسئولیت رفیق ح چه رفیق ع و حالا هم رفیق روبن .» سپس رفقا می‌گویند که این سیاست اشتباه است و از نظر آنها باید نظر جدید ر. تقی مبنی بر جایگزینی مبانی به جای مواضع سازمان مبنای درج مقالات با امضاء قرار گیرد و از همین رو» ضروری است که ضوابط و مقررات تاکنونی درج مطلب در سایت دست خوش تغییرات شود». به این ترتیب در بند یک رفقا به دو نکته اذعان می‌کنند . اول این که روال اجرا شده توسط کمیسیون سایت بر مبنای ضوابط و مقرارت تاکنونی بوده است و دوم این که اکنون آنها نظر جدیدی دارند و معتقدند که این ضوابط و مقررات باید تغییر کند.در این جا باید نتیجه گرفت که خود این رفقا به مثابه اعضای کمیته تبلیغ و ترویج ارگان مسئول سایت‌ می بایدبر حسن اجرای ضوابط و مقرارت سازمانی نظارت کرده و برحسب وظیفه مسئول حسن اجرای همین ضوابط و مقررات بوده اند.

حال به بند دوم که داوری رفقای اقلیت کمیسیون تبلیغ و ترویج است می پردازم. رفقا در این جا دو دلیل برای این که چرا در ج مقاله ر.تقی در ستون دیدگاه غلط بوده است میاورند. دلیل‌اول، از نظر این رففا مقاله ر.تقی:» زوایائی در یک بحث باز حول موضوعی غیرمبانی داشته» است . دلیل دوم،» اسناد سازمانی ما همواره بر ایجاد تشکل های مستقل کارگری تاکید کرده اند اما شکل مشخصی از اتحادیه کارگری به عنوان مصوبه نامیده نشده است.» یعنی درباره موضوعی بوده است که سازمان درباره آن نظر رسمی نداشته است. به این ترتیب مشاهده می‌کنیم که معیار داوری رفقای اقلیت کمیسیون تبلیغ و ترویج نه «ضوابط و مقررات کنونی» بلکه نقطه نظر جدیدشان است( جایگزینی مبانی به جای مواضع در درج مقالات با امضاء شخصی، درج مقالاتی که سازمان درباره آنها نظر ندارد در ستون مقالات) که نه در سازمان ما تا کنون به عنوان یک پیشنهاد طرح شده، نه در مورد آن بحث سازمانی صورت گرفته و نه در هیچ مجمع صلاحیت‌دار سازمانی به تصویب رسیده است. از همین رواز نظر این رفقا، کمیسیون سایت که مجری» ضوابط و مقررات تا کنونی» بوده عامل بحران، تبعیض واعمال سلیقه است.به بیان موجزتر، مجری قانون خاطی و متقابلا» قانون شکن، محق است.این قضاوت در حالی صورت می‌گیرد که کمیته تبلیغ و ترویج براساس وظائف خود ملزم و متعهد به نظارت بر حسن اجرای قوانین موجود سازمان است و صد البته در داوری خود نیز باید این ضوابط و قوانین را ملاک قضاوت قراردهد. همچنین توجه کنیم که رفقا در بخشی از بند چهارم قطعنامه خود می‌گویند:» ملاک های تاکنونی سایت که خود رفیق تقی نیز در تأیید و پیروی از آن سهم داشته است زمینه چین چنین مواردی بوده است و حال رفیق تقی چون خودش مورد بی عنایتی این ملاک ها قرارگرفته است فریاد برداشته. علاوه بر این که رفقا در این جا فراموش کرده اند بگویند که خود نیز به عنوان اعضای ارگان مسئول سایت در تایید و پیروی از این مقرارت وظیفه و سهم داشته اند، میتوان از این استدلال سه نکته را صریحا» نتیجه گرفت: اولا» این ملاک ها، ضوابط و قوانین تاکنونی سازمان ما بوده است . ثانیا» ر. تقی نیز مجری آن بوده است و ثالثا» هنگامی که این قانون شامل حال او شده است آنها را نپذیرفته و خواهان امتیاز ویژه برای قرار گرفتن بر فراز قانون شده است. اگر چنین است و اگر همانطور که در بالا گفتیم خود کمیته تبلیغ و ترویج ارگان ناظر بر حسن اجرای مقرارت و ضوابط مصوب ارگانهای صلاحیت‌دار سازمانی است پس چگونه است که رفقا با این وصف اجرای قوانین را عامل بحران سازی مصنوعی می‌دانند نه نقض اجرای آن را. این نوع قضاوت از سوی اعضائی ارگانی که خود موظف به نظارت بر حسن اجرای قوانین است بدترین شکل قانون‌شکنی، نقض بی‌طرفی درقضاوت، برخورد جانبدارانه و اعمال نظر شخصی به نفع هم اندیشانی است که نظرشان نه در سازمان طرح و بحث شده و نه بصورت قانون درآمده است.

مسئله بعدی شیوه برخورد ر. تقی است که بر خلاف مبانی اخلاق و رفتار کمونیستی تخریب و ترور شخصیت را به وسیله ای برای اخذ امتیاز ویژه برای خود قرار داده است. رفقا برخورد ر. تقی را محکوم می‌کنند اما در این مورد که ر.تقی نه فقط از شیوه برخوردش انتقاد نکرده بلکه گفته است که این شیوه برخورد بروز» احساسات پاک انسانی» است که وی در موارد مشابه آن را به کار خواهد برد، سکوت می‌کنند . نمونه» مشابهی»که موجب تراوش مجدد این احساسات پاک انسانی از سوی ر. تقی شده برخورد وی با کمیته تبلیغ و ترویج( که رفقا عضو آن هستند) و مسول نشریه ر.منصور است (نامه مورخ ٢٣ ژوتن ر. منصور مسئول نشریه ، مندرج در خبرنامه داخلی ). ر. تقی در نامه ای خطاب به کمیته تبلیغ و ترویج به ر. منصور اتهامات متعدی از جمله» مامور برگمارده پولیت بورو» وارد می‌سازد. رفقا بنا بر کدام ملاحظات این برخورد و ادامه تخریب شخصیت را مسکوت نهاده اند؟
در همین ارتباط باز هم رفقا در برابر اقدامات غیرقانونی ر. تقی مبنی بر عدم شرکت در کمیسیون سایت برای اخذ حق ویژه یا حق وتو سکوت کرده اند. در حالی که این کار قانون شکنی ونقض صریح اساسنامه سازمان است.

اما در بند پنجم رفقا می گویند:» موارد شخصی آگاهانه یا نا آگاهانه مطرح شده را رفقا بین خودشان حل کنند و تشکیلات را وارد این دعوا نکنند.» تمام آن چه را که اتفاق افتاده است لوث کرده اند. صورت مسئله از این قرار است که یکی از زیر روابط شما مشغول انجام وظیفه بر اساس قوانین سازمانی بوده است. رفیق دیگری که به قول شما خود نیز در تائید همین قوانین و مقررات نقش و سهم داشته دقیقا» علیه همین مقررات می‌شورد و متوسل به بدترین شکل تخریب و ترور شخصیت علیه فرد و ارگانی که مجری قوانین است می‌شود. کجای این برخورد شخصی است؟

و اما نظر اکثریت کمیته مرکزی!
کمیته مرکزی سازمان به مثابه مجری مصوبات سازمانی و ارگان نظارت عالیه بر حسن اجرای مصوبات مجامع صلاحیت‌دار مانند کنگره ها مسلما» در این عرصه وظیفه و مسئولیت بیشتری به عهد ه دارد. اکثریت رفقای کمیته مرکزی با تائید قطعنامه اقلیت کمیسیون تبلیغ و ترویج، نه فقط در تناقضات و قانون‌شکنی‌های رفقای اقلیت کمیته تبلیغ و ترویج سهم شده اند بلکه قطعنامه صریح خود در همین رابطه را نیز نقض کرده اند.
در گزارش نشست هفدهم ک.م در تاریخ ۲۸ نوامبر ۲۰۰۷ آمده است که این اجلاس با شرکت همه رفقای کمیته مرکزی برگزار شده و قراری را در مورد نشریه سازمان به تصویب می‌رساند. در بند ج، که به اتفاق آراء تصویب شده و در مورد آن هیچ اختلافی وجود نداشته است، می خوانیم :

«…ج-موازین حاکم برمحتوای مطالب برای درج درستون های گوناگون نشریه هم چنان براساس سیاست های تاکنونی سازمان صورت می گیرد.مطابق این سیاست ها،مطالب درسه سطح دسته بندی می شوند:
الف -مطالب و بیانیه ها واطلاعیه هایی که با امضای سازمان منتشرمی شوند
ب-مطالب ومقالاتی که باسم افراد و درچهارچوب مواضع عمومی سازمان( توسط کنگره ها و کمیته مرکزی) ودرخدمت ترویج و تبلیغ آنها نگاشته می شوند ویا گزین می شوند. بدیهی است که قید درچهارچوب مواضع عمومی سازمان وامضاء فردی به معنای آن نیست که سازمان دربرابرهمه محتویات این گونه نوشته ها ودرمورد تک تک اجزاء آن خود را پاسخگو می داند ونویسنده نیز ناچاراست که همه اجزاء نوشته خود را نعل به نعل بامواضع اتخاذ شده سازمان انطباق دهد.
ج- وبالأخره مطالبی که اساس ومحورآنرا یانظراتی مغایربا مواضع اعلام شده سازمان تشکیل می دهند و یا اساسا درمورد آنها سیاست معینی اتخاذ نشده ،دربخش دیدگاه قرارمی گیرند…..»
(گزارش نشست هفدهم کمیته مرکزی، مندرج در خبرنامه داخلی، به تاریخ سوم دسامبر٢٠٠٧ )

رفقای اکثریت کمیته مرکزی!
به مصوبه خود، که چند ماه پیش با اتفاق آرای ارگان شما به تصویب رسیده یک باردیگر بطور دقیق نگاه کنید. آیا دیگر نیازی به تحلیل و اقامه دلیل وجود دارد؟

با احترام و درودهای رفیقانه
روبن

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: