خط سوم و یا جنایت علیه بشریت ! روبن مارکاریان

28 ژانویه 2009

نسل کشی، قتلعام، کشتار گروهی، پاکسازی قومی و مذهبی، جنایت جنگی از نظر ما کمونیستها بی قیدوشرط محکوم است. هیچ علت و مستمسکی نمی تواند مجوزی برای ارتکاب جنایات بربرمنشانه علیه گروهی از مردم به خاطر مختصات قومی، مذهبی، ملی و یا سیاسی را توجیه کند. کمونیستها اولین جریان سیاسی بودند که پروگرم ها( Pogromیا قوم کشی) علیه اقوام وملیت های گوناگون و از جمله علیه یهودیان را همواره محکوم کرده و به توده های مردمی که در موارد زیادی تحت تاثیر تبلیغات قوم کشان قرارگرفته و به عوامل این جنایات مبدل می شدند هشدار داده و آنها را از شرکت و شراکت در قوم کشی، نسل کشی و …برحذر می داشتند.
اشکال کمیته مرکزی سازمان و رفقائی که در قتلعام غزه خط سوم را مطرح می کنند این است که قادر نیستند تفاوت میان نسل کشی، قتلعام و … با پیکارهای سیاسی که در آنها دو یا چند نیروی ارتجاعی همزمان در برابر توده های کارگران و زحمتکشان قرار دارند را تشخیص دهند .در این مورد می توان مثالهای زیادی را مطرح کرد .
قرن بیستم شاهد سه نسل کشی بزرگ در ا بعاد میلیونی بود. قتلعام یک و نیم میلیون ارمنی در سال 1915، قتلعام شش میلیون یهودی توسط نازی ها، نسل کشی توتسی ها( Tutsi)- هشتصدهزار تا یک میلیون- در ژوئن 1994 در» رواندا» توسط هوتوها (Hutu)!
*-اولین قوم کشی بزرگ قرون بیستم کشتار یک و نیم میلیون ارمنی توسط ترکهای جوان در اوائل قرن در سالهای 1915 شروع و سال 1921 ادامه یافت . دستگاه حکومتی ترکیه هرگز این قتلعام را نپذیرفته است. آنها تا کنون دلائل گوناگونی مطرح کرده اند مثلا» از جمله تلاش ناسیونالیستهای افراطی ارمنی( داشناکسیون) برای تجریه ترکیه شرقی و ایجاد دولت مستقل ارمنستان و یا اتحاد ارمنی ها با روس ها که تلاش داشتند ترکیه را تجزیه کنند و …. . آیا ما باید در ارتباط با قتلعام ارمنی ها هم دانشاکسیون( حزب ناسیونالیت ارمنی با ایدئولوژی مشابه صیهونیسم ) جریانانات روسوفیل در میان ارمنی ها را محکوم کنیم و هم ترک های جوان را ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ !
*-دومین نسل کشی بزرگ قرن بیستم هولوکاست یا کشتار یهودیان توسط فاشیسم است. آیا خط سوم در تحلیل هولوکاست کاربرد دارد؟ از موضع خط سوم باید ضمن محکوم کردن فاشیسم، برای صهیونیسم نیز مسئولیتی در هولوکاست قائل شویم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ !
در سال 60 درایران با اقدامات مسلحانه مجاهدین سرکوب شدید نیروهای مخالف و اعدام های گسترده ای که در تاریخ ایران کم نظیر بود شروع شد. به قول منصور حکمت دو نوع ارتجاعی از اسلام سیاسی شروع به زدن همدیگر کردند …. و مهم تر از آن در پایان جنگ ایران و عراق مجاهدین با کمک عراق برای سرنگونی رژیم جمهوری اسلامی قوای نظامی اشان را وارد ایران کردند. خمینی که از لرزان بودن رژیم به وحشت افتاده بود دستور قتلعام تابستان 67 را صادر کرد که اتفاقا» مجاهدین اسیر در خط مقدم قربانیان قرار داشتند. آیا در برخورد با قتلعام تابستان 67 هم باید به تاسی از خط سوم اعلام می کردیم در کنار خمینی مجاهدین نیز در این قتلعام سهم و مسئولیت دارند!

با کدام منطق باید به پدیده جنایت علیه بشریت برخورد کرد؟
این منطق همان منطقی است که رزا لوگزامبورگ به امر آزادی برخورد می کند. هیچ دلیل و بهانه ای سرکوب آزادی را توجیه نمی کند .آزادی یعنی آزادی برای مخالف، برای نیروئی که آن را ارتجاعی و ضدمردمی قلمداد می کنیم! در مورد جنایت علیه بشریت نیز مسئله از این قرار است. ما باید بدون قیدو شرط جنایت علیه بشریت را محکوم کنیم. هیچ مجوزی نباید توجیه کننده قتلعام، نسل کشی و پاکسازی قومی، ملی، مذهبی و جنایات جنگی شود حتی اگر در راس مردمی که قربانی جنایت علیه بشریت می شود نیروهای ارتجاعی قرار داشته باشند . داشناگ بودن و یا روسوفیل بودن احزاب ارمنی ، نفوذ صهیونیسم در میان یهودیان، این که در بروندی کشور همسایه رواندا «هوتوها» تحت تبعیض » توتسی» های افراطی قرار گرفته اند، تاکتیک های تروریستی و ماجراجویانه مجاهدین( و آلترناتیو مجاهدین که من آن را به مراتب بدتر از ولایت فقیه می دانم) … هیچ کدام مجوزی برای نسل کشی نیست و نباید باشد. اسرائیل غزه را به یک زندان بسته از یک و نیم میلیون فلسطینی مبدل و هر نوع راه فرار را بر روی سکنه آن بسته ، آنها را بیش از یک سال و نیم در محاصره اقتصادی نگهداشته است و سپس با بهانه قرار دادن موشک پرانی حماس غزه را به وحشیانه ترین شکل ممکن در هم کوبیده است … بیلان این جنایت را همه میدانیم مرگ بیش از 1300 نفر که یک سوم آنها را کودکان تشکیل می دهند، تحزیب هزاران محل مسکونی و خانه ها، مخروبه کردن تاسیسات خدمات عمومی، بمباران بیمارستانها و مدارسی که اردوگاه پناهندگان سازمان ملل مبدل شده بودند( و مقامات سازمان ملل محل را از طریق جی .پی .اس به ارتش اسرائیل خبر داده بودند) و بالاخره بیش از 2 میلیارد دلار خسارت، استفاده از بمب های فسفری …. نام اقد ام اسرائیل را تنها نسل کشی نژادپرستانه مستعمراتی از طریق جنایات جنگی می تواند نهاد و بس. ارتجاعی بودن حماس، موشک پرانی بی هدف آن( که سه نفر کشته داده و از نظر ما محکوم است ) بهیچ وجه نمی تواند مجوزی برای قتلعام بربر منشانه و نژادپرستانه باشد. این قتلعامی مشابه قتلعام سال 67 خود ماست، اما در زندانی به بزرگی غزه، و با قدرت تخریبی ارتشی که چهارمین ارتش بزرگ جهان است! در حالی که علیرغم تمام سانسورهای رسانه ای از سوی اسرائیل و نیز رسانه های وابسته به کشورهای امپریالیستی خبرنگاران توانستند در طی مدت جنگ صحنه های جنایت اسرائیل را در برابر دید افکار عمومی جهان قرار دهند … . اگر مشکل اسرائیل حماس و موشک پرانی آن بوده است چرا اسرائیل کل مردم غزه را در طول یک سال و نیم گذشته از طریق محاصره اقتصادی جان به لب کرده و در جنگ جدید آنها را درهم کوبیده است ؟ مگر اسرائیل به طور سیستماتیک در این دوره رهبران حماس و از جمله پایه گذار آن شیخ یاسین را به قتل نرسانده است؟ همانطور که در کشتار زندانیان ما در سال 67 حمله مجاهدین خلق نمی توانست مجوزی برای قتلعام و سه قطبی کردن وضعیت سیاسی باشد در مورد غزه نیز مسئله از همین قرار است.

سازمان یافتگی جنایت علیه بشریت !
معمولا» جنایت علیه بشریت امری از پیش سازمان یافته و برنامه ریزی شده است. در مورد غزه نیز مسئله از همین قرار بوده است. فاکت های مشخصی که هم توسط روزنامه «ها آرتص»( یکی از روزنامه های اسرائیلی) و » والقدس العربی»( روزنامه عربی که در انگلیس چاپ می شود) منتشر شده نشان می دهد که این عملیات از چند ماه قبل طراحی و دولت کنونی اسرائیل از شش ماه آتش بس برای جمع آوری اطلاعات و تدارک جنگی از آن استفاده کرده و مخصوصا» با عدم بازگشائی گذرگاه ها( که جزئی از قرار داد با حماس بوده است)، حمله به غزه و نیز ادامه ترور ها، حماس را به برهم زدن آتش بس سوق داده است. از نظر طبقه حاکم اسرائیل حماس باید به شکل کنونی اش نابود شود زیرا حاضر نیست که شرایط دیکته شده توسط اسرائیل و آمریکا را بپذیرد. این شرایط عبارتست از یک دولت» واسال»(Vassal) یا وابسته فلسطینی البته با دکور به اصطلاح » دو دولت مستقل» که در آن اسرائیل تسلط بر سرزمین ومنابع فلسطینی ها را در خدمت امیال استعمارگرانه خود همچنان حفظ می کند . این همان پروژه ای است که اسرائیل با تقویت و میدان دادن به حماس برای تضعیف و درهم شکستن فتح در دهه هشتاد شروع کرده و در نهایت الفتح آنروزی را به محمود عباس امروزی مبدل کرد.بجای حماس اگر فتح دو دهه پیش و یا نیروی های چپ و یا لائیت و مترقی( مانند جبهه خلق برای آزادی فلسطین (1) ….) دیگر بودند که حاضر نمی شدند در برابر استعمار زانو بزنند همین بلا بر سر آنها و غزه می آمد. شکی نیست که عملیات انتخاری حماس در گذشته و موشک پرانی آن دردوره جدید بهترین مستمسک را به دست اسرائیل داده است اما در نهایت این اقدامات چیزی جز مستمسک نبوده است.

جنگ ادامه انتخابات است اما به شیوه ای دیگر!
اسرائیل می خواهد از طرق این حمله و ضر ب شصت نشان دادن شکست خود در لبنان( و تحقیر ارتش و قدرت و اتوریته نظامی خود )را جبران کرده و یک بار دیگر نشان دهد که در منطقه قدرت غالب و غیرقابل شکست است. یک پیروزی قاطع از می تواند توازن وحشت را بین اسرائیل و اعراب( فلسطینی ها، اعراب و….) را دوباره احیاء کند. برای ایجاد توازن وحشت باید غزه به حمام خون مبدل شود و فلسطینی ها و اعراب بدانند که مخالفت با اسرائیل چه مجازاتی در بر دارد. در این جاست که ضرورت کاربرد تاکتبک- نسل کشی و پشت سرنهادن سرزمین سوخته- و نابود کردن جمعیت غیرنظامی و مناطق مسکونی و زیرساخت اقتصادی به کار گرفته می شود.
البته منافع مشخص احزاب حاکم اسرائیل نیز در این جنایت نقش داشت. احزاب «قدیما» و» کارگر» که محبوبیت شان بشدت در برابر لیکود افت کرده بود نیاز به چنین عملیاتی برای افزایش شانس پیروزی شان در انتخابات را داشتند.آنها دقیقا» دوره انتقال ریاست جمهوری در آمریکا را انتخاب کردند که هم از حمایت بی قیدوشرط بوش برخوردار شوند و هم قبل از مراسم تحلیف ریاست جمهوری جدید یعنی اوباما(رهبران اسرائیل و لابی پرنفوذ اسرائیلی در آمریکا هنوز او باما را به انداز نومحافظه کاران قابل اتکا ءنمی داند..)، قائله را خاتمه دهند و همانطور که دیدیم نقشه جنایت با زمانبندی دقیق خود به اجرا نهاده شد.

تئوری خط سوم به عنوان یک ابزار تحلیلی در برخورد با نسل کشی کارآئی ندارد. خط سوم یعنی ما نسل کشی و جنایات جنگی انجام شده را تقصیر هر دو طرف ( حال با هر نسبتی ) بدانیم. ما در گذشته نیز در ارتباط با قتلعام سال 67 دچار چنین خطای سیاسی نشدیم و رژیم اسلامی را به خاطر این قتلعام محکوم کرده و می کنیم. کاربرد تئوری خط سوم در این مورد لوث کردن نسل کشی و نژادپرسی مستعمراتی اسرائیل و خطای سیاسی است همانطور که در مورد قتلعام ارمنی ها و یا هولوکاست و پروگرم های دیگر باید بی قیدو شرط جنایت علیه بشریت را محکوم کرد.بیهوده نیست که تمامی شخصیت ها و جریانات چپ و مترقی و در میان آنها اسرائیلی های مترقی نیز همین موضع را اتخاذ کرده و در میان دعوا نرخ تعیین نکرده اند.

هم اکنون در سراسر جهان سازمان های طرفدرا حقوق بشر در تلاشند که اسرائیل را به خاطر جنایات جنگی به دادگاه بکشانند. امنستی و دیده بان حقوق بشر نیز از جمله این سازمان ها هستند. اتحادی از هشت سازمان طرفدار حقوق بشر اسرائیلی نیز با این حرکت همراه شده است. ریچار فالک گزارشگر حقوق بشر سازمان ملل در غزه روز پنجشنبه اعلام کرد که حمله اسرائیل به یک منطقه بسیار پرجمعیت که هیچ نوع امکا ن فرار ندارد یک جنایت جنگی سیستماتیک است…!

(1)- جبهه خلق برای آزدای فلسطین نیز به طور فعال در مبارزه مسلحانه او از جمله موشک پرانی شرکت دارد. نماینده این جبهه در مورد موشک پرانی در مصاحبه با خبرگزاری ترکی » مان نیوز»( ترکیه) می گوید:
«آیا حملات ھوائی، دریائی و زمینی اسرائیل بخاطر موشک پراکنی حماس است ؟
پاسخ: پرتاب موشک سمبل واقعی اعتراض و مقاومت ما علیھ قوای اشغالگر است. این امر بطور مستمر حضوراشغالگر را بعنوان اشغالگر یادآوری میکند. این مھم نیست کھ چطور آنھا ما را درمحاصره، قتل عام و یا حصار به دور ما میکشند و به انکار ما و حقوق بشر می پردازند لیکن باوجود اینھا ھمه ما به مقاومت خود ادامھ میدھیم. ما بطورقاطع ازحقوق بنیانی خود دفاع میکنیم و اجازه محو آن را نمی دھیم. تا زمانی یک موشک بسوی قوای اشغاگر پرتاب میشود، بازتاب زنده بودن خلق ما، مقاومت ما و موضوع ماست »

جالب این است که اگر به جای حماس » جبهه خلق برای آزادی فلسطین» در راس مقاومت مردم غزه قرار داشت جبهه سوم به جه شکلی در میامد؟

15 بهمن 87

یک پاسخ to “خط سوم و یا جنایت علیه بشریت ! روبن مارکاریان”

  1. نوشته های درونی در ارتباط با حمله اسرائیل به غزه به ترتیب زمان « اسناد بحران و انشعاب در "راه کارگر" Says:

    […] *خط سوم و یا جنایت علیه بشریت! روبن مارکاریان […]

پاسخی بگذارید

در پایین مشخصات خود را پر کنید یا برای ورود روی شمایل‌ها کلیک نمایید:

نشان‌وارهٔ وردپرس.کام

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری WordPress.com خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

تصویر توییتر

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Twitter خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس فیسبوک

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Facebook خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

عکس گوگل+

شما در حال بیان دیدگاه با حساب کاربری Google+ خود هستید. بیرون رفتن / تغییر دادن )

درحال اتصال به %s


%d وب‌نوشت‌نویس این را دوست دارند: