ضمیمه 13 . از منصور نجفی

با سلامهای صمیمانه و عرض ارادت به رفقای صادرکننده
» نامه سرگشاده درون تشکیلاتی مورخ 2 ژوئیه 2008″
در ابتدا مایلم سپاس خویش را در رابطه با ابراز نگرانی تان و اینکه نوشته اید که این [ بحران ] » با احساس مسئولیت و درایت تک تک ما می تواند به شکلی دموکراتیک پیگیری شود » ، تقدیم حضورتان بنمایم.
بویژه که ابتدای نامه متذکر شده اید که پروسه مورد نظر » به نتیجه ای در خدمت تقویت دموکراسی تشکیلاتی و مفید برای بر طرف کردن اشکالات منتهی گردد.».
ضمناَ در مورد اظهار نظر شما مبنی بر اینکه » روال قانونی و دموکراتیک پیشبینی شده برای اعتراضات و شکایات، طرح آن ها در ارگان مربوطه، اگر حل نشد ارجاع به ارگان بالاتر، اگر حل نشد به کمیته مرکزی و اگر باز هم رضایت حاصل نشد، ارجاع به کمیسیون شکایات و در نهایت به کنگره است.» یاد آوری مینمایم که در «گزارش مسئول نشریه راه کارگر در مورد سیاست و کارکرد نشریه، در سالی که گذشت.» (مورخ هجدهم ژوئن 2008)، نوشته بودم که قرار گرفتن مقاله یکی از رفقا در زیر کُد «دیدگاه» موضوعی است که ؛» قضاوت در مورد درست و یا نادرست بودن تشخیص مسئول نشریه، بعهدۀ ک.ت.ت ، ( ک.م)، کمیسیون رسیدگی به شکایات و کنگره سازمان است.»
لذا از اینکه حدود دو هفته قبل از اظهار نظر شما، پیشنهاد خویش بر سر چگونگی مسیر رسیدگی به اختلاف را اطلاع داده بودم و اکنون شما نیز بر این روال توافق دارید، احساس شادمانی میکنم.
بویژه که بدرستی تاًکید نموده اید که «شیوه طرح اعتراض ……… موضوع را از این روال درست و قانونی خارج کرد.». و احتمالاَ اشاره شما به ر.تقی است.

اما ناخرسندم که اعلام مینمائید که » برخی واکنش های زودرس در قبال آن، پیگیری موضوع را از این روال درست و قانونی خارج کرد».
رفقای عزیزم!
در اینجا با شما هم عقیده نیستم. زیرا که روش های پیش بینی شده (مصوبات) ، حق اعضاء را در رابطه با مراجعه به دیگر اعضاء را، نقض نمینماید. حق بیان ( اعم از شفاهی و یا کتبی ) حق مسلم و خدشه ناپذیر همه اعضاء سازمان است.
اما، این حق زمانی که با فحاشی، اتهام زنی و زیر گرفتن حرمت انسانی و روابط رفیقانه تواُم گردد، توهین به اخلاق کمونیستی است و میبایست مورد اعتراض قرار گیرد. همچنان که خود شما نیز شیوه طرح اعتراض ر.تقی را مورد اشاره قرار داده اید.( بدون آنکه بگونه ای شفاف آنرا مورد اعتراض و نقد قرار دهید.).

اما آنچه که در رابطه با شیوۀ اعتراض شما توجه مرا جلب نمود، عدم توجه شما به پروسۀ رسیدگی به این اختلاف است. ر. تقی، ابتدا بگونه ای غیر رفیقانه، ر.روبن را متهم به توطئه گری میکند.( عدم ارسال ایمیل بهر.تقی .) و سپس با باور بر این «توطئه»، انواع و اقسام نسبت ها و اتهامات را نصیب ر.روبن مینماید. تلاش های کمیسیون سایت بعلت التیماتوم های ر.تقی، سترون میشود. ( اولین قدم قانونی مورد اشاره شما!).

ر.روبن برآشفته از این نوع برخورد و اتهامات ( در حین خویشتن داری و عدم برخورد متقابل)، توضیحات خود را به اطلاع اعضاء سازمان میرساند. کمیته تبلیغ و ترویج مسئولانه، این رفقا را به جلسه ای دعوت مینماید. ( دومین قدم قانونی مورد اشاره شما!). در آن جلسه ر.تقی بی توجه به انتقادات و نظرات اعضاء ک.ت.ت ، همچنان به التیماتم های خویش ادامه میدهد و در اواسط آن جلسه اعلام میکند که آن جلسه را ترک خواهد نمود. اما، بنابر اصرار اعضاء ک.ت.ت ، او از جلسه خارج نمیشود.
در همان جلسه اعلام میشود که آن مباحث در جلسه آینده ک.ت.ت جهت اتخاذ تصمیم ، ادامه خواهد داشت. ( روال قانونی مورد نظر شما ادامه داشته است.). قبل از تشکیل جلسه بعدی ک.ت.ت و اعلام نظر آن کمیته ، ر.تقی موضوع را در جلسه ک.م مطرح مینماید. ( خروج از روال قانونی مورد نظر شما.). رفقای کمیته مرکزی، بحث در این رابطه را به جلسه بعدی ک.م محول مینمایند. ( تداوم روال قانونی مورد نظر شما.).

ک.ت.ت( کمیته تبلیغ و ترویج) پس از بحث و تبادل نظر، قرارهای مصوبه را ( نظرات اکثریت و اقلیت ک.ت.ت ) را به ک.م و اعضاء سازمان اعلام مینماید.( تداوم روال قانونی مورد نظر شما.).
پس از آن ک.م نظرات ارائه شده ک.ت.ت را مورد بحث و تبادل نظر قرار میدهد، و موقتاَ تمایل اکثریت ک.م را اعلام مینماید. اما همانجا اعلام مینماید که بحث در این مورد، جهت تدقیق نظر ک.م در جلسات بعدی ادامه خواهد یافت. (تداوم روال قانونی مورد نظر شما.).
در این بین ر.تقی در پاسخ به قرارهای ک.ت.ت، جوابیه ی را منتشر میکند. مسئول نشریه ( که این بار او مورد بی احترامی و اتهامات قرار گرفته است.) به جوابیه ر.تقی، پاسخ میدهد. اما، روال قانونی مورد نظر شما و من، همچنان در مسیر پیشبینی شده،به پیش میرود. ( منظورم همان رسیدگی به اختلافات در ارگان های سازمان، و سلسله مراتب مورد نظر شما است.).
رفقای عزیز صادر کننده «نامه سرگشاده درون تشکیلاتی «، مورخ دوم ژوئیه 2008″ !
همانطور که در سطور بالا متذکر شدم، با این نظر شما مبنی بر اینکه : » برخی واکنش های زودرس در قبال آن، پیگیری موضوع را از این روال درست و قانونی خارج کرد». موافق نیستم. اگر به توضیحاتی که تا اینجا خدمتتان ارائه دادم توجه نموده باشید، قاعدتاَ روشن است که پیگیری موضوع تا قبل از صدور نامه سرگشاده شما، از» روال درست و قانونی خارج» نشده است.

لذا سئوال من این است : آیا رفقای عزیز صادر کننده نامه سرگشاده، از مسیری که طی شده بود، مطلع بودند؟
اگر پاسخ شما مثبت است، سئوال بعدی من اینست که از نظر شما، روال درست و قانونی کدام است. اگر بر مسیری را در نامه سرگشاده مورد اشاره قرار داده اید، همچنان استوار هستید و آن مسیر تاکنون طی شده است، آیا ضروری نیست که با انتقاد به برخورد شتاب زده تان و انتقاد بخود، اعضاء سازمان را به صداقت و اصلاح پذیری خویش بیش از پیش معتقد نمائید؟ واقعیت این است که قدمهای سنجیده، بویژه در مقاطع بحرانی، وزن انسان و احترام دیگران را افزایش میدهد. من همچنان برای شما و جایگاه شما در سازمان، احترامی رفیقانه قائلم.

رفقای عزیزم !
نامه سرگشاده شما به نکات دیگری نیز اشاره دارد. از جمله » دور زدن ارگان های مسئول یا در عمل انجام شدهْْ قرار دادن آن ها».
آیا پس از ارائه توضیحات فوق، میتوان ادعا کرد که » اگان های مسئول» دور زده شده اند؟ مگر اینکه شما مدعی باشید که ؛ حق بیان و تبادل نظرات اعضاء با یکدیگر( در حین طی شدن روال قانونی)، «دور زدن ارگان های مسئول» است. در چنین حالتی پاسخ من به شما اینست ؛ جل الخالق!

شما ادعا نموده اید که ؛ ارگان های مسئول در عمل انجام شده قرار گرفته اند. مجدداَ توجه شما را به مسیر طی شده جلب مینمایم و اضافه میکنم که؛ آیا شما، با این ادعا، در لفافه «ارگان های مسئول» ما را تهی از توان پیگیری، تعقیب و رسیدگی به حقایق ماجراها اعلام ننموده اید؟ از آنجا که برای تک تک شما احترام قائلم، لذا متصوراَ در اینجا روشی ژورنالیستی و جمله بندی شما، سهواَ بدینگونه ارائه شده، و قصدی در کار نبوده است.

* – در ادامه نامه سرگشاده به » نامه پراکنی ها و داوری های فردی و آنارشیک از طریق خبرنامه، و پاره ای تلاش های منفی در ارتباطات محفلی» اشاره نموده اید.
رفقا! تصور نمیکنم که در سازمان ما اطلاع رسانی و ارائه نظر به اعضاء، از طریق خبرنامه «جُرم» محسوب شود. اگر در این مورد اشتباه میکنم، لطفاَ با ارائۀ مصوباتی، این حکم را مستدل نموده و مرا ارشاد نمائید.

* – و اما در رابطه با ادعای «پاره ای تلاش های منفی در ارتباطات محفلی» ! صمیمانه خدمتتان عرض میکنم؛ اگر قرار باشد که حرف ها و تفکراتمان در رابطه با عملکردهای رفقایمان را، در زرورق القاء توطئه ( تحت عنوان تلاش های منفی در ارتباطات محفلی ) بپیچیم، آنگاه این شُبه بوجود میآید که در هیبت شرطه، دادستان، قاضی و مجری احکام به میدان آمده ایم.
هر چند که با آشنائی با شخصیت قابل احترام رفقا، بخود اجازه نمیدهم که دچار چنین شبهاتی بشوم، اما، زمانی که جمله بندی برخی از رفقایم، این چنین غیرمستدل و این چنین دو پهلو است، تصدیق بفرمائید که جلوگیری از خطور چنین افکاری در مغز، بسیار مشکل میشود. مگر آنکه رفقای عزیزم، پرده از این؛ تلاش های منفی در ارتباطات محفلی، بردارند. در صورت واقعیت داشتن چنین اتهاماتی- و اطلاع شما از آنها- شما موظف به روشنگری در این روابط در سازمان هستید.!

*- در ادامه نامه سرگشاده ، شما رفقا اعلام میدارید که؛ «ما نگران آنیم که با ادامه این منش و روش، شاهد یک آشوب تشکیلاتی باشیم».
آیا بهتر نبود که شما رفقای دلسوز و باتجربه، بدقت ( لااقل بطور مختصر ) روشن میکردید که منظورتان از آشوب تشکیلاتی چیست؟
با توجه به سرعت عمل کمیته تبلیغ و ترویج، کمیته مرکزی و درایت کمیسیون مرکزی نظارت و بررسی شکایات (که با دقت مراحل طی شده را زیر نظر داشته است.)، آیا ما اکنون دچار یک آشوب تشکیلاتی هستیم؟ آیااین برخورد شما، از آگاهی و درایت سرچشمه گرفته است؟ خود ر.تقی که در آغاز اختلاف نظر از کلمات و اصطلاحاتی استفاده میکرد که شایسته شخصیت او رفقای مخاطب اش نبود. اکنون او، عمدتا درَ عمل، از این نوع برخوردها اهتراز مینماید. حتی بتصور من برای جبران برخی از شیوه های مُضر «انقباضی» ، پاسخ اولیه به ک.ت.ت را ( اتهامات ارائه شده را) «پس گرفته» و نوشته جدیدی – نسبتاَ بدور از اتهامات- ارائه داده است. آیا رفقای عزیزم، به این نکات توجه دارند یا خیر.
اگر توجه دارید و در زمان ارائه نامه تان – حدود یک ماه پس از آغاز اختلاف- چنین فرموله نموه اید و اکنون نیز همچنان بر آن پای میفشارید، دیگر این نقض غرض است. امیدوارم که شما رفقای عزیزم، لاقل اکنون از این فرمولاسیون فاصله بگیرد.

*- اما، بد نیست که نگاهی به «اصل قضیه» از دیدگاه نامه سرگشاده بیندازیم. شما مرقوم نموه ایدکه ؛
» اصل قضیه .. ضرورت روشن شدن تکلیف اصول دموکراسی تشکیلاتی و ضوابط حاکم بر انتشارات سازمان است». بنظر من شما رفقای عزیزم، آنچنان تار و پودی بدور پیکر اصل قضیه کشیده اید که در واقع موضوع از دستور کارتان خارج شده است. اما بد نیست که باتوضیحی مختصر در رابطه با آنچه پیش آمده و عملکردهای طرفین اختلاف، به واقعیت های مربوطه توجه کنم. :

موضوع آن بود که مقالۀ ر.تقی » مبارزه کارگران هفت تپه :دست آوردها ودشواری ها » در سایت و در نشریه سازمان، در زیر کُد «دیدگاه» درج گردیده بود.

ر.تقی معتقد بود که مقاله او نمیبایست در زیر کُد «دیدگاه» منتشر شوند. لذا مسئول فنی سایت و مسئول نشریه را بنوعی سانسورچی، اعضای کُر بحران، توطئه گر( عامل و آمر) و کسانی خطاب نمود که مقاله او را ؛ » طبقه بندی … دلبخواهانه وغیرمسولانه وخودسرانه» میکنند. به «الگوی اردوگاهی » اشاره کرد. اتهام زد که فرق» امضاء فردی با امضاء سازمانی » را نمیدانند. ادعا نمود که «مساله بیش ازیک سهو است ومشمول طی پروسه طولانی ازدرون به بیرون وازآرام به تند شده ونشان داده است که یک رویه است » ( که تلویحاَ طرح توطئه برنامه ریزی شده راالغاء مینماید.). و اشاره به » یک پروژه حذف» کرد. ادعا کرد که مقاله او سانسور شده و در میان مباحث مورد علاقه اش ( لااقل در آن زمان) یک باره به جمهوری اسلامی و مسئله حق بیان، اشاره نمود. و از «رویکرد وبدعتی سخت فرقه ای و روبه قهقرا» صحبت به میان آورد. و بیاناتی دیگر که نه در خُور شخصیت او ونه رفقای مخاطبش بود. ( البته باید انصاف داد که این اواخر بنظر میرسد که ر.تقی از اینگونه بیانات فاصله گرفته است. که قاعدتاَ میبایست مورد توجه قرار بگیرد.).
اما ر.تقی متاسفانه در انتظار رسیدگی » روال قانونی مورد نظر شما» رفقای نامه سرگشاده نشد. اعلام کرد دیگر در جلسات کمیسیون سایت شرکت نخواهد کرد! دیگر مقاله ای به سایت سازمان ارسال نخواهد نمود.! به مسئول نشریه اخطار نمود که » بعدازاین تاحل نشدن این مشکل،لطفا ازهیچ مقاله من،تحت هیچ عنوانی درنشریه استفاده نکنید.»
فزون بر آن اعلام نمود که تا عدم بازگشت به روال سابق ( یعنی درج مقاله اش در ستون اصلی و بدون کُد «دیدگاه)، التیماتوم های او ملاک عملکرد اوست.
در اواسط ماه ژوئن اعلام نمود که «بدلیل وتجربه منفی پیشبرد این مساله درمحدوده نهادهای بسته ومحدود،من فقط تشکیل مجامع عمومی، مداخله هرچه بیشتربدنه سازمان و طرح بحث درون تشکیلاتی را تنها شیوه درست ومؤثر برون رفت از بحران می دانم.» ( یعنی آنکه روال قانونی مورد نظر شما، از جانب ر.تقی قابل پذیرش نیست و یا نبوده است!. این به نوعی به رسمیت نشناختن جایگاه ارگانها و مصوبات سازمان است، ارگان هائی نظیر کمیسیون سایت، کمیته تبلیغ و ترویج، کمیته مرکزی و کمیسیون رسیدگی به شکایات!!
اما چند روز بعد، ر.تقی ( خوشبختانه) تغییر نظر داد و علاوه بر مداخله هرچه بیشتر بدنه سازمان و طرح بحث درون تشکیلاتی، طرح موضوع مورد اختلاف در جلسه ک.م را پیشنهاد کرد.

زمانی که به رفیق ( و یا رفقائی ) مسئولیتی واگذار میشد، طبعاَ چارچوب اختیارات آنان را با مقررات، ضوابط و مصوباتی روشن مینمایند. در طول زمانی که مسئول ( یا مسئولین ) مربوطه به انجام وظیفه مشغول هستند، در هر موردی که ظّن تخلفی پیش آید، طبعاَ با مراجعه به ضوابط ( مقررات، مصوبات ) مربوطه، در صورتی که عملکرد مسئول ( یا مسئولین ) منطبق بر آن ضوابط باشد، آنگاه رفع اتهام میگردد و منبع اتهام، با انتقاد بخود، نشان میدهد که قصد بهسازی داشته است . سپس اگر خود مقررات مربوط دچار اشکالاتی باشد، آنگاه رسیدگی به مقررات در دستور کار قرار میگیرد.
در صورتیکه حتی بعداَ روشن شود که ضوابط مربوطه احتیاج به تغییر و یا ترمیم دارد، مسئولینی که موظف به اجرای آن مقررات بوده اند، مجازات نمی نمایند. به بیان دیگر در روابط اجتماعی ( سازمانی و…) » عطف به ماسبق» نمیشود. در غیر اینصورت امنیت » شغلی » از بین میرود. در سیستمی غیر از این، هر مقطع زمانی، آنکه بیشتر «قدرت» داشت و یا توان مانیپولاسیون داشت، » بر خر مراد سوار میشود.» و باصطلاح بر حسب میل خویش عمل مینماید. و یا تلاش مینماید که با توسل به هر شیوه ای، دیگران را به پذیرش » آتوریته» خویش، وادار نماید.

در مورد موضوع مورد مناقشه، من با توجه امکانِ بروز اختلاف در رابطه با درک های متفاوت در مورد کُد «دیدگاه» ، در سال گذشته از ک.ت.ت تقاضا نمودم که چاره اندیشی نماید. ک.ت.ت پس از چند جلسه بحث و تبادل نظر دراین باره، ضوابط ذیل را که ضوابطِ 1 و 2 خوانده شد، به تصویب رساند. این مباحث و مصوبات ک.ت.ت، در درون ک.م نیز پیگیری شد و ک.م نیز به نوبه خود بر آن مصوبات صحه گذاشت. مصوبات ک.ت.ت در رابطه با کُد «دیدگاه» از این قرار بود:
1 – مقالات مندرج در نشریه، باید در چهارچوب موازین سازمان باشد.
2 – مقولاتی که در سازمان به بحث گذاشته نشده باشد، یا سازمان در آن مورد بحث نکرده باشد و یا خارج از مواضع سازمان باشد، زیر کُد دیدگاه، در نشریه درج خواهد شد.
ضوابطی که : 1 و 2 نامیده شد. و تذکر داده شد که این ضابطه، ها هم در مورد مقالات رفقای خودمان وهم در رابطه با دیگران صادق است. ( این مصوبات در جلسه 15 نوامبر 2007 به تصویب رسید.). و همه رفقای کمیته تبلیغ و ترویج آنرا پذیرفتند. ( جالب توجه آنکه رفقا و- و حسین نقی پور نیز از اعضاء ک.ت.ت میباشند- رفقای حامی نظر اقلیت ک.ت.ت هستند نیز به ضوابط 1و2 راًی داده اند ).
مصوبات کمیته مرکزی در رابطه با کُد «دیدگاه» از این قرار بود:
– موازین حاکم برمحتوای مطالب برای درج درستون های گوناگون نشریه، هم چنان براساس سیاست های تاکنونی سازمان صورت می گیرد.مطابق این سیاست ها،مطالب درسه سطح دسته بندی می شوند:
الف -مطالب و بیانیه ها واطلاعیه هایی که با امضای سازمان منتشرمی شوند
ب-مطالب ومقالاتی که باسم افراد و درچهارچوب مواضع عمومی سازمان( توسط کنگره ها و کمیته مرکزی) ودرخدمت ترویج و تبلیغ آنها نگاشته می شوند ویا گزین می شوند. بدیهی است که قید درچهارچوب مواضع عمومی سازمان وامضاء فردی به معنای آن نیست که سازمان دربرابرهمه محتویات این گونه نوشته ها ودرمورد تک تک اجزاء آن خود را پاسخگو می داند ونویسنده نیز ناچاراست که همه اجزاء نوشته خود را نعل به نعل بامواضع اتخاذ شده سازمان انطباق دهد.
ج- وبالأخره مطالبی که اساس ومحورآنرا یانظراتی مغایربا مواضع اعلام شده سازمان تشکیل می دهند و یا اساسا درمورد آنها سیاست معینی اتخاذ نشده ،دربخش دیدگاه قرارمی گیرند…..»
(گزارش نشست هفدهم کمیته مرکزی، مندرج در خبرنامه داخلی، به تاریخ سوم دسامبر٢٠٠٧ )

رفقای عزیز صادر کنندۀ» نامه سرگشاده….» !
از اینکه وقت گرانبهایتان را با ارسال این نامه گرفته ام، متاًسفم. اما برای صرفه جوئی در وقت گرانبهایمان، ضرور تشخیص دادم که شما را در جریان واقعی حوادثی که در عرض 6 هفته گذشته بوقوع پیوسته – و پیشینه آن – قرار دهم. تا شاید که در برداشتن گامهای سنجیده مان، سهمی ناچیز ادا نمایم.
زمانی که خود ر.تقی در مورد مقاله مورد مناقشه چنین ابراز نظر میکند که:
این مقاله اختصاص دارد به تحلیل مشخص ازیک مبارزه مشخص ولاجرم ازجنس تحلیل های عمومی وکلی ازجنبش وتشکل های طبقه کارگرنیست…………………………………………….. .بدیهی است که درتحلیل مشخص ازوضعیت مشخص نمی توان نقطه عزیمت را ازمواضع کلی ومتعلق به سالهای گذشته وقراردادن تحلیل مشخص درقالب ازپیش شده آن شروع کرد. اگرچنین کنیم، بجای تحلیل مشخص فقط خود را زندانی نظرات کلی ویا متعلق به زمان گذشته که هیچ ربطی به وضعیت ندارد ساخته ایم……………………………………………………………
…………………………………………………………………………………………………………………….
آیا ک.ت.ت اتتظاردارد که واقعیت را برای اندازه شدن با عرض وطول تخت پروگرس دستکاری و قیچی کنیم؟…………………………………………………………………………………………………………………. درهرحال مصادیق تحلیل مشخص و مواضع کلی سازمان یکسان نیستند……………………………………………..
ادعای من آنست که ک.م درمورد این مساله مشخص ارزیابی خاصی نداده است…………………….. درغیاب وجودچنین سیاستی،طرح بحث اینکه درحیطه یک تحلیل مشخص،کدام نظرمواضع تشکیلاتی است وکدام نیست،اساسا بلاموضوع است………………………………………………………………… دراینجا استناد به اساسنامه نیزبلاموضوع است و ربطی به این مساله مشخص ومضمونی ندارد.(تاکید ها از من است.)

اکنون از شما رفقای بزرگوارم سئوال میکنم ؛ تکلیف مسئول نشریه و یا سردبیر روز سایت ( و دیگر سردبیران سایت ) چیست؟
ضوابط موجود حکم داده اند که :
– مقولاتی که در سازمان به بحث گذاشته نشده باشد، یا سازمان در آن مورد بحث نکرده باشد و یا خارج از مواضع سازمان باشد، زیر کُد دیدگاه، در نشریه درج خواهد شد.
– مطالبی که اساس ومحورآنرا یا نظراتی مغایربا مواضع اعلام شده سازمان تشکیل می دهند و یا اساسا درمورد آنها سیاست معینی اتخاذ نشده ،دربخش دیدگاه قرارمی گیرند…..»

آیا چنین مقالاتی ( از جمله مقاله مورد مناقشه ر.نقی) نمیبایست در بخش دیدگاه درج شوند؟ و اگر مسئولین به وظائفشان عمل نموده اند، شایسته است که با توسل به هر فرهنگی، آنان را مورد خطاب و عتاب قرار دهیم؟
آیا شایسته است که اتهام زننده و «متهم» ( که اتفاقاَ «متهم» ، به ضوابط مورد تصویب- از جمله- خودر.تقی ، عمل نموده است!) ، به اصطلاح با یک «چوب» رانده شوند. و «همه طرفین اختلاف» مورد خطاب قرار بگیرند که «احساس مسئولیت نسبت به عوافب چنین روش هائی» بنمایند؟ و «برخوردهای غیر رفیقانه و تشنج زا را متوقف» نمایند؟ آیا روا است که اینگونه خونسردانه مجریان » روال قانونی» مورد نظر خودتان را، به» نامه پراکنی ها و داوری های فردی و آنارشیک از طریق خبرنامه، و پاره ای تلاش های منفی در ارتباطات محفلی» که » موضوع را از مسیر درست منحرف ساخته» اند، متهم نمائید؟

آیا شایسته است که کسانی را که در برخورد با موضوعی مشخص، به روال قانونی عمل نموده اند، این گونه غیر عادلانه مورد اهانت قرار دهید؟ باید این برخورد شما بعنوان برخوردی کمونیستی تلقی شود؟ آیا اینگونه کلی گوئی ها، زمانی که ضرورت بیان شفاف ملموس است، اعتمادها را بیشتر میکند؟ قضاوت در این مورد با خود شما است!!

*- رفقای نامه سرگشاده 2 ژوئیه !
از دیگر مواردی که از جانب شما مطرح گردیده است، موضوع «اعتبار مصوبات موجود در باره پایه ای ترین اصول تشکیلاتی ( مثل چند و چون حقوق اعضا و رابطه اقلیت و اکثریت …) و مصوبات موجود در رابطه با ضوابط حاکم بر انتشارات سازمان» است که خواسته شده است که بحث در باره آنها «در بولتن مباحثات آغاز شود.».
رفقا!
شما در رابطه با مشکلی که خود را دست بگریبان با آن میدید، از بررسی مشخص و قضاوت شفاف در رابطه با آن طفره رفته اید و با الغاء برخی اتهامات، خود را «رها» نموده اید. اما به ناگاه «مصوبات موجود در باره پایه ای ترین اصول تشکیلاتی ( مثل چند و چون حقوق اعضا و رابطه اقلیت و اکثریت …)» را بطور غیر مستقیم، مورد سئوال قرار داده و خواستار بازبینی مجدد آنها شده اید. این نوع برخور و ورود شما به معضلی کنکرت، مرا بیاد کسی می اندازد که در موقع طرح گِردی ( دایره )، تقاضای گِردُو میکرد. قضاوت در این مورد را نیز بخود شما واگذار میکنم. معضل «دیدگاه» در دستور کاربود، اما، به طور غیر منتظره، مصوبات موجود در باره پایه ای ترین اصول تشکیلاتی، مورد سئوال واقع میشوند. عبرت انگیزاست!

*- مطرح نموده اید که با تشکیل » یک کمیسیون کارشناسی …….. » در باره………. » ضوابط حاکم بر انتشارات سازمان …. تکلیف اعتبار مصوبات موجود در این زمینه» روشن شود.
با توجه به آنچه تا اینجا مورد اشاره قرار گرفت، این پیشنهاد شما، این سئوال را در ذهن من ایجاد میکند؛ که آیا علت اینکه شما رفقای عزیز ، از رسیدگی سیتماتیک به معضل پرهیز کرده اید، این نیست که شما ، با داشتن ایده هائی مشخص در رابطه با معضل «دیدگاه»، بعوض برخورد مشخص به معضل مطروحه، فرار به جلو را انتخاب کرده اید؟ امید که چنین نباشد.

*- شما رفقای عزیزم در انتهای نامه سرگشاده، از رفقای عضو سازمان خواسته اید که، امضای خود رااز طریق دبیرخانه به این نامه بیافزایند. پیشاپیش هیچ مخالفتی با این » نامه پراکنی» ( اصطلاح خود شما) ندارم. آنرا با مُهر لاستیکی محفل گرائی و آنارشیک و…. آغشته نمیکنم. آنرا » برخوردهای غیر رفیقانه و تشنج زا » ارزیابی نمیکنم. در حالی که در مورد روش و محتوای آن نظر دارم ، اما، تبلیغ نظرتان را، حق مسلم شما میدانم.
اما، این دو گانگی برخورد شما مرا بیاد » یک بام و دو هوا» میاندازد. زمانی که رفقائی ( از جمله من ) دررابطه با معضلاتی، نظرشان را به اطلاع دیگر رفقای سازمانی میرسانند، از نظر شما » نامطلوب » می نوشند!! اما اگر شما هم در این رابطه نامه مینویسید و بسیج مینمائید، گلاب می نوشید!
نظرگاهی میگوید، در جهان کنونی، آنچه که مطرح است، عدالت نیست. بلکه توازن قوا است.! انتظارم اینست که در سازمان ما، عدالت، با تکیه بر اخلاق کمونیستی و تکیه بر اصول مورد توافق، مشکل گشای کار ما باشد.
از اینکه با اختصاص دقایقی، نظرات مرا در رابطه با نامه سرگشاده، مورد توجه قرار دادید، سپاسگزارم .
با درودهای رفیقانه : منصور
نهم ژوئیه 2008

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: