ضمیمه 12 . از روبن

پنجم ژوئیه 2008

درباره نامه رفقای پاریس- بلژیک
رفقای عزیز، درباره نامه رفقای پاریس- بلژیک ملاحظاتی دارم که لازم می‌دانم به اطلاع شما برسانم:
دربخشی از دومین پاراگراف این نامه چنین می‌خوانیم:» … شیوه طرح اعتراض و برخی واکنش‌های زودرس و خودسرانه در قبال آن پی‌گیری موضوع را از مسیر درست و قانونی خارج کرد…»

دراین جا احتمالا» رفقا شیوه طرح اعتراض ر. تقی روزبه به رفتن مقاله اش به ستون دیدگاه را نادرست ارزیابی کرده و برخورد مرا (زودرس و خودسرانه )می دانند که روال قانونی پیگیری مسله را از مسیر اصلی خود خارج کرده است. اظهار نظر در باره افراد با ابهام و ایهام حاصلی جز جوسازی و برانگیختن شبهه ندارد.
جواب من به این رفقا این است که

اولا»اتهام خودسری یا قانون شکنی‌! در کجای اساسنامه سازمان ما نوشته شده است که عضو سازمان تا روند بررسی شکایت خود در همه ارگانها ذیربط و نهایتا کمیسیون شکایات، حق ندارد شکایت خود را در سطح اعضای سازمان علنی کند؟ لطفا» چنین ماده‌ای از اساسنامه سازمان و یا آئین نامه های درونی را بمن نشان دهید! این نه فقط حق مسلم اساسنامه‌ای من است که شکایتم را هر وقت خواستم علنی کنم بلکه مدتهاست در سازمان ما نشست همه ارگانها از جمله ارگان کمیته مرکزی و مباحت آنها علنی بوده و هر عضوی اگر خواست می تواند در آنها به عنوان ناظر شرکت کند.سهیم کردن اعضای سازمان در بررسی یک شکایت مهم و فراهم کردن امکان برای آنها جهت اطلاع، اظهار نظر و دخالت نه فقط خودسری نیست بلکه عین دمکراسی سازمانی است.

همچنین در کجای اساسنامه سازمان گفته شده است که علنی کردن شکایت در درون سازمان تابع یک زمانبندی است که من این زمانبندی را نقض کرده باشم. امیدوارم که رفقا مواد اساسنامه‌ای و یا آئین نامه‌ای ناظر بر چنین زمانبندی را نشان دهند!
و اما صرفنظر از این ها اگر رفیقی در حین انجام وظیفه تشکیلاتی خود واجرای مصوبات سازمان در چنین سطحی مورد تخریب و ترور شخصیت قرار گرفت چرا حق ندارد مسئله را با اعضای سازمان مطرح کند. چرا که این مسئله دیگر مسله مشخص بررسی این یا آن قانون تشکیلاتی و داوری درباره نقض یا اجرای آن نیست. زیر علامت سئوال رفتن شخصیت و حیثیت فرد و یک شکسته شدن هنجارهای سازمانی است که مسئله ای عمومی بوده و ربطی به این یا آن ارگان ندارد. این جا باز هم روشن است که هیچ ضابطه‌ای در منع چنین حقی وجود ندارد!

ما گذشته را به خاطر حل وفصل مسائل به شکل ریش‌سفیدانه و محفلی ، بدور از قانونیت سازمانی ونیز عدم اطلاع و مشارکت اعضای سازمان مورد انتقاد قرار داده و تلاش کرد‌ه ایم از آن فاصله بگیریم. قرار است مگر باز هم به دوره ای بازگردیم که درآن همه چیز در پشت درهای بسته و آن هم با مصلحت جوئی حل و فصل می شد؟

ثانیا» شکایت من از طریق نهادهای قانونی سازمان یعنی کمیته تبلیغ و ترویج و اکنون نیز کمیته مرکزی در حال پیگیری است. من دو بار در کمیته تبلیغ و ترویج حاضر شده و به سوالات رفقای کمیته تبلیغ و ترویج- که می خواستند برای کمیته مرکزی گزارش تهیه کنند- پاسخ گفته‌ام. دو نامه بعدی خودم را هم خطاب به کمیته تبلیغ و ترویج و مرکزیت نوشته ام.آیا این دور زدن ارگانهاست؟ نتیجه این که علنیت و اطلاع رسانی در باره شکایت به اعضای سازمان حق هر عضو سازمان است. علنیت هیچ مغایرتی با بررسی ارگانها ندارد و بهیچ وجه دور زدن ارگانها نیست و در موارد بسیاری می تواند با دخالت اعضای سازمان این بررسی را تسهیل کرده و به تجربه جمعی مشترک مبدل شود.

ثالثا» رفقا در ادامه گفته اند:»… دور زدن ارگان های مسئول یا در عمل انجام شدهْْ قرار دادن آن ها، نامه پراکنی ها و داوری های فردی و آنارشیک از طریق خبرنامه، و پاره ای تلاش های منفی در ارتباطات محفلی، موضوع را از مسیر درست منحرف ساخته است…»!
به سه نکته بالا یک به یک بپردازیم:

آیا با علنیت، ارگانها .در برابر عمل انجام شده قرار میگیرند ؟ این ادعا به چه معناست؟ چرا طرح همزمان تمامی مسائل، مکاتبات و مدارک با ارگان های سازمانی و اعضای سازمان به معنای قرار دادن ارگانهای سازمانی در برابر عمل انجام شده است؟ مگر قرار نیست که این ارگانها شکایت را بررسی کنند. اصولا» چه ربطی میان علنیت یک شکایت و قرار دادن یک ارگان در برابر کار انجام شده وجود دارد. علنیت البته می تواند در یک صورت به عنوان قرار دادن ارگان در برابر عمل انجام شده قلمداد شود و آن هم در صورتی است که ارگانهای ذیربط بخواهند قضیه را ماستمالی کنند و علنیت مانع از آن شود !

رفقا مطرح کرده‌اند:»… نامه پراکنی ها و داوری های فردی و آنارشیک از طریق خبرنامه،…»! چرا اظهار نظر اعضای سازمان که مهم ترین ابزار خرد جمعی است داوری‌های فردی و آنارشیک است… این حکم ، حکمی مغایر اساسنامه سازمان، مغایر دمکراسی تشکیلاتی و توهین به کسانی است که از طریق خبرنامه داخلی در مورد مسئله پیش آمده اظهار نظر کرده اند ! در این دوره من و رفقا رسول آرام، تقی روزبه و یوسف آبخون مطالبی را در خبرنامه داخلی منتشر کرده ایم. صرفنظر از این که من با کدام یک موافق و یا مخالف هستم حق خودم و همه رفقای شرکت کننده در بحث می‌دانم که برای روش کردن موضوع هر قدر که بخواهند بنویسند. این نوع مخالفت با اظهارنظر اعضای سازمان مغایر حق ابتدائی هر عضو سازمان است که بر طبق اساسنامه سازمان حق دارد نظرات خود را هر وقت خواست در داخل سازمان مطرح کند.

رفقا می نویسند:»… و پاره ای تلاش های منفی در ارتباطات محفلی… » پاره‌ای تلاشهای منفی در ارتباطات محفلی به چه معناست و قصد چه کسانی هستند که اولا» دست به تلاشهای محفلی زده اند و ثانیا» تلاشهایشان منفی بوده است.اگر قصد از تلاشهای محفلی تلاشهائی خارج از ساختارهای تشکیلاتی است پس رفقای پاریس- بلژیک که اعلام کرده اند:»… ما امضا کنندگان زیر، این نامه را نه به مثابه واحد تشکیلاتی بلکه همگی به صفت فردی به عنوان عضو سازمان امضاء می کنیم…» نیز مناسباتی خارج از ساختارهای موجود تشکیلاتی میان خود بوجود آورده، درباره مفاد پلاتفرم خود بحث کرده، شواهدی در باب» خودسری»،» زودرس بودن»،» نامه پراکنی‌ها و داوری‌های فردی و آنارشیک از طریق خبرنامه» و» پاره ای تلاشهای منفی در ارتباطات محفلی» میان خود ردوبدل کرده‌ و در مورد همه این موارد به نتیجه واحد رسیده و می خواهند این تلاشها را ادامه دهند. بنابراین این رابطه خارج از ساختارهای سازمانی رابطه‌ای کاملا» پیشرفته است.در سازمان ما البته نه فقط ارتباطات فردی منع نشده است بلکه ارتباطات میان همفکران تا حد اعلام رسمی فراکسیون نیز طبق اساسنامه سازمان مجاز است. صدالبته زمانی روابط همفکرانه( حالا در هر سطحی، محفلی، فراکسیونی …) نقش منفی ایفاء می‌کند که قانونیت سازمانی قربانی مناسبات همفکرانه شده و رفقائی ضوابط ( اساسنامه و ضوابط سازمانی…) را فدای روابط نمایند.

( در میان رفقای امضاءکننده نام ر. الف، عضو کمیسیون نظارت مرکزی، نیز دیده می‌شود که قاعدتا» به مثابه ارگان عالی داروی سازمان می بایست بی طرفی خود را حفظ می کرد. اما چون اساسنامه سازمان چنین منعی را قائل نشده است من نیز به لحاظ قانونی ایرادی به ایشان نمی گیریم).

اما پیشنهاد رفقای پاریس چیست؟
اول، «همه طرفین اختلاف، بی درنگ و بی قید و شرط، هرگونه و هر شکلی از برخوردهای غیر رفیقانه و تشنج زا را متوقف کرده ….» از آن جائی که اختلاف بروز کرده در سایت و مباحثات بعدی همگی خارج از جلسات وکتبی بوده است لذا روشن است که چه کسی به خشونت قلم و ترور شخصیت متوسل شده و چه کسانی اصول و هنجارهای برخوردهای رفیقانه را رعایت کرده اند. چه کسانی علیرغم هتک حرمت و شخصیت در ارگانها شرکت و چه کسی ارگانها را بایکوت کرده است. اسناد مربوطه به برخورد ر. تقی روزبه با من، کمیته تبلیغ و ترویج و ر. منصور نجفی سردبیر نشریه راه کارگر منتشر و در دسترس همه اعضای سازمان قرار گرفته است. حتی رفقای اقلیت تبلیغ و ترویج که با ر. تقی روزبه در تغییرمصوبات سازمانی هم نظر هستند برخوردهای وی را به صراحت محکوم کرده‌اند.
اما رفقا می گویند ما از همه طرفین اختلاف می خواهیم که بی قیدوشرط برخوردهای غیررفیقانه و تشنج زا را متوقف کنند. رفقا در این برخورد به ظاهر بی طرفانه ضارب و مضروب را در یک ردیف قرار داده و با متهم کردن مضرب به تشنج زائی، ضارب را از زیر ضرب خارج می‌کنند.

دوم، در ارتباط با شیوه برخورد اولا» رفقا این و جه را وجه فرعی مسئله قلمداد می‌کنند :» … نهایتاً هم اصل قضیه که ضرورت روشن شدن تکلیف اصول دموکراسی تشکیلاتی و ضوابط حاکم بر انتشارات سازمان است، در محاق جدال های فرعی قرار گیرد …( تاکید از من است) «که خود نادرست است.آیا با وجود چنین شیوه‌ برخوردی می‌توان در یک سازمان کار و فعالیت مشترک انجام داد؟ جواب مسلما» منفی است. در بند سوم رفقا گفته اند:»… کنگره سیزدهم کمیسیونی را برای بررسی همه جوانب پرونده دعوای مشخص مرتبط با سایت انتخاب کند و این کمیسیون نتایج بررسی خود را در اختیار کنگره قرار بدهد. …». اگر اختلاف مربوط به ضوابط را از به اصطلاح دعوای سایت خارج کنیم همان شیوه برخورد باقی خواهد ماند . به این ترتیب بررسی این مسئله فرعی از روند کنونی بررسی که اعضای سازمان در آن دخالت دارند خارج شده و به یک کمیسیون در کنگره احاله می شود که در وقت بسیار تنگ و شتابزده تشکیل شده وبه ناچار بخاطر کمبود وقت در بهترین حالت ناچار است سرو ته قضیه را هم آورد.

سوم، پیشنهاد بولتن مباحثات و کمیسیون برای تهیه قطعنامه‌ها! پیشنهاد بولتن مباحثات- که البته از هم اکنون این مباحثات به طور اجتناب ناپذیر شروع شده است- بی‌شک مثبت و ضروری است. کمیسیون اما باید نقطه پایان مباحثات باشد نه نقطه شروع. باید به همه اعضای سازمان اجازه داد که به طور فعال در مباحثات شرکت و اظهار نظر کنند، گرایشات به طور دقیق شکل گرفته و پیشنهادهای خود را ارائه کنند و آن گاه کمیسیون به مثابه نقطه پایان این مباحثات برای جمع بندی نهائی مباحث شکل بگیرد.

نتیجه!
آن چه که رفقا مطرح می کنند به معنای نقطه پایان نهادن به فضای مباحثات علنی موجود در ارتباط با بررسی شیوه برخورد و جوانب گوناگون مربوط به ان است. در حالی که نه مباحثات علنی کنونی باید قیچی شود و نه روند بررسی از مسیر کنونی تشکیلاتی خارج گردد. و مضاف بر آن، اعضای سازمان باید بطور فعال در همه موارد مربوط به این بحث شرکت فعال داشته باشند. مباحثات در فضای کنونی برخلاف آن چه که رفقا گفته اند نه فقط انطباقی با ارزیابی منفی آنها ندارد بلکه حداقل دست‌آورد آن این بوده است که ر. تقی را وادار ساخته خشونت کلام، توهین و اتهام زنی در برخورد با نظرات مخالف را کنار بگذارد!

با بهترین درودهای رفیقانه روبن مارکاریان!

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: