ضمیمه 14 . نوشته ر. محمد رضا شالگونی در باره بحران سایت!

از محمدرضا شالگونی
بدون ضوابط هیچ تشکیلاتی باقی نمی ماند
رفقای عزیز سازمان،
نوشته اول رفیق تقی روزبه در اعتراض به رفیق روبن در باره درج مقاله اش در ستون دیدگاه ( که خودش در یکی از نوشته های بعدی اش ، با لحنی حماسی آن را به «رعد» تشبیه کرده است ) واقعاً برایم شوکه کننده بود. به خاطر بی بها شدن پیوندهای عاطفی میان رفقایی که یک عمر رفاقت و هم سنگری را پشت سر گذاشته اند ، نگران و متأسف شدم ، اما فکر نمی کردم این قضیه به جاهایی بکشد که حالا کشیده است. حقیقت این است که حالا در این دعوا پای مسائلی به میان کشیده شده که اگر به درستی با آنها برخورد نشود ، می توانند موجودیت تشکیلات مان را به خطر بیندازند. توجه داشته باشیم که این قضیه در آغاز ظاهراً با سوء تفاهمی شروع شده ، در چند مرحله گسترده تر و پیچیده تر شده و در هر قدم پای مسائل مهم تر و اصولی تری به میان آمده ، تا جایی که حالا مسأله اولیه در مقایسه با آنها چیز کم اهمیتی می نماید. البته باید توجه داشته باشیم که متأسفانه در سازمان ما مدت هاست که خرده حساب های شخصی میان بعضی از افراد و یارگیری های عمدتاً مبتنی براین نوع خرده حساب ها ، به امر رایجی تبدیل شده اند که فضا عمومی تشکیلاتی را مسموم می کنند و کدورت های خرد کننده و مسلماً نالازمی میان اعضای سازمان به وجود می آورند. حادثه کنونی هرچند از جهاتی بی سابقه است ، ولی اولین حادثه نیست. و امیدوارم با برخورد اصولی با آن بتوانیم فضایی را که این نوع حوادث محصول آن هستند را نیز از بین ببریم.
١ – اما این قضیه مشخص از آنجا شروع می شود که رفیق تقی به گمان این که رفیق روبن به شیوه ای توطئه گرانه ، با دور زدن او ( که ضمناً عضو کمیسیون سایت هم هست ) اعضای دیگر کمیسیون را اغفال کرده و تأئیدشان را برای گذاشتن مقاله او در ستون دیدگاه جلب کرده ، نامه بسیار تند و پر از فحش و فضیحت در باره رفیق روبن ، خطاب به کمیسیون سایت می نویسد. و رفیق روبن متن نامه او را همراه با توضیحات خود در باره بی پایه بودن اتهام رفیق تقی ، برای اطلاع اعضای تشکیلات به خبرنامه می دهد.
٢ – گام بعدی هنگامی شروع می شود که رفیق تقی با آن که متوجه اشتباه خود شده ، با معذرت گفتنی در باره اشتباه اش و بدون عذر خواهی از فحش و فضیحت نثار شده به رفیق اش ، دعوا را به سطح اصول تشکیلاتی می کشاند: اصلاً قانونیت ستون دیدگاه را زیر سؤال می برد ؛ اصل تبعیت اقلیت از اکثریت را به مسخره «بازار مکاره» می نامد ؛ اعلام می کند که هر چیزی که مخالف مبانی سازمان نباشد ، باید در ستون اصلی بیاید ؛ و مهم تر از همه ، تأکید می کند که هیچ اختلاف شخصی با رفیق روبن ندارد و با هر کس دیگری هم که به جای روبن بود ، همین برخورد را می کرد. و از حق نباید گذشت که مشابه همان عناوین و القاب را به دیگران هم نثار می کند. مثلاً در نامه به رفیق منصور ( مسؤول نشریه ) او را به نحو بسیار موهنی سانسورچی می نامد. یا به کمیسیون سایت اعلام می کند که به شرطی حاضر به شرکت در جلسه آن است که قبلاً تضمین داده شود که مقاله او در ستون اصلی جای داده شود.
٣ – متأسفانه کسان دیگری ( شاید هم با بی توجهی ) با بی معنا کردن ضوابط موجود تشکیلاتی ، با رفیق تقی همراه می شوند: رفقا حسین نقی پور و ر. و ، به عنوان اقلیتِ کمیته تبلیغ و ترویج ، ضمن انتقادِ ( انصافاً ) صریح از شیوه برخورد رفیق تقی و رد اتهامات او به رفیق روبن ، اعلام می کنند که خودِ ضابطۀ مربوط به ستون دیدگاه ، بحران آفرین است و هر مطلبی که در چهارچوب مبانی سازمان باشد باید در ستون اصلی جای داده شود ؛ اما با تناقض گویی آشکاری ، اولاً با ضابطه تلقی کردن نظرشان که هنوز خصلت پیشنهادی دارد ، انتقال مقاله رفیق تقی به ستون دیدگاه را «نادرست …و بحران سازی مصنوعی و غیر ضروری» اعلام می کنند و ثانیاً به رفقا تقی و روبن توصیه می کنند که اختلافات شخصی شان را خودشان حل و فصل کنند و پای تشکیلات را به این مسائل نکشانند. اما مهم تر از همه ، کمیته مرکزی در گزارش جلسه ( ٢٥ ژوئن ٢۰۰٨ ) خود اعلام می کند که اکثریت اعضای این کمیته پس از بحث و گفتگو در باره گزارش کمیته تبلیغ و ترویج ، «به نظر اقلیت گرایش داشتند». و با این اعلام نظر رسمی ( که ظاهراً قرار است بعداً «تدقیق» شود ) کمیته مرکزی که بنا به وظیفه باید حافظ قانونیت تشکیلاتی باشد ، نه تنها ضوابط موجود مربوط به سایت ، بلکه برنامه و اساسنامه سازمان را به هوا می فرستد.
به نظر من ، در مرحله اول از مراحل سه گانۀ اشاره شده در بالا ، گرچه برخورد رفیق تقی ( لااقل از نظر اخلاق کمونیستی و رفیقانه که لازمه حیاتی هر نوع کار مبارزاتی مشترک است ) نادرست و قطعاً در خور انتقاد بود ، اما می شد و بهتر بود آن را در سطح همان کمیسیون سایت حل و فصل کنند. ولی این امکان به دلیل این که رفیق تقی حاضر به شرکت در جلسه کمیسیون سایت نشده و فراتر از آن ، هر نوع تعهد به ضوابط موجود تشکیلاتی را نفی کرده ، از بین رفته است و مسأله خصلت و ماهیتی پیدا کرده که با حقوق اساسنامه ای همه اعضای سازمان ارتباط پیدا می کند و حالا که در آستانه برگزاری کنگره قرار داریم ، می شود از طریق بحث های کاملاً رفیقانه و مسؤولانه و در عین حال کاملاً باز که همه اعضای سازمان بتوانند از چند وچون آنها مطلع شوند و در آنها شرکت کنند ، در باره جوانب مختلف این مسأله بحث و برای تصمیم گیری کنگره تدارک دیده شود. همچنین از آنجا که اکثریت اعضای کمیته مرکزی ( طبق گزارش جلسه ٢٥ ژوئن آن ) با ارزیابی رفقای اقلیت کمیته تبلیغ و ترویج اعلام همسویی کرده اند ، به نظرم ، کمیته مرکزی به عنوان رهبری رسمی سازمان موظف است نظر بدهد که آیا ضوابط موجود سازمانی را تا تغییر آنها از طریق ارگان های صاحب صلاحیت ( که در این مورد قطعاً کنگره سازمان است ) معتبر می داند و از آنها دفاع می کند یا نه؟
تأکید من بر ضرورت بحث اصولی و صریح و باز در باره مسأله پیش آمده با توجه به نظر رفیق تقی در باره اصل تشکل است. دو – سه سال پیش در جلسه ای که بنا بر تصمیم کنگره سازمان در کلن برگزار شد و عده ای از رفقا در آن شرکت کردند ، رفیق تقی اعلام کرد که تبعیت اقلیت از اکثریت را در تصمیمات سازمانی درست نمی داند. و اکثریت رفقای حاضر در آن جلسه ضمن این که چنین نظری را بی معنا شدن موجودیت هر نوع تشکل و کار جمعی می دانستند ، آن را به عنوان یک عقیده شخصی تلقی کردند و کش دادن بحث در باره آن را بی مورد دیدند. اما حالا رفیق تقی نه تنها می خواهد هر نوع مرزبندی سازمان با تبلیغ آن نظر در سایت ونشریه سازمان موقوف بشود ، بلکه معتقدان به تشکیلات مبتنی بر تبعیت اقلیت از اکثریت و به طور کلی اصول بنیادی اساسنامه کنونی ما را افرادی «حقیرتر از استالین» ، «گردنه بگیر» و قاتل و برادر کش یا به قول خودش «قابیل» می نامد. آیا حرف رفیق تقی وقتی که می گوید ، هیچ مشکل شخصی با رفیق روبن نداشته ، بلکه به هرکس دیگری هم که جای او بود همین حرفها را می زد ، جز این معنای دیگری هم می تواند داشته باشد؟ فرض کنیم که رفیق روبن واقعاً شمربن ذی الجوشن است و رفیق تقی حسین مظلوم که سال ها در دست او شکنجه واذیت شده است ؛ اما در مسأله مشخص مربوط به سایت با این سؤال های مشخص روبرو هستیم که آیا رفیق روبن ضوابط را اجرا کرده یا با نقض آنها حق رفیق تقی را خورده است؟ آیا رفیق روبن خودسرانه مقالات رفیق تقی را در ستون دیدگاه قرار داده ، یا با رأی اکثریت اعضای کمیسیون سایت چنین کاری را انجام داده؟ آیا ستون دیدگاه و ضوابط مربوط به آن از طرف رفیق روبن ابداع شده ، یا طبق مصوبات دموکراتیک سازمانی بر قرار گردیده؟ آیا رفیق تقی قبلاً هم مخالف ستون دیدگاه بوده ، یا اجرای مقررات مربوطه را در مورد دیگران جایز می دانسته ، ولی نوبت که به خودش رسیده علیه آن شورش کرده است؟ پاسخ این سؤال ها به حد کافی روشن است.
وقتی رفیق تقی بعد از این که متوجه می شود که رفیق روبن او را دور نزده و با رأی اکثریت اعضای کمیسیون سایت ، مقاله او را در ستون دیدگاه جای داده ، ولی همچنان تعرض خود را تندتر می کند و قضیه را به سطح اصول می کشاند ومی گوید با رفیق روبن هیچ مشکل شخصی نداشته ، و به هرکس دیگری هم که جای او بود همین حرفها را می زد ؛ یا وقتی رفیق منصور را ( آن هم بعد از تصمیم صریح و مشخص ِ هفت ماه پیش کمیته مرکزی در باره ستون دیدگاه همین نشریه ، تصمیمی که به اتفاق آراء اتخاذ شده بوده ، یعنی خودِ رفیق تقی هم در آن شرکت داشته ) «سانسورچی» می نامد ؛ دقیقاً چه می خواهد بگوید؟ حرف او جز یکی از سه حالت زیر معنای دیگری نمی تواند داشته باشد:
١ – از این که مقررات مربوط به ستون دیدگاه شامل حال او شده عصبانی است و از سر عصبیت این برخوردها را می کند.
٢ – موقعیت را برای پیشبردِ نظرش در باره کنار گذاشتن اصول بنیادی اساسنامه کنونی سازمان مساعد می بیند و می خواهد با توپ وتشر زدن به افراد معتقد به آن اصول و مرعوب کردن شان ، مقاومت آنها را بشکند.
٣ – معتقدان به آن اصول را واقعاً و صمیمانه مدافعان سانسور و استالینیسم می بیند و به قول خودش ، حاضر نیست با آنها «زیر یک سقف» بماند و چنان از آنها بیزار شده که همه پیوندهای عاطفی و شخصی عمیق و طولانی را دست و پا گیر می داند و باخشم تمام از آنها ابراز برائت می کند.
معنای حرف های او هر یک از سه شق بالا که باشد ، غیر قابل دفاع است. مثلاً حتی اگر رفیق تقی به ضرورتِ تعیین تکلیف با مدافعان تشکیلات مبتنی بر تبعیت اقلیت از اکثریت رسیده ، آیا بهتر نیست بدون ایجاد کدورت های شخصی و بدون فحش و فضیحت آن را پیش ببرد؟
با توجه به نکاتی که گفتم ، فکر می کنم چند مسأله مهم هم اکنون زیر سؤال رفته اند که دوباره باید برای تصمیم گیری قطعی در کنگره به بحث گذاشته شوند:
١ – آیا اصلاً تشکیلات مبتنی بر تبعیت اقلیت از اکثریت را قبول داریم یا نه؟
٢ – رفقایی که پیشنهاد می کنند فقط مبانی سازمان معیار تفکیک مقالات ستون دیدگاه و ستون اصلی باشد ، در باره اعتبار و مصرف اساسنامه و برنامه کنونی سازمان چه می گویند؟
٣ – در باره سازمان یابی طبقه کارگر چه موضعی داریم؟ الف – آیا فقط از تشکل ها و مبارزات سیاسی و سوسیالیستی دفاع می کنیم ، یا هر تشکل مستقل کارگری حتی اگر صرفاً برای مطالبات صنفی باشد را هم لازم و مفید می دانیم ومورد مدافعه قرار می دهیم؟ ب – آیا معتقدیم مبارزات کارگران باید صرفاً شکل جنبشی داشته باشد ، یا تشکل را هم مفید و ضروری می دانیم؟
در پایان می خواهم یادآوری کنم که «راه کارگر» تجمع شریفی است که خون شریف تر صدها انسان مظلومانه به خاک افتاده ، نام آن را همراهی می کنند. این تجمع قبل از هر چیز دیگر ، یک تجمع اخلاقی است که روابط رفیقانه مبتنی بر احترام متقابل ، شرط حیاتی موجودیت آن و ساروج نگهدارنده ارتباطات اعضای آن است. توهین به هر رفیقی در این تجمع ، قبل از هر چیز ، اخلاق جمعی ما را جریحه دار می کند و به اعتمادهای رفیقانه میان ما آسیب می زند. بنابراین توهین به هیچ یک از اعضای «راه کارگر» را نمی توان فقط مسأله شخصی اعضای مربوطه تلقی کرد. در این گونه موارد ، ما نمی توانیم خود را کنار بکشیم و تماشاگر جنگ گلادیاتورها باشیم. تشکیلاتی که نتواند یا نخواهد از ضوابط خود و مجریان آن دفاع کند ، اراده بقای خود را از دست داده است و دارد خودکشی می کند. امیدوارم سازمان ما به چنان روزی نیفتد.
با درودهای کمونیستی – محمدرضا شالگونی / ٥ ژوئیه ٢۰۰٨

*********************************************************

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: